امروز:یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵
 

نگاهی به فیلمهای Christopher Nolan : از Following تا Interstellar

 


با اکران در میان ستارگان، تازه‌ترین ساخته کریستوفر نولان و سپس قرار گرفتن نسخه باکیفیتش در دسترس سینما دوستان ایرانی، موج تازه‌ای از اظهار نظرها در مورد کریستوفر نولان در فضای مجازی به راه افتاده است. شما هم نظرات خاص را درباره شاید پرطرفدارترین کارگردان امروز سینمای جهان دارید، که می‌توانید در ادامه مقاله نویسنده کافه سینما، سیدآریا قریشی، و در بخش کامنت‌ها بنویسید.

مطابق انتظاری که از آثار نولان می‌رود، در میان ستارگان هم اکثر علاقه‌مندان سینما را به دو دسته متضاد تقسیم کرده است: افرادی که در میان ستارگان را اثری درخشان می‌دانند و کسانی که اعتقاد دارند این فیلم بیش از حد بزرگ شده و در حد و اندازه‌های یک فیلم خوب سینمایی نیست. با این وجود علاوه بر نظرات اشاره شده وهمچون اتفاقی که برای دو فیلم قبلی نولان هم رخ داده بود، بخشی از مباحث در گرفته به علل قدرت گرفتن او در سینمای آمریکا می‌پرداخت. این بار هم اکثر نظرات را می‌شد در دو دسته کلی طبقه‌بندی کرد: کسانی که قدرت گرفتن نولان را نتیجه خلاقیت و توانایی او می‌دانند و افرادی که اعتقاد دارند این هالیوود بوده که نولان را علم کرده تا این گونه وانمود کند که نظام استودیویی هالیوود برای فیلمسازان مستقل و به ظاهر ضد جریان هم بهترین جا است. در این میان، شاید بررسی روند فیلم به فیلم کریستوفر نولان، از تعقیب (1999) با بودجه 6 هزار دلاری‌اش تا در میان ستارگان که بودجه‌ای 165 میلیون دلاری داشت، شاید قدم اول در بررسی این موضوع باشد که چطور فیلمسازی چون نولان توانست در عرض 15 سال به چنین جایگاهی در سینمای دنیا دست پیدا کند.

1) تعقیب / Following / 1998
چرا فیلم شجاعانه‌ای است؟: نولان در اولین فیلم بلندش، دستمایه‌ای بسیار یادآور آثار نوآر را انتخاب کرده و سپس آن قدر از نظر روایی با این ایده‌ها بازی می‌کند که نتیجه نهایی علی‌رغم شباهتش با فیلم‌های نوآر از لحاظ حال و هوا، ماهیتاً با آن آثار تفاوت‌هایی دارد. پیچیدگی‌های فیلمنامه‌ای تعقیب قرار نیست فقط مشتی بازی فرمی باشند بلکه به شکلی حساب شده، نمایانگر دامی هستند که در اطراف شخصیت اصلی تنیده می‌شود و او وقتی متوجهش می‌شود که کار از کار گذشته است. ضمن این که نولان در اقدامی جسورانه، پیچ ظاهراً اصلی داستان را در میانه‌های فیلم لو داده و سپس فیلم را تقریباً نیم ساعت دیگر با موفقیت ادامه می‌دهد. این اقدام البته در تاریخ سینما منحصر به فرد نیست. مهم‌ترین استفاده از چنین تمهیدی در تاریخ سینما، سرگیجه (هیچکاک) است و همین امسال هم دیوید فینچر و گیلیان فلین در دختر گمشده چنین اقدامی را به سرانجام رساندند. اما این که فیلمسازی در اولین اثرش موفق به انجام چنین کاری شود و اصلاً شجاعت رفتن سراغ چنین تمهید خطرناکی را داشته باشد، کمیاب است.
نتیجه: این فیلم 6 هزار دلاری، هنوز در کارنامه پربار نولان یکی از بهترین‌هاست. تعقیب به شکلی بسیار محدود دیده شد و بعد از موفقیت فیلم‌های بعدی او بود که سینما دوستان به سراغ فیلم اول او رفته و آن را کشف کردند. اما همان میزان دیده شدن هم کافی بود تا نولان اولین گام را برای ورود به عرصه سینمای حرفه‌ای بردارد. فیلم بعدی او، ممنتو، با بودجه‌ای تقریباً 1500 برابر تعقیب و با بازی دو بازیگر مطرح ساخته شد تا نولان این گونه نتیجه اولین شجاعتش را خیلی زود ببیند.

2) ممنتو (یادآوری) / Memento / 2000
چرا فیلم شجاعانه‌ای است؟: نیازی به گفتنش هست؟ نولان در دومین تجربه بلند سینمایی‌اش، فیلمی در مورد مردی می‌سازد که دچار مشکلی در زمینه حافظه شده و هر چند دقیقه یک بار، همه چیز را از یاد می‌برد. شیوه روایی عجیب نولان باعث می‌شود که تماشاگر عملاً تا جایی از فیلم در نقش همان مرد قرار گیرد. بخشی از فیلمنامه در بازه‌های چند دقیقه‌ای روایت می‌شود. اما نولان از این هم فراتر رفته و اثرش را از این هم پیچیده‌تر می‌کند. در دل فیلمی که گویی به صورت معکوس روایت می‌شود، قسمت‌هایی هم هستند که دارند ماجرا را از ابتدا نشان می‌دهند. حتی توصیف این شیوه روایت هم کار ساده‌ای نیست. نولان، این شیوه روایت را اجرا کرد! کم پیش می‌آید که فیلمی با استفاده از یک شیوه روایی منحصر به فرد، چنین همذات پنداری قدرتمندی میان تماشاگر و شخصیت اصلی ماجرا برقرار کند.
نتیجه: نولان با این فیلم نامزد جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی شد. به نظر می‌رسید جایگاه نولان در سینمای مستقل آمریکا تثبیت شده است. او برای اولین بار در سطح وسیع مورد تحسین قرار گرفته بود و به نظر می‌رسید می‌تواند با ادامه همین مسیر، جای پایش را در میان کارگردانان مستقل آمریکا محکم کند. شاید در آن زمان کمتر کسی می‌توانست به این بیندیشد که کریستوفر نولان چه برنامه‌های عظیم‌تری برای آینده خودش دارد.

3) بی‌خوابی / Insomnia / 2002
چرا فیلم شجاعانه‌ای است؟: برای فهمیدن این که نولان چه فیلمساز جاه‌طلبی است، پیش از تماشای آثار عظیم و باشکوه اخیرش، باید فیلم بی‌خوابی را دید. یکی از جاه‌طلبانه ترین اقدامات نولان این بود که بعد از اثبات خود به عنوان یک فیلمساز موفق مستقل و در حالی که همان موقع هم به عنوان فیلمنامه نویسی با ایده‌های خلاقانه و جدید شناخته می‌شد، حاضر شد بازسازی استودیویی و کاملاً معقول یک فیلم اروپایی را بپذیرد. تا به امروز، بی‌خوابی تنها فیلم نولان است که خودش در نوشتن فیلمنامه اصلی فیلم نقشی نداشته است. با این وجود ساخت بی‌خوابی مزیت‌هایی انکار ناپذیر برای نولان داشت. اول این که با بودجه‌ای بسیار بیش از فیلم قبلی‌اش (بیش از 46 میلیون دلار) رو به رو شد. دوم این که با سه بازیگر مطرح اسکار برده (پاچینو، ویلیامز، سوانک) کار کرد. سوم این که کارگردانی یک فیلم سرراست استودیویی برای او به تجربه‌ای گران‌قدر و تازه تبدیل شد و همچنین به سران استودیو نشان داد که نولان حالا به درجه‌ای از پختگی رسیده که می‌تواند یک پروژه استاندارد استودیویی را با موفقیت به سرانجام برساند. نتیجه کار آن قدر موفق بود که جایگاه نولان را ارتقا داده و او را به یکی از فیلمسازان مهم استودیویی آمریکا تبدیل کرد. نولان برای استودیوهای معظم آمریکایی غنیمت بود و آنها زرنگ‌تر از این حرف‌ها بودند که او را به این سادگی از دست دهند.
نتیجه: قابل انکار نیست که درخشش بی بدیل پاچینو، سطح کلی فیلم را افزایش داده است. با این وجود کمتر کسی توانست توانایی‌های اجرایی نولان را زیر سؤال ببرد. بی‌خوابی در آمریکا فروش درخشانی نداشت (فروش این فیلم با بودجه 46 میلیون دلاری‌اش در آمریکا تقریباً 67 میلیون دلار بود). با این وجود مجموع فروش فیلم در بازارهای جهانی به بیش از 113 میلیون دلار رسید تا بی‌خوابی با توجه به بودجه متوسطش از لحاظ تجاری هم نتیجه قابل قبولی به دست بیاورد. بی‌خوابی نقطه عطف کارنامه نولان و آغاز تغییر مسیر مهم او بود.

4) بتمن آغاز می‌کند / Batman Begins / 2005
چرا فیلم شجاعانه‌ای است؟: بعد از ناکامی بتمن و رابین (جوئل شوماخر، 1997) چند سالی طول کشید تا سران برادران وارنر به کارگردانی برای بازگرداندن اسطوره بتمن به سینماهای جهان اعتماد کنند. ابتدا قرار بود دارن آرنوفسکی این پروژه را کلید بزند. اما در نهایت قرعه به نام نولان افتاد. نولان در همان اولین بتمنش توانست فضای جدیدی برای این آثار پدید بیاورد. اگر در بتمن‌های تیم برتن با فضایی گوتیک و شبه اکسپرسیونیستی طرف بودیم و از آن سو شوماخر همه چیز را به شکلی «تخت» ارائه داده بود، بتمن آغاز می‌کند اثری سیاسی و کاملاً تحت تأثیر فاجعه 11 سپتامبر به نظر می‌رسید. کریستوفر نولان و دیوید اس. گویر هوشمندانه توانسته بودند اقتباسی به‌روز از اسطوره بتمن ارائه کنند به طوری که تمام وقایع فیلم علاوه بر تعلیق و هیجان لایه رویی، در سطحی نمادین هم قابل بررسی بودند. نولان علاوه بر این که با رفتن به پروژه‌ای که کارشناسان دیگر از موفقیتش اطمینان چندانی نداشتند شجاعت به خرج داد، بلکه با افزودن مضامین تیره و تار و سنگین سیاسی به فیلم، ریسک بزرگی انجام داد.
نتیجه: یک موفقیت تمام عیار. فروش قابل قبول فیلم (374 میلیون دلار در سطح دنیا)، استقبال مردم (امتیاز 8.3 در IMDB) و نظر در مجموع قابل قبول منتقدان (امتیاز 70 در متاکریتیک) به این معنا بود که نه تنها نولان یک گام دیگر به جلو برداشته، بلکه بتمن دوباره توانسته جایگاه خود را در سینما تثبیت کند.

5) پرستیژ / The Prestige / 2006
چرا فیلم شجاعانه‌ای است؟: این فیلم نشان داد که روند افزایش اعتماد به نفس نولان به مراحل پایانی‌اش رسیده است. نولان در پرستیژ دست به قمار خطرناکی می‌زند. او می‌خواهد نشان دهد که می‌تواند دست خود را برای تماشاگر رو کرده و در عین حال باز هم او را فریب دهد. ساختار پرستیژ بسیار شبیه به همان ساختاری است که مایکل کین در ابتدای فیلم (در واقع از قول نولان) برای تماشاگر شرح می‌دهد. این حرف‌ها، در واقع «کری‌خوانی»های آشکار نولان برای تماشاگر هستند و با وجود این میزان «آشکارسازی»، نولان باز هم موفق می‌شود به تماشاگر رودست بزند. از همان اوایل فیلم به نظر می‌رسد پایان فیلم برای تماشاگر روشن است و شاید تنها عاملی که می‌تواند باعث ادامه تماشای فیلم شود، دانش تماشاگر نسبت به این قضیه است که نولان آن قدر باهوش است که فیلمش را غیر قابل پیش‌بینی تر از این حرف‌ها بسازد. با این وجود نتیجه اصلی ماجرا آن قدر غیر قابل پیش‌بینی هست که حتی تماشاگری که خودش را برای یک غافلگیری ثانویه آماده کرده هم به سختی بتواند آن را حدس بزند.
نتیجه: نه تنها ساختار پرستیژ، که نتیجه فیلم هم بسیار به یک شعبده شباهت دارد: حقه جذابی که بعد از لو رفتن اصل قضیه دیگر جذابیت چندانی نخواهد داشت. با این وجود پرستیژ از این نظر اهمیت داشت که نشانه اوج اتکای نولان به ذهن خودش بود.

6) شوالیه تاریکی / The Dark Knight / 2008
چرا فیلم شجاعانه‌ای است؟: شاید برای اولین بار در تمام فیلم‌های سینمایی بتمن بود که این شخصیت تحت‌الشعاع یک کاراکتر دیگر قرار می‌گرفت. جوکر این فیلم (با بازی هوش‌ربای هیث لجر فقید) تا جایی که می‌توانست، انواع و اقسام ابعاد نظم بشری را به سخره گرفت و باز هم خواستنی باقی ماند. تقریباً در تمام طول فیلم به نظر می‌رسید جوکر یک قدم از بتمن جلوتر است. سکانسی که در آن جوکر کوهی از پول را به آتش می‌کشد، از تند و تیزترین سکانس‌هایی است که تاکنون در یک فیلم ابر قهرمانی به تصویر کشیده شده است. کمیک‌های بتمن (و همچنین ابر قهرمانان دیگر دی.سی و مارول) در بسیاری از موارد تا اعماق هولناکی از تیرگی پیشروی کرده بودند. اما در عالم سینما کمتر کارگردانی آن قدر شجاع بود که بتواند تا اینجا پیش رود.
نتیجه: شوالیه تاریکی، مسیر آثار ابر قهرمانی را در سینما برای همیشه عوض کرد. بعد از این فیلم، سران دی.سی و مارول شجاعت بیشتری به خرج داده و ایده‌های اخلاقی پیچیده‌تری را هم از دل کمیک بوک ها وارد فیلم‌های سینمایی کردند. شوالیه تاریکی را همچنین می‌توان بعد از بی‌خوابی، دومین نقطه عطف کارنامه نولان به شمار آورد. فیلم علاوه بر فروش فوق‌العاده به خصوص در آمریکا (فروش خیره‌کننده داخلی بیش از 534 میلیون دلار که شوالیه تاریکی را فعلاً‌ در رتبه چهارم پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما در اکران داخلی قرار داده است)، در سایت IMDB هم چند هفته ای عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما به انتخاب کاربران سایت را به خود اختصاص داد که آمار عجیبی بود. هر چند فعلاً در رتبه چهارم این فهرست قرار دارد. نولان بعد از شوالیه تاریکی دیگر «یکی» از چهره های خلاق سینمای آمریکا نبود بلکه به فیلمساز منحصر به فردی تبدیل شد. موج جدید طرفداران نولان (از جمله در ایران) بعد از نمایش شوالیه تاریکی ایجاد شدند.

7) تلقین / Inception / 2010
چرا فیلم شجاعانه‌ای است؟: خود نولان گفته که ایده این فیلم یکی از ایده‌های شخصی‌اش بوده که نزدیک به یک دهه صبر کرده تا شرایط ساخت آن فراهم شود. آن چه باعث می‌شود خیلی از منتقدان میانه خوشی با محصولات عامه‌پسند نداشته باشند، این است که این دسته از آثار معمولاً خیلی زود خودشان را برای بیننده «آشکار» می‌کنند (چون قرار است برای تماشاگران عام سینما به نمایش در بیایند) و بنابراین بعد از همان مرتبه اول تماشا، معمولاً چیز زیادی برای کشف منتقدان باقی نمی‌ماند. اما در مورد تلقین به عنوان یکی از مهم‌ترین محصولاتی که در سال‌های اخیر برای مخاطب عام ساخته شده، با اثری رو به رو هستیم که حتی فهمیدن خلاصه داستانش هم در مرتبه اول تماشا کار ساده ای نیست. تلقین میان یک لایه واقعیت، سه لایه رؤیا و لایه دیگری به نام برزخ به گونه‌ای حرکت می‌کند که شاید در نگاه اول نتوان حتی توالی پیچیده حرکت میان این لایه‌ها را هم دریافت.
نتیجه: با توجه به داستان پیچیده‌اش، فروش تلقین خیلی خوب بود و آکادمی اسکار هم برای اولین بار (بعد از فیلمنامه ممنتو) نولان را تحویل گرفت. هر چند نتیجه نهایی باز هم حاکی از کم‌لطفی آکادمی به او بود. اجرای خیره‌کننده نولان در مقایسه با فیلم‌هایی به مراتب عادی‌تر، لایق نامزدی اسکار تشخیص داده نشد و در رشته بهترین فیلمنامه هم نولان جایزه را به فیلمنامه سخنرانی پادشاه واگذار کرد.

8) شوالیه تاریکی برمی‌خیزد / The Dark Knight Rises / 2012
چرا فیلم شجاعانه‌ای است؟: فیلم‌های ابر قهرمانی معمولاً واجد گرایش‌های سیاسی دست راستی هستند که با توجه به ریشه‌های این ابر قهرمانان طبیعی هم هست. اما نباید فراموش کرد که این فیلم‌ها دارند برای توده مردم ساخته می‌شوند و بنابراین کمتر پیش می‌آید که چنین فیلم‌هایی، انتقادات تندی را نثار مردم عادی کنند. به طوری که در نمونه‌های کمی بدبینانه این نوع فیلم‌ها، مردم به دو دسته تقسیم می‌شوند: کسانی که با قطب خیر ماجرا همراهند و افرادی که نسبت به او بدبین هستند. نولان در شوالیه تاریکی به شکل قابل توجهی از این حد فراتر رفته بود. اما شوالیه تاریکی برمی‌خیزد حتی در مقیاس بتمن‌های قبلی خود نولان هم فیلم رادیکالی است! نولان در این فیلم با اشاره آشکار به ماجرای وال‌استریت که یکی دو سال قبل از ساخت این فیلم شروع شده بود، مشکل را عملاً از مردمی دانست که به سادگی فریب شعارهای پوپولیستی فردی همچون بین را می‌خورند. موفقیت شوالیه تاریکی برمی‌خیزد در جلب نظر عمومی بیش از هر زمان دیگری نشان داد که نولان به خوبی رگ خواب مردم را در اختیار دارد؛ حتی وقتی مستقیماً از آنها انتقاد می‌کند.
نتیجه: فیلم علی‌رغم دیدگاه سیاسی پیچیده و شجاعانه‌اش، به خاطر مشکلات متعدد فیلمنامه‌ای به نتیجه‌ای که پتانسیلش را دارد نمی‌رسد. اولاً فیلمنامه دارای حفره‌های متعددی است که از فیلمنامه‌نویسانی چون برادران نولان بعید بود. دوماٌ این که دو برادر (شاید برای فرار از قیاس ضد قهرمان فیلم با نمونه هولناک و ماندگاری چون جوکر) یک پیچ شخصیتی در انتهای فیلم جاسازی کرده‌اند که هر چند با وجه ایدئولوژیک فیلم همراه است، اما نچسب و ناگهانی به نظر می‌رسد.

9) در میان ستارگان / Interstellar / 2014
چرا فیلم شجاعانه‌ای است؟: ساخت یک فیلم علمی – تخیلی با نگاهی کاملاً انسانگرایانه و در عین حال رویکردی واقع گرایانه، چالش بسیار بزرگی محسوب می‌شود. فیلم از نظر تمایز قایل شدن میان انسان‌های مختلف و نگاه کردن به آنها به عنوان افراد مجزا و نه یک توده در هم آمیخته، ادامه دهنده راه فیلم‌های قبلی نولان است. اما در فیلم تازه کریستوفر نولان و در پس تئوری‌های پیچیده علمی موجود در فیلم، با نگاه جذابی رو به رو هستیم که هیچ مرزی برای جاه‌طلبی و بلند پروازی انسان قائل نیست. با این وجود نولان به هیچ وجه سعی نمی‌کند همه چیز را به شیوه‌ای رؤیاگون به تصویر بکشد. در میان ستارگان همان قدر که به نتایج باشکوه ایمان به ذات بشر می‌پردازد، فیلمی درباره تبعات شخصی و گاه دردناک این جاه‌طلبی هم هست. در میان ستارگان پیچیده‌ترین فیلم نولان از لحاظ احساسی و یک گام رو به جلوی دیگر برای فیلمسازی است که همیشه سعی می‌کند از تکرار خود بپرهیزد.
نتیجه: نولان در سال‌های اخیر از سوی عده‌ای از مخالفان متهم به این شده بود که در زمینه نمایش «احساسات» فیلمنامه‌نویس و کارگردان چندان موفقی نیست. موافقان او هم بیشتر بر جزییات منطقی و حساب‌شده آثارش تأکید می‌کردند تا وجه احساسی آن فیلم‌ها. در میان ستارگان هر چند در زمینه نمایش احساسات در تمام لحظات به یک اندازه موفق عمل نمی‌کند، اما پاسخی است به این انتقاد وارد شده. نولان با حفظ بسیاری از ویژگی‌های آثار برجسته قبلی‌اش، توانسته فیلمی با حال و هوا و عواطفی انسانی‌تر بسازد و لااقل از این جنبه، می‌توان در میان ستارگان را کامل‌ترین ساخته کریستوفر نولان تا به امروز به شمار آورد. حالا و با فروکش کردن تب و تاب تماشای در میان ستارگان، همان سؤالی در ذهن علاقه‌مندان نولان پدیدار می شود که بعد از نمایش چند فیلم اخیر او هم ایجاد شده بود: کارگردان جاه‌طلب بریتانیایی در فیلم بعدی‌اش چطور می‌خواهد یک بار دیگر خودش را پشت سر بگذارد؟

منبع : کافه سینما

خبرهای مرتبط با این خبر...

Valerie Cruz به فصل دوم سریال The Following اضافه شد   او که به تازگی در سریال Homeland حضور پیدا کرده بود، قرار است در فصل جدید سریال The Following نقش کارآگاهی را ایفا کند که ارتباط و همکاری نزدی...
آیا سریال The Following در فصل دوم جهش زمانی خواهد داشت؟   The Following سریال جدید شبکه ی Fox با محوریت یک  قاتل سریالی تا فصل دوم و زمانی که باقی مونده تا پخش ، با توجه به گفته های Kevin Bacon : ...
از شایعات تا واقیعت در مورد فیلم Justice League پس از موفقیت فیلم The Avengers توسط کمپانی بزرگ Disney ، رقیب دیرینه اش کمپانی قدرتمند Warner Bros تصمیم به مبارزه با این کمپانی گرفت بنابراین پروژه ی...
بازیگران جدید پروژه ی Christopher Nolan مشخص شدند   پس از یک بازه ی زمانی برمی گردیم به جدیدترین پروژه ی Christopher Nolan بنام Interstellar که یک فیلم علمی و تخیلی می باشد . در گذشته اعلام کر...
Glen Powell در فیلم ستارگان The Expendables 3   همچنان باید اخبار اضافه شدن بازیگران جدید به پروژه ی پرستاره ی The Expendables 3 را بشنوید . این فیلم به کارگردانی Patrick Hughes شامل بازیگ...
Matt Damon هم در جمع بازیگران فیلم جدید نولان Matt Damon بازیگر فوق العاده ایست که در کارنامه اش تجربه ی همکاری با کارگردانان صاحب نامی همچون Gus Van Sant , Steven Spielberg , Paul Greengrass ...

یک پاسخ به “نگاهی به فیلمهای Christopher Nolan : از Following تا Interstellar”

  1. Erfun007 گفت:

    مــــــــــــــردی بی تکــرار ، هنوزم ایمان نیاوردید؟؟؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *