اخبار روز سریالهانقد سریال

چرا سریال Big Little Lies به فصل دوم نیاز دارد؟

فکر میکنم همه ما موافق باشیم که Big Little Lies ـه HBO یکی از سریال هایی بود که با پایان زیبایی همراه بود… (حاوی اسپویل)

هفت قسمت موفق، سرعت عالی، صحنه پردازی زیبا، عوامل قدرتمند، و داستان احساس برانگیز از عواملی بودند که این سریال کوچک را به یکی از بهترین های سال قبل تبدیل کرده بود. برای کسی که رمان Liane Moriarty را نخوانده است، پایان شگفت انگیز داستان که در آن Bonnie  به عنوان قاتل Perry معرفی شده است، در بستری عالی از داستان پیش رفته است. Bonnie که همیشه سوژه هوس بازی های مردان بوده است، با تیز بینی خاصی شرایط را طوری رقم می زند که بتواند گروهی از زنان را که هیچ وقت دوستش نداشته اند، حفظ کند. به هر حال این سریال شگفت انگیز بود و همان طوری که کارگردانش Jean-Marc Vallée در گفتگو با Vulture تأکید کرد، این سریال «پایان بی نقصی» داشته است. و در واقع هیچ بهانه و دلیلی برای ساختن فصل دوم آن وجود ندارد. نساختن فصل دوم یعنی همه چیز همانطوری که مخاطب انتظار داشت، به پایان رسیده است و اگر فصل دومی برای این سریال ساخته شود، احتمالا از ارزش و اعتبارش خواهد کاست.

همه این ها را می فهمیم، این که همه داستان از همین جزییات کوچک تشکیل شده بود. اما هم Resse Witherspoon  و هم Nicole Kidman تجربه هیجان انگیز و عالی شان را از فصل اول اعلام کردند و حتی Resee Witherspoon احتمال وجود فصل دوم را تأیید کرد. به گزارش Vanity Fair او این مطلب  را در ویدئوی زنده ای که در اینستاگرامش به اشتراک گذاشته است، مستقیما اعلام کرده است. شور و اشتیاق طرفداران و بینندگان فصل اول می تواند Moriarty را تشویق به نوشتن فصل دوم این داستان کند. خوشبختانه هم Witherspoon و هم Kidman هر دو تهیه کننده سریال هم هستند و این احتمال تولید فصل دوم سریال را زیاد می کند. (و البته چنین مبلغی برای شرکتی مثل HBO هم خیلی زیاد است، اما Big Little Lies موج بسیار بزرگی از مشتریان برایشان به ارمغان آورده بود.

من معمولا معتقدم که «مینی سریال» ها باید «مینی سریال» باقی بمانند، اما وقتی به این سریال می رسیم، احساس میکنم با یک حالت خاص و نادر مواجه شده ام که پتانسیل بزرگ تر شدن را دارد. به خصوص که هنرپیشه های زن بسیار پرطرفدار این سریال هم معمولا به دلیل تقاضاهای بسیار زیاد نمی توانند برای فصل دوم وقت بگذارند، حتی اگر خودشان هم بخواهند. اما هیچ چیزی قابل پیش بینی نیست، همان طور که قبلا Sherlock یک مورد خاص بود.

دلیل اصلی این است که داستان چیزی فراتر و اصیل تر از صرفا داستان یک قتل ساده است. Big Little Lies ساختار عمیق تری از فیلم های جنایی ساده دارد و ما اصلا قرار نیست قاتل و مقتول را شناسایی کنیم. داستان این فیلم بهترین حالت روایت یک قتل بود، هر چند معقتدم اصلا این داستان نیازی به روایت یک قتل هم نداشت.

بخش «Greek Chorus» ضعیف ترین بخش سریال بود (وارد کردن جزییات غیرلازم بیش از  حد به پرتره ناراحت کننده سوء استفاده). David E. Kelley صحنه نهایی را طوری چیده است که همه جنبه های داستانی کاراکترها، زندگی های پیچیده و مسائل زندگی شان، آن قدر مشخص باشد که نیازی نباشد بدانیم قتلی اتفاق افتاده است تا داستان با یک پایان «بد» تمام شود. اسحله Jane Chekovian که هیچ وقت هم از کمرش نمی افتد، آن قدر واضح است که نیازی به صحبت های احمقانه روستاییان برای مبهم بودن اوضاع نداشته باشیم.

اما آنچه باعث جذابیت این سریال شده است، خود داستان «قتل» نیست، بلکه نحوه بازی و اجرای فوق العاده جذاب بازیگرانی است که تا عمق وجود نقش هایشان رفته اند. Nicole Kidman در نقش Celeste قطعا یک شگفتی بود و هنوز بسیار مشتاقیم بدانیم چه بر سرش می آید در دنیایی که Perry  همراهش نیست و وقتی می کوشد به فرزندانش و به خصوص Max بیاموزد مرد بهتری از پدرشان باشند. اما به اعتقاد من شخصیتی که بازی چشمگیرتری ارائه می کند هنوز کاراکتر Madeline با بازی Reese Witherspoon است. آیا او از بی ایمانی اش به Ed با بازی Adam Scott گفته است؟ آیا همه چیز بین او و Bonnie (با بازی Zoe Kravitz) خوب پیش می رود؟ تصمیم مادرانه وی پس از سرخوردگی از همسر سابقش چه خواهد بود؟

اگر این سریال فقط به داستان زندگی اسرارآمیز Madeline Monterey هم بدل می شد، باز هم با شور و اشتیاق فراوان میشد آن را دید. خیلی چیزها باید از آن شهر و ساکنینش نمی دانیم. (آیا Gordon و Tom معضل سال بعد هستند؟ آیا Renata با بازی Laura Dern بالاخره می تواند در خانه مادرش اقامت گزیند؟ آیا اصلا کسی پیدا می شود که Ed را راهنمایی کند؟ چگونه Jane با بازی Shailene Woodley موفق می شود با حقوق کار نیمه وقتش، برای خودش خانه بخرد؟ آیا بالاخره می فهمیم چرا باید کسی اسم بچه اش را Amabella گذاشته باشد؟

بیشترین بخش عظمت و زیبایی داستان از کارگردانی طلایی، نفس گیر و با کلاس Vallée می آید. البته نکته دیگری هم در این میان وجود دارد و آن اختصاص کامل داستان به «سه زن» یا «پنج زن» و فضای کاملا زنانه داستان روایی فیلم است.

اگر فصل دوم هم بخواهد با همان شکل و داستانی که عمیقا Celeste و Jane را تحت تأثیر Alexander Skarsgård  قرار داده بود پیش برود و روایت این که چگونه دوستی، توانست هر دو زن  را حفظ کند، پس فصل دوم هم باید خیلی قدرتمندانه شروع به کار کند که البته اصلا کار ساده ای نخواهد بود.

با مشاهده اتحاد این زنان برای حمله به Perry و داستان های زندگی شان که می کوشند آینده شان را حفظ کنند (در صحنه های شاد ساحلی هم میتوان چنین چیزی را به وضوح دید) بخشی غیر ممکن موج می زند. و هنوز هم فرصتی برای خلق یک بخش غیرممکن دیگر وجود دارد. لحظات شادی و پیروزی کوچک تر هر کاراکتر، همان طوری که داستان فیلم در پس زمینه زندگی زناشویی و مادرانه هر زن پیش می رود و این بخش غیرممکن و اسرارآمیز زندگیشان را دربر می گیرند و در نهایت اساسا در مورد دوستی های زنانه مثبت نگر خودش را نشان میدهد.

آیا مایلید بدانید اکنون که فرد متجاوز و سوء استفاده کننده از Jane به قتل رسیده است، زندگی وی چگونه می شود؟ یا Celeste به همان کسی که دوستش داشت باز می گردد؟ آیا Madeline به دلیل خیالاتی بودنش دست به هر کاری می زند؟ هر کاراکتری در طول این داستان، حقیقتا هنوز حرف های زیادی برای گفتن دارد. هر چقدر که به پایان نزدیک تر می شویم، صدای واضح پچ پچ تولید فصل دوم را می شنویم.

Vallée معتقد است بهتر است تماشاگران برای آینده این سریال رویاپردازی کنند و در واقع من هم می خواهم آرزو کنم فصل دومی در کار باشد. داستان این که چرا ما به تحقیقات پلیسی بیشتری نیاز نداریم، چون به وضوح صدای مشکوک دروغ های این زنان را می شنویم، اشتباهی بود که Broad church در فصل دومش مرتکب شد. در این داستان قرار بود فیلم به سمت تمرکز روی دیگران برود و در عوض خودش را در سریالی محدود کرد که هیچ کس رغبت دیدنش را نداشته باشد. اما تا جایی که میتوانیم در این مورد رؤیاپردازی کنیم، «دروغ» گویی این زنان «پایان» سریال نبوده است؛ بلکه (شاید در رویای ما) فقط آغاز راه داستان بوده اند.

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن