Top 10نقد فیلم

چرا Robin Hood یکی از افتضاح ترین فیلم های ۲۰۱۸ است؟

یکی از غم انگیز ترین حوادث 2018

در نگاه اول به عنوان یک بیننده اکثر ما بعد از دیدن تریلر های معمولی فیلم کم ترین انتظارمان دیدن یک رابین هود اکشن به سبک جان ویک بود، اما با دیدن فیلم متوجه می شویم نه تنها نسخه جدید رابین هود اکشن خوبی نیست بلکه یکی از افتضاح ترین آثار چند سال اخیر است که خاطرات خوب رابین هودی ما را هم خراب می کند. فیلم ۱۰۰ میلیون دلاری Lionsgate هم در بین منتقدین و هم در میان بینندگان عادی سینما به عنوان یک شکست کامل مطرح شد. اتفاقی شبیه به King Arthur گای ریچی برای رابین هود نیز صورت پذیرفت یعنی شکست تجاری، هرچند فیلم ریچی حداقل تلاشی خلاقانه در فرم روایی و کارگردانی درونش وجود داشت، اما رابین هود هیچ گونه خلاقیتی در جای جای فیلمش مشاهده نمی شود. بدون شک می توان گفت که این فیلم به راحتی در صدر بدترین فیلم های رابین هودی تاریخ سینما قرار می گیرد و به نوعی جای ریدلی اسکات و فیلمش را به دست می آورد. حالا نگاهی به دلایل بدی و افتضاحی این فیلم خواهیم انداخت.

تلاشی عجیب و سخت برای مدرن کردن داستان

از همان اولین لحظه فیلم به طرزی عجیب فریاد می زند هرچه از اسطوره ای به نام رابین هود می دانید و دیده اید فراموش کنید. سپس ما شاهد یک فیلم ۱۱۵ دقیقه ای هستیم که به شکلی فاجعه بار چیز هایی که این روز ها بچه ها دوست دارند ببینند را به نمایش می گذارد. لباس های مضحک آناکرونیستی بر تن اکثر شخصیت ها دیده می شود و حتی فراتر از آن در نقطه ای از فیلم شخصیت ماریان یک کت چرمی دور از زمان خود می پوشد. بدون توجه به زیبایی شناسی و فرم ما شاهد چیزی شبیه به ژانر علمی تخیلی در فیلم هستیم و ویژگی های فن آوری بخار که برای فیلم های غبار آلود آخرالزمانی و سیاسی است. انگار شاهد چیزی مانند بتمن آغاز می کند نولان که ۱۰۰ درجه بدتر شده است هستیم. تحمل این همه مدرنیزه کردن پوچ واقعا سخت است.

عملکرد فوق العاده راکد و خسته از Taron Egerton

شاید تعجب آور ترین اثر این فیلم بر بیننده، عملکرد خارق العاده راکد و سرد Egerton در نقش رابین هود است. به معنای واقعی کلمه، اجرای او در فیلم با شور و شوق آغاز و با بی فکری ادامه پیدا می کند و در سراسر فیلم او هرگز در این نقش راحت به نظر نمی رسد و کج هدایتی کارگردان نیز در این امر بی تاثیر نبوده. همه ما می دانیم او می تواند جذاب باشد و به اندازه کافی شگفت انگیز باقی بماند، همانطور که کار او در فیلم های Kingsman این را نشان داده است، اما عملکرد او در اینجا به طرز شگفت آوری کمبود انرژی دارد، شاید در تلاش فهم نقش برای بازیگر اشتباهی صورت پذیرفته است چرا که بین فداکاری و قهرمان بودن تفاوتی نیست که اینچنین نقش از دست رفته است. ایده یک رابین هود جوان ذاتا وحشتناک نیست، ولی چیزی که اگرتون به نمایش گذاشته است هیچ اشتیاق در آن وجود ندارد. بالاتر از تمام این ها انتخاب یک بازیگر توسط استودیو انجام می شود و اینجاست که کار مشکل پیدا می کند.

سکانس های اکشن بد و وحشتناک

برخلاف تصور ما از تریلر های فیلم، اکشن در این فیلم خیلی بد است و گاهی افتضاح است. انتخاب کارگردان کم تجربه تلوزیونی یعنی Otto Bathurst توسط کمپانی سازنده و قرار دادن بودجه ای قابل توجه به او این انتظار را شکل داده بود که اکشن فیلم چیزی تازه را به بیننده ارائه دهد ولی نتیجه واقعا افتضاح مطلق است. کارگردانی سکانس های اکشن آزار دهنده،شلوغ و با استفاده از تصاویری با سرعت بالا به شکلی کورکورانه از بین رفته و ناخوشایند است. به عنوان نتیجه باید گفت اندک لحظاتی از صحنه های اکشن که به نظر بهتر هستند نیز با وسیع شدن الکی صحنه و تکراری بودن حیف شده است. برای مثال سکانس اکشن ابتدای فیلم انگار در زمان حال و جنگ های منطقه ای عراق یا سوریه جریان دارد، کارگردان با علاقه به نجات سرباز رایان یک نجات سرباز رابین را به بیننده ارائه می کند، و این خنده دار است و بس.

شخصیت های سطحی و نمادین

اگر شما یک طرفدار بزرگ رابین هود هستید و مثل من عاشق انیمیشن کلاسیک دیزنی از این شخصیت بوده اید، بهترین توصیه چشم پوشی از دیدن این فیلم است. خیلی از کاراکتر های محبوب جهان رابین هود در این فیلم در حد نام و ظاهری تو خالی هستند. رابین هود را می شود تا اندازه ای قبول کرد، ولی شخصیت های مکمل واقعا وضع خوبی ندارند و یک نماد پوچ بیشتر نیستند. ماریان کاریکاتور یک دوشیزه است که به شکلی ناجور بیشتر با جنسیتش پیشروی می کند تا چیز دیگر و این عکس جهان روایت شده این داستان است. حتی در فیلم به پدر تاک هم رحم نکرده اند و او نیز به شکلی زشت مدرنیزه شده و از بین رفته است.

جلوه های بصری خنده دار و بد

با وجود بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری فیلم برای تولیدش کیفیت جلوه های بصری در اکثر صحنه ها کاملا شبیه به هم و سطحی و تخت است. ظاهر CGI ها در فیلم گویای این است که سکانس های اکشن در آن به طرز شگفت آوری ارزان و بی کیفیت هستند. بدترین صحنه فیلم در این زمینه تعقیب با اسب ها است که به شکلی وحشتناک فریاد می زند که بازیگران جلوی پرده سبز در حال فعالیت هستند این چیزی شبیه به بازی های PS3 در روز های ابتدایی انتشار آن است. با این چیزی که ما در فیلم دیدیم اثر به تولیدات ده سال پیش سینما شباهت بیشتری دارد تا یک فیلم بلاک باستر در سال ۲۰۱۸٫

لحن متناقض فیلم

رابین هود اساسا فیلمی است که نمی داند چه چیزی می خواهد. از طرف دیگر این فیلم به حدی تند و تلخ افسانه را روایت می کند که حتی بار دراماتیک فیلم نیز جواب نمی دهد. طنز فیلم نیز با این ریتم و فرم چنگی به دل نمی زند. به طور خاص، فیلم نمی داند که چه کاری با رابین هود انجام دهد. او گاهی خوش مشرب و افسونگر به نظر می رسد و لحظه ای دیگر به طرزی وحشتناک خشک و مستحکم است و در سکانس هایی به بدترین حالت ممکن کمیک است. نتیجه نهایی فیلم هم دوپارگی آن است و انگار فیلمنامه نویس تحت فشار بوده و در جهت های مختلف کشیده شده است. این نهایت افتضاح یک اثر سینمای است چرا که انسان در پایان فیلم دچار یک روان گسیختگی می شود.

پایان شرم آور فیلم

اینجا هیچ اسپویلی وجود ندارد، هرچند بیایید صادق باشیم، چقدر برای ندانستن چنین فیلمی مقاومت می کنید؟ اما همانطور که پیش بینی می شود که آفتاب فردا طلوع خواهد کرد، رابین هود نیز قرار است آغاز گر یک جهان سینمایی باشد و این از پایان فیلم آشکار می شود. اما احتمالا فیلم وحشتناک دوم ساخته نخواهد شد و این جای شکرش باقی است. در پایان باید بگوییم رابین هود یک فیلم افتضاح است با چند نقطه روشن و از حالا بلند فریاد می زنیم تمشک های طلایی پیش رویت پیشاپیش مبارک.

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن