نقد فیلم

نقد و بررسی فیلم Bumblebee: بهترین فیلم فرنچایز تبدیل شوندگان (Transformers)

تصور کنید یک فیلم Transformers (تبدیل شوندگان) داریم که داستانش یکپارچه است، ربات هایش مثل شخصیت های انسانی هستند (برخلاف موجودات کامپیوتری پرزرق و برق)، و اکشن فیلم هم آنقدر خوب است که شما را جذب می کند. پس از ۵ فیلم تکراری و پرسروصدا، بالاخره تهیه کنندگان فهمیدند تا وقتی که مایکل بی (Michael Bay) کارگردان این فرنچایز باشد مردم دیگر علاقه ای به تماشای فیلم های آن ندارند. اگرچه باید به خاطر راه انداختن چنین تجارت بزرگی از روی یک سری اسباب بازی ساده توسط مایکل بی تشکر کرد، اما فیلم Bumblebee (بامبلبی) چیزی است که طرفداران انیمیشن دهه هشتادی این فرنچایز سال ها منتظر تماشای آن بودند.

اینکه این فیلم توسط تراویس نایت (Travis Knight) که سابقه ساختن انیمیشن Kubo را دارد و رییس استودیوی انیمیشن سازی Laika است، و اینکه داستان سرگذشت (اریجین) یکی از محبوب ترین شخصیت های این فرنچایز را روایت می کند، نشانگر رویکردی تازه به این فرنچایز است: شانسی برای ساخت فیلمی آرام و شخصیت محور که مخاطب هم شدیدا منتظر آن است. قبل از اینکه بامبلبی یک شورولت کامارو باشد، یک فولکس واگن کوچک بود، و در این فیلم هم او را به همان شکل می بینیم، که کاملا با طراحی مایکل بی از این شخصیت متفاوت است.

این تغییر کاملا مثبتی برای این فرنچایز پرسروصدا است، که با وجود اینکه استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) تهیه کننده اجرایی فیلم های قبلی آن بوده است، هیچوقت نتوانستند داستان خوبی را روایت کنند. در نقطه مقابل، Bumblebee از فرمول آزمون و خطای اسپیلبرگ بهره برده است. کریستینا هادسون (Christina Hodson) نویسنده ی فیلمنامه فیلم Bumblebee را کاملا شبیه فیلم های کلاسیک یک بچه و حیوان خانگی خودش نوشته، که مستقیما ویژگی هایی از فیلم های .E.T (ای تی) و Harry and the Hendersons (هری و خانواده هندرسون) را در خود دارد.

شاید این نکات در تبلیغات پارامونت برای فیلم آشکار نباشد، اما Bumblebee می تواند نسخه ای تکراری از فیلم ناموفق Monster Trucks این استودیو باشد، که شخصیت اصلی آن از یک پسر به یک دختر تبدیل شده است. در اینجا قهرمان داستان Charlie Wilson (با بازی هایلی استاینفیلد (Hailee Steinfeld)) یک دختر دبیرستانی است که یک فولکس واگن خراب در تعمیرگاه عمویش پیدا کرده و آن را درست می کند، اما می فهمد این اصلا یک ماشین نیست، بلکه رباتی است که خودش را به این شکل درآورده است. نایت برای این سکانس، آهنگ دهه هشتادی Higher Love ساخته ی Steve Winwood را انتخاب کرده که شاید باعث خندیدن مخاطبان جوان تر شود، اما برای مخاطبان مسن تر حالتی نوستالژیک دارد.

فیلم Bumblebee روایت شده در سال ۱۹۸۷ شامل اشارات دیگری به آن دهه نیز می شود: نوشیدنی های قدیمی، تلفن هایی با شماره گیر چرخشی، آنتن های تلویزیون گوش خرگوشی و بازی ویدیویی پینگ پنگ. فیلمنامه هم این اشارات نوستالژیک را یک قدم جلوتر می برد، جایی که ربات جدید Charlie برای تماشای نوارهای VHS قدیمی جلوی تلویزیون می نشیند و مشت کردن به نشانه ی پیروزی را از آنجا یاد می گیرد. او باید برای برقراری ارتباط با دیگران خلاقیت به خرج دهد، چون در اولین نبردش در زمین یکی از دشمنانش سیستم ارتباطی او را از بین برده است (فیلمنامه به این قضیه اشاره می کند که آپتیموس پرایم بامبلبی را به زمین فرستاده تا ببیند آیا اینجا مکان مناسبی برای زندگی آنهاست یا خیر)، بنابراین او درنهایت یاد می گیرد با تغییر ایستگاه های رادیویی خودش با دیگران ارتباط برقرار کند.

بامبلبی – که نامش به این دلیل نیست که به یک فولکس واگن زرد تبدیل می شود یا برای اینکه وقتی Charlie پیدایش می کند زیر گلگیرش یک کندو پر از زنبورهای عسل وجود دارد، بلکه به دلیل صدای عجیبی که جعبه صدای او منتشر می کند این نام برایش انتخاب شده –  بهترین حیوان خانگی است که هر نوجوانی آرزوی داشتن آن را دارد: که اگرچه مجهز به اسلحه های انفجاری و یک شمشیر جمع شدنی است، اما بیشتر اوقات مثل یک حیوان خانگی غول پیکر و مطیع است، که نگهداری از او وظیفه ی Charlie است، که همچنین در یک فست فودی کار می کند که در آن جا پسری هم به او علاقمند شده است.

اگرچه جالب است در فرنچایز Transformers یک زن را ببینیم که فقط برای جذابیت در فیلم قرار داده نشده، اما Charlie هم کاملا شخصیتی سه بعدی ندارد بلکه ترکیبی از سه یا چهار شخصیت یک بعدی است: او یک دختر تنهاست که به آهنگ های گروه Smith گوش می دهد و مخالفتش با مدرسه را با پوشیدن دائمی لباس نوجوان های یاغی نشان می دهد؛ او بزرگترین بچه در یک خانواده سطح متوسط است که مرگ پدرش باعث کمبود احساسی بزرگی در زندگی‌اش شده؛ و در اوقات فراغتش دوست دارد ماشین ها را تعمیر کند، و آنقدر در این کار ماهر است که بهتر از مکانیک ها وسایل مختلف را می شناسد.

همچنین او یک شیرجه زن ماهر است، که البته نکته ی عجیبی در این داستان است، که فقط برای این در داستان قرار داده شده که در بخشی از داستان، Charlie این سوال را از خودش بپرسد که اگر شخص دیگری از پرتگاه بپرد، آیا تو هم از آن می پری؟ وجود چنین چیزی در داستان احتمالا فقط برای شوخی بین عوامل فیلم بوده، مخصوصا وقتی پس از آن صحنه شاهد سکانسی هستیم که در آن Charlie هنگام رانندگی در جایی خطرناک، چشمان خودش را می بندد تا ثابت کند فولکس واگن او می تواند خودش را هدایت کند.

به یاد ماندنی ترین شخصیت انسانی فیلم توسط جان سینا (John Cena) بازی می شود، که شاهد ورود اولیه ی بامبلبی به زمین به شکل یک شی آسمانی آتشین بوده و به سختی از آن واقعه جان سالم به در برده است. این کشتی‌گیر سابق به عنوان عضو گروه دولتی شرور که به شدت برای دستگیر کردن یا آزمایش کردن روی موجودات بیگانه مصمم است، کاملا قابل باور بازی می کند. اما او همچنین حس شوخ طبعی خاصی به فیلم می آورد تا جایگاه خودش را در مقابل موجودات عظیم الجثه ی فیلم حفظ کند.

نایت با پیش زمینه ی کار در انیمیشن، نسبت به مایکل بی با شخصیت های رباتی کاملا متفاوت رفتار می کند، و آن ها را به چیزی بیشتر از جلوه های ویژه ی باشکوه تبدیل کرده است. او سکانس های تبدیل شدن را اسلوموشن نشان می دهد تا مخاطب بتواند تبدیل آن ها از یک شکل به شکل دیگر را ستایش کند – اگرچه این صحنه ها هنوز هم مثل فیلم های قبلی با جلوه های ویژه به وجود آمده اند. فیلم با نبردی کاملا انیمیشنی در سیاره ی سایبرترون آغاز می شود و چندین بار دوباره به آن نبرد برمی گردد، که کاملا مسخره به نظر می آید، اما شاید برای طرفداران نسخه انیمیشنی جذاب باشد. اما در مقابل، تماشای لحظاتی که در آن ها بامبلبی در حال یادگیری اعتماد به رفقای انسانی خودش است کاملا جذاب است.

در حالی که ایراد گرفتن به مایکل بی کاملا منطقی است، اما Bumblebee خیلی زیاد از طراحی های خلاقانه ای که او در فیلم های قبلی خلق کرده بود مثل طراحی ربات ها و افکت های صدا به خوبی بهره برده است. همچنین مایکل بی با ساختن فرنچایزی براساس اسباب بازی های محبوب دهه هشتاد کل اعتبار خودش را به خطر انداخته است، پس حداقل از این نظر باید از او تقدیر کرد. Bumblebee نشان داد هنوز هم جایی برای ظرافت در این فرنچایز وجود دارد، اما اگر این فیلم لذت‌بخش را با دقت بیشتری نگاه کنید می فهمید که کاملا از بخش های بازیافتی فیلم های قبلی ساخته شده است.

فیلم Bumblebee در تاریخ ۲۱ دسامبر ۲۰۱۸ اکران خواهد شد.

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن