امروز:پنج شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵
 

یادداشت منتقد گاردین بر «دنیای ژوراسیك»

 


گاردين/ مارك كرمود: تريلر اين دنباله دايناسوري تصوير يك موساساروس عظيم‌الجثه را نشان مي‌دهد كه كوسه‌اي را يك‌‎جا مي‌بلعد. كنايه گستاخانه اين صحنه واضح است: دنياي ژوراسيك مي‌تواند آرواره‌ها را به جاي صبحانه ميل كند. اين پارك سينمايي، درست مثل “ايندومينوس ركس” در قلب اكشني درهم‌پيچيده، بزرگ‌تر و پرسروصداتر است و دندان‌هاي خونين بيشتري از آرواره‌‎ها يا پارك ژوراسيك دارد. اما چيزي كه در نتيجه اين اندازه بزرگ‌ نصيب‌اش مي‌شود از نظر منطق دراماتيك و مهم‌تر از همه شيمي ميان كاراكترهايش كافي نيست. تماشاي سه بعدي فيلم بدون شك تجربه‌اي تاثيرگذار است، اما آدم‌هاي فيلم به لطف فيلمنامه‌اي كه پرش‌هاي مهم داستاني‌اش را ناديده مي‌گيرد و به ناگاه شروع به خلق دقايق احساسي مي‌كند همچنان دوبعدي باقي مي‌مانند. نتيجه يك بلاك‌باستر تابستاني ديدني است كه قطعا جدول باكس آفيس را زنده‌زنده قورت مي‌دهد اما درنهايت همه اين‌ها تنها پارس كردن‌هايي بدون به دندان‌كشيدن هستند.


بيست و دو سال پس از اتفاقات پارك ژوراسيك جزيره ايسلا نوبلار مبدل به زمين‌بازي چندمنظوره دايناسورها شده است و خيل عظيم توريست‌ها را بسوي خود جذب مي‌كند. حالا ديگر با انقراض موجودات قبلي، تي‌ركس‌ها پاسخي مناسب براي جذب مخاطب نيستند و دايناسورهاي هيبريدي دستكاري شده براي به وحشت انداختن بازديدكنندگان جديد وارد زمين شده‌اند.
صاحبان فيلم، انگار كه از فيلم‌هاي قبلي (“دنياي گمشده” و “پارك ژوراسيك 3” يا “وست‌ورلد” به كارگرداني مايكل كرايتون) هيچ چيز ياد نگرفته باشند، بار ديگر پارك سرگرم‌كننده‌اي به راه انداخته‌اند كه جذابيت‌هاي توريستي در آن شروع به قرباني كردن مهمان‌هاي خود مي‌كنند. در همان حين كه سيستم مديريتي برايس دالاس هاوارد سعي در مكان‌يابي قوم و خويش خود دارد، كريس پرت مربي دايناسورها در تلاش است كه تا كارفرماي سربه‌هواي خود را از مسلح كردن اين موجودات بازدارد.
اين هيولاي بلااستفاده كه بيش از يك دهه درگير پروسه ساخت بوده درنهايت فيلمنامه‌اي بيش از حد پخته شده را در نتيجه همكاري تيم پرتعدادش (دستيار تهيه استيون اسپيلبرگ، فيلمنامه‌نويسان “طلوع سياره ميمون‌ها” ريك جافا و آماندا سيلور) و با بازبيني نهايي كالين تروورو كارگردان به همراه درك كانولي، فيلمنامه‌نويس كمدي او “امنيت تضمين‌شده نيست” به خورد تماشاگران مي‌دهد. پروسه تكامل درهم‌پيچيده داستان فيلم در نهايت ختم به اثري پرحفره شده كه يك ماساساروس به راحتي مي‌تواند از ميان آن عبور كند.
بدتر از آن، كاراكترهاي پس‌زمينه فيلم- كودكان درخطر، بزرگسالان ناآماده، خوره‌هاي تكنولوژي و غيره- به ما يادآوري مي‌كنند كه  نياكان‌شان در فيلم اصلي سال 1993 و با فيلمنامه  كرايتون و ديويد كوئپ تا چه اندازه به بلوغ رسيده و آماده پرواز بودند. تنها كاراكتر ميلياردر عرفان خان ذره‌اي از كاريزماي كاراكتر نظريه‌پرداز جف گلدبلوم را به ارث برده است اما حتي اين فرصت درخشش هم در مقايسه با فيلم قبلي تروورو پتانسيل زير و رو كردن ماجرا را ندارد.


تروورو هم در وضعيتي مشابه با كارگردان گودزيلا، گرث ادواردز دندان‌هايش را با ساخت يك فيلم كم بودجه فانتزي تيز كرد و سپس به سوي يك بلاك‌باستر پرافكت به حركت درآمد. اما با وجود هيولاهايي كه ردشان هم‌چنان در گودزيلا باقي مانده، دنياي ژوراسيك آن دل‌نشيني روابط ميان اشخاص را (به عنوان مثال شبيه به چيزي كه در كمدي “امنيت تضمين‌شده نيست” ديديم) كم دارد. در عوض، تروورو بسادگي كلاهش را به احترام كاتالوگ پيشين اسپيلبرگ برمي‌دارد و همان “بچه‌هاي وحشت‌زده از ديدن چشم دايناسور” را از پارك ژوراسيك به تماشاگران خود تحميل مي‌كند. او حتي به مرگ خشونت‌آميز سوزان بكليني در آرواره‌ها هم نزديك شده است. از سوي ديگر موسيقي مايكل جياچينو هم حس و حال نزديكي با تم كوسه‌اي اضطراب‌آور جان ويليامز دارد. اين بازي خطرناكي است؛ در طول مدت تماشاي فيلم انتظار داشتم پرت هرلحظه برگردد و رو به دوربين به نوعي با زبان اشاره مقصود خود را بفهماند كه “به يك فيلمنامه بهتر نياز داريم…”
با اين حال، دنياي ژوراسيك كمبودهاي خود در داستان‌گويي را با تمركز بر نمايش‌هاي ديدني‌اش جبران مي‌كند. اگر فيلم را بر روي پرده آيمكس و با صداي بلند تماشا كنيد با وجود مجموعه‌اي غني از دايناسورها كه در آسمان و زمين و دريا گردش مي‌كنند به اهداف پاپ‌كورني‌تان خواهيد رسيد. ‌خزنده‌هاي كوچك وحشي ستاره‌هاي فيلم هستند و اثبات‌كننده اين كه اندازه تنها شرط لازم جذابيت نيست. اما باز هم در اين‌جا رقيبي براي هجوم خزنده‌هاي كوچك فيلم اصلي پيدا نمي‌كنيد، به جز پيشرفت در تكنولوژي كه محدوديت‌هاي بصري و سمعي را مثل هميشه كنار مي‌زند.
چهل سال پيش اسپيلبرگ بلاك‌باستر تابستاني را تنها با يك فيلمنامه هوشمندانه، گروه بازيگران مناسب و كوسه‌اي كاربلد خلق كرد. امروز، تروورو مي‌تواند دايناسورهايش را آن‌گونه كه هيچ‌گاه پيش از تصورش را نمي‌كرد وارد زندگي واقعي كند، اما او نمي‌تواند ما را وادار كند تا به كاراكترهايش اهميت دهيم يا باورشان كنيم. در وضعيتي مشابه با “اينديانا جونز و قلمرو جمجمه بلورين” اسپيلبرگ، اين فيلم هم بيشتر يادآور روزهاي باشكوه گذشته است تا خبررسان آينده‌اي تازه. دنياي ژوراسيك پوسته پوشيده از فلس خود را حفظ كرده اما بي‌روح است.

4 پاسخ به “یادداشت منتقد گاردین بر «دنیای ژوراسیك»”

  1. Hesam DX گفت:

    خیلی عالی بود

  2. Scream گفت:

    عاشق این فیلمم من سری قبلی هاشم مثل این بی نظیر بود عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

  3. Joker HL گفت:

    عالیه داداش دمت گرم

  4. afshin2014 گفت:

    خواهش می کنم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *