نقد فیلم

نگاهی به فیلم یا افتضاحی به اسم خانم یایا

میخوام در این پست خاطره خراب کردن ۲-۳ ساعت از وقت و زندگیم رو برای دیدن فیلم خانم یایا براتون تعریف کنم…

همیشه آرزوم بوده وقتی هر هفته فیلمهای داغ هالیوودی اکران میشن بتونم برم سینما و همزمان با اکران جهانی تماشاشون کنم ولی چه کنم که راهی ندارم جز رفتن به افتتاحیه یه فیلم ایرانی اونم با حضور کلی بازیگر و کارگردان نام آشنای اون.

آخرین بار فیلم هزار پا رو دیده بودم و گفتم بعد از مدتها و در اولین روز اکران فیلم به ظاهر کمدی خانم یایا رو تماشا کنم و اینکه میگم ۲-۳ ساعت ، در بهترین حالت هست و ترافیک و … رو هم بهش اضافه کردم.  فیلمی که میای میری پردیس مگامال و بعد از ۷۰-۸۰ دقیقه تلف کردن وقتت میبینی آسانسورش داغونه و باید ۸-۹ طبقه پیاده تا پارکینگ بری!

اما حاشیه ها رو ول کنیم و بریم سراغ فیلم ، از کارگردان عبدالرضا کاهانی و با بازی  حمید فرخ‌نژاد، رضا عطاران، امین حیایی که هر ۵ دقیقه یه بار به خودت میگی الان داستان فیلم شروع میشه ولی بیخبر از این هستی که قراره توی یه هزارتوی بی نتیجه در حرکت باشی و به هیچی نرسی! فیلم با توهمات عطاران و فرخ‌نژاد شروع میشه که خانم یایا رو میبینن ، خانمی در تایلند که یکی از نابازیگر ترین بازیگرانی است که شاید در چند سال اخیر زندگیتان دیده باشید. این توهمات همینجوری ادامه دارند و در سکانسهای طولانی و این بار بر خلاف اوایل فیلم توهمات همزمان این دو بازیگر شاهد توهمات تکی شان هستیم که با اضافه شدن حیایی فیلم بهتر که نمیشود هیچ ، با شخصیت منفی نچسب فیلم آشنا میشیم که فقط اومده یکی دو پوک قلیون بزنه و بره! واقعا فیلم داستانی نداره که بخوایم خلاصه اون رو بگیم یا نقدش کنیم ، همین!!

با پایان فیلم صدای آه و ناله نفرین مردم در سینما بلند میشه و حتی خیلی ها قبل از پایان فیلم سالن رو ترک میکنند و کاری نمیشه کرد جز مراجعه به پیج آقای کاهانی و عرض ارادت خدمت ایشان البته نه از نوع بی فرهنگی این روزهای دنیای مجازی و با روی خوش و لبی خندان!

اگر ۲-۳ ساعت وقت اضافه داشتید میتونید هزارپا رو تکراری ببینید ولی روز تعطیل آخر هفته تان را اینجوری حیف و میل نکنید.

خانم یایا خانم یایا خانم یایا خانم یایا

برچسب ها
نمایش بیشتر

‫۵ نظرها

  1. بستگی به نوع نگاهتان دارد فیلم کمدی نیست در مورد دوتا ادم افسردست که میرن پاتایا تا تغییری در زندگیشون بدن اما عادت به ترسهایشان در ایران اونجا هم بهشون اجازه خوشگذرانی نیمدهد و از شخصیتی خیالی گه انها را دعوت به خوشگذرانی میکند فرار میکنند و این ترسها عاقبت باعث سوئ استفاده یک دوست قدیمی از انها میشود نقدی به بلایی که زندگی در ایران بر سر مردم اورده که در فضایی ازاد خود را سانسور و سرکوب میکنند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن