امروز:شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۶
 

نکات اپیزود هشت فصل چهارم بازی تاج و تخت The Mountain and the Viper

 


 

* سر گرگور کلگان، معروف است به ” کوه” این لقب بخاطر قد بلند و هیکل درشت او به او داده شده است، و شاهزاده اوبرین مارتل به عنوان ” افعی سرخ ” شناخته می شود. از این سبب به دلیل حضور این دو در محاکمه برای مبارزه، نام این اپیزود به کوه و افعی تغییر کرده است.

* به دلیل تعطیلات روز یادبود در ایالات متحد در 25م، بین اپیزود 7 و 8 دو هفته وقفه افتاد.

* با وجود آنکه یک بار دیگر اتفاقات بزرگی در ایری میافتد ولی باز در تیراژ اولیه اپیزود به نمایش گذاشته نمی شود. با اینکه اولین بار است که وینترفل در این قسمت نمایش داده می شود، ولی هیچ تغییر نسبت به گذشته خود نکرده است حتی بعد از غارت شدن توسط نیروهای بولتون و گریجوی. براووس و داستان های مرتبط با آن در هیچ جای این قسمت ظاهر نمیشوند ولی در تیتراژ اولیه سریال حضور دارند. این نکته را یاد آور میشوم که تیراژ سریال نسبت به سه فصل گذشته خود داری نکات خیلی عجیب و حتی غیر معمولی است. در سه فصل گذشته هر اپیزود داری تیتراژ منطقه ای خاص خود بود به طوری که هر اتفاق در مکان و محل مرتبط با تیراژ رخ میداد ولی در فصل چهارم این روند به شکل غیر معمولی تغییر پیدا کرده است.

* نحوه بیان دیالوگ “Elia Martell! You raped her! You murdered her! You killed her children!” بسیار شبیه به بیان دیالوگ “Hello, My name is Inigo Montoya you killed my father, prepare to die.” از فیلم Princess Bride می باشد.

 

 

* بحث تیریون در خصوص پسر عموی خود ” اورسن لنیستر” و داستان سوسک ها (که نزدیک به چهار دقیقه طول میکشد) هیچ همتای در کتاب ندارد. نویسندگان در ادامه این اپیزود اینگونه بیان کرد که ما در حال بررسی مواجه با مرگ احتمالی تیریون بودیم، و تیریون به دنبال سئوال که چرا باید خشنوت به صورت تصادفی شکل بگیرید. چون برخورد اورسن با سوسک هایی که با او کاری ندارند این یک نوع دید کوچک از این سئوال است. این صحنه بسیار شبیه به یکی از معروف ترین صحنه های فیلم های استنلی کوبریک است “Paths of Glory” زمانی که مرد محکوم شده یک سوسک را میبیند و میگوید : “اون سوسک رو ميبينى؟ فردا صبح،ما ميميريم. ولى اون زنده ست. اون بيشتر از من حق زندگى داره”و وقتی که زندانی دیگر سوسک رو له میکنه و میگوید : ” حالا ديگه اون زنده نيست “.در حالی که بنیوف و ویس به صراحت نمی گویند که از صحنه این فیلم برداشت کرده اند.ولی در طی مصاحبه در مورد صحنه نبرد قسمت بعد انها این را عنوان کردن که به صورت بصری برداشت های از راه افتخار را انجام داده اند.

 

 

* در کتاب شهرهای برداری هر کدام به روش متفاوتی برده های خود را اخته میکنند. برای مثل اربابان برده داری یونکای (Yunkai) بیضه های مردان را اخته میکنند، این در حالی است که اربابان برده داری آستاپور (Astapor) فقط پاکان را اخته میکند و تمام الت مردان را حذف میکنند. دنریس این موضوع را زمانی که اولین بار ورودش نمیدادند، اما میساندی به دلیل بزرگ شدنش در خلیج برده دارن و کار کردن زیر دستان اربابان برده داری بر تمام این موضوع آموزش دیده است و میداند.

* جورا ادعا میکند که دنریس را از دست مشروب فروش قسمت هفتم فصل اول نجات داده است.هر چند او میگوید که سوءظن به سو ء قصد علیه دنریس داشته است چرا که به این باور بوده است که به زودی بر علیه او سوء قصدی شکل میگیرد. شاید در نگاه اول جورا دنریس را نجات داده است ولی باعث ایجاد زنجیری از کشتار در ایسوس شده است. به دلیل نجات دادن دنریس از دست مشروب فروش وقایع زیر شکل میگیرد: بعد از دفع ترور دراگو تصمیم میگیرد که به وستروس حمله کند از این سبب در حال افزایش نیروهای خود است، او در طی حملات خود به دست لازار(Lhazar) ضربه خرد و مسموم شد، بعد میری ماز دور (Mirri Maz Duur) او و پسرش ریگو (Rhaego) را کشت. هر چند باید به این لیست سه اژدها دنریس را هم اضافه کنیم ولی لیست مرگ ها که از یک ترور شروع شد بسیار زیاد است.

 

 

* جورا هنگامی که به دنریس التماس میکند از عبارت کالیسی استفاده میکند، عنوانی که به همسره کال دوتراکی داده میشود. جورا همیشه دنریس را در دو فصل ابتدای با عبارت کالیسی صدا میکرد. ولی بعدها این عنوان باعث ایجاد ناراحتی بین نویسندگان و سریال شد، هرچند بیشتر ببیندگان دنریس را بیشتر با عنوان کالیسی میشناسن تا اسم اصلی خود این قابل مقایسه می باشد با نام سرسی که ” علی حضرت : میباشد چرا که او اغلب به عنوان ” علی حضرت ” شناخته می شود. جورا هنگامی که در این اپیزود دنریس را با عنوان کالیسی خطاب میکند با پاسخ شدید دنریس رو به رو می شود که می گویید : ” من اینطوری صدا نکن ” که ممکن است این حرکت باعث تغییر ظریفی در دیدگاه ببیندگان نسبت به عنوان دنریس بشود.

* دنریس به جورا در رابطه با اینکه برای رابرت براتیون جاسوسی میکرده است می گوید : ” مردی که پدر من رو کشت و تاج تخت برادر من سرقت کرد” رابرت شخصا پدر او را اریس را نکشته است بلکه جیمی لنیستر او را کشته است هر چند رابرت برادر بزرگتر او ریگار را در نبرد ترایدنت می کشت. در کتاب دنریس از عبارت ” مرد” که پدرم را کشته و تاج تخت برادرم ویسریس را دزدیده استفاده میکند.ولی در سریال دنریس از عبارت جمع استفاده میکند که احتمالا یک خطای گفت و گویی میباشد.چرا که دنریس در ان لحظه عصبانیست.

* سانسا استارک ادعا میکند که یوهان رویس را زمانی که در حال منتقل کردن پسر سومش ویمار رویس به سمت نگهبانان شب است در وینترفل دیده است. ویمار رویس در واقعی یکی از سه نفر از اعضای نگهبانان شب است که اپیزود یک فصل یک ” زمستان در راه است ” در نبرد با وایت واکر ها کشته می شود. سانسا به یاد می آورد او مردی جذاب و جوان بوده است که در مدت اقامت کوتاهش در وینترفل خود شیفته او شده بوده است.

* لرد رویس اشاره میکند که ادارد استارک مردک بزرگی بوده است و چندین بار با او به به شکار رفته است. همانطور که در اپیزودهای گذشته سریال توضیح داده شده است رابرت براتیون و ادارد استارک رابطه بسیار نزدیک با جان آرن داشتن به طوری که او را پدر دوم خود میدانستند. رابرت و ادارد هر دو در کنار جان تعلیم و تربیت شده بودن و همراه با همه با دو خواهر تالی ازدواج کرده بودند. از این رو میتوان در نظر گرفت ادارد در دوره ای جوانیش با لردها و اربابان دره ملاقات داشته است.

* در کتاب لردهای دره به سه دسته تقسیم می شدند. دسته اول کسانی بودن که تمایل به پیوستن به ارتش شمال داشتن، دسته دوم کسانی بودن که بی طرف بودن را قبول داشتن، و دسته سوم کسانی که میخواستند به لنیستر ها بپیوندند. لیسا آنها را به حالت خنثی نگه داشت – به دلیل طرح های مخفی پیتر بیلیش که میخواست استارک ها و لنیستر ها با یکدیگر مبارزه کنند. در بین لردهای دره لرد رویس تنها کسی بود که به عنوان طرفدار سر سخت استارک و اربابان دره شناخته می شود چرا که او رابطه بسیار نزدیکی با ادارد داشت.

* در کتاب ذکر شده است که جد بزرگ پیتر بیلیش یک مزدور مشترک از براووس بوده است. پدر بزرگ پیتر عنوان سلحشوری را به دست آورده و سپس خاندان بیلیش را تاسیس کرد، اما آنها هیچ سرزمین بزرگی نداشتند.پدر پیتر در نبرد جنگ ناین پنی کینگز(War of the Ninepenny Kings) شرکت کرد و توانست به دلیل خدمتش زمین های ناچیزی در انگشت به دست بیاورد و او را به کوچکترین لرد تبدیل کنند. در این اپیزود لرد رویس توضیح میدهد که، پیتر لرد ناچیزی بوده است تا زمانی که جان ارن او را به باراندازپادشاه میبرد و با توجه به مهارت های مالی خود به سرعت جایگاه در شورای کوچک به عنوان ارباب سکه ها پیدا میکند.

 

 

* در این نقطه از کتاب اکثریت قریب افراد وستروس معتقد هستن که آریا استارک کشته شده است همانطور که اکثریت فکر میکنند که تئون برن و ریکون استارک را کشته است. با این حال، رمسی با شکنجه دادن تئون میفهمد که پسران استارک هنوز زنده هستن و فقط این را بولتون ها می دانند. سانسا تنها فرزند قانونی استارک (به استثناء جان اسنو) شناخته می شود که اکثریت مطمئن هستن او زنده است و تنها کسی که از هویت واقعی او اگاه است لیتل فینگر است- هر چند پس از آشکار کرد هویتش به سه لرد دره این جمعیت به چهار نفر ارتقا پیدا کرده است.

* لردهای وستروس نمیتوانند خود به فرزندان حرمزاده خود مشروعیت بدهند. اینکار باید از سوی پادشاهی صورت میگیرد. هر چند در این اپیزود چگونگی مشروعیت گرفتن نامعلوم است ولی میتوان حدس زد که روس بولتون به دلیل کمک به لنیستر ها برای نابودی استارک ها توانسته است مشروعیت برای رمسی از سوی پادشاه تامن بگیرید. همچنین در لحظه ای که روس نامه را به دست رمسی میدهد بر روی ان مهر موم خاندان براتیون از بارانداز پادشاه (خاندان دوم براتیون با نشان شیر و گوزن در حال مبارزه) حک شده است، در نتیجه این روند در مجموعه تلویزیونی تغییر پیدا نکرده است و در اینجا روس با دریافت یک فرمان سلطنتی به رمسی مشروعیت میدهد.
* روس بولتون می گوید که شمال بزرگتر از شش پادشاهی دیگر است. از لحاظ جغرافیا این درست است ولی از نظر مالی بسیار فقیر است، و به دلیل زمستان های سخت اش زمین های حاصلخیز کمتری دارد، او در جهان وستروس نه معادن طلا سرزمین های غرب را دارد نه زمین های بارور ریچ را.شمال کم جمعیت ترین بخش هفت پادشاهی است.اندازه وسیع وستروس باعث این میشود که یک نیروی بیرون قوی نتواند ان را شکست دهد همانطور که سرسی در فصل اول ادعا کرد به دلیل بزرگ بیش از حد شمال گرفتن ان با تنها نیروهای لنیسترها غیر ممکن است. شاید بتوان شمال را با سیبری مقایسه کرد از نظر ابعاد و جمعیت.

* ایگریت (Ygritte) هرگز با گیلی (Gilly) در کتاب ملاقات نمیکند، چرا که او هرگز کسل بلک (Castle Black) را ترک نمیکند.
* در کتاب ماریلیون(Marillion) حضور داشت زمانی که پتایر بیلیش (Petyr Baelish) ، لیسا را از درب ماه به بیرون هول داد. از طریق شکنجه، بیلیش ماریلیون را وادر میکند که اعتراف کند که او لیسا را او هول داده است. در زیر شکنجه مریلیون چند انگشت و چشم خود را از دست میدهد، ولی در عوض اعتراف درخواست میکند که بقیه زندگیش را به او ببخشند. همچنین این حقیقت که ماریلیون در بین تمام اشراف زادگان و لردهای ویل منفور بوده است باعث میشود که کسی به بی گناهی او شک نکند.

* سانسا هرگز هویت خود را به لردهای دره نشان نمی دهد.

* بیشتر از سه لرد دره به حساب سانسا در این محاکم باید حضور داشتن: لرد یان رویس (Yohn Royce)، لیدی آینا وین وود (Anya Waynwood)، لرد گیل وود هانتر (Gilwood Hunter)، لرد هوتون ردفورت، لرد بندار بلمور ( Benedar Belmore)، سر سیموند تمپلتون (Symond Templeton) و سر لین کوربای (Lyn Corbray).

* کرم خاکستری هرگز جذب میساندی نمی شود، در کتاب میساندی بیشتر از 9-10 سال ندارد.

* در کتاب تصرف موت کیلین خیلی جلوتر از کتاب رخ می دهد.

 

 

* رالف کنینگ(Ralf Kenning) کسی است که توسط تئون گریجوی از سر محبت کشته می شود، چرا زخم چرکین پیکان که با او برخورد کرده بود باعث مرگش میشد .این دیگان کاد است که برخورد تبر به سرش می میرد.
* رمسی خیلی قبلتر از تصرف موت کیلین مشروعیت از طرف پدرش گرفته بود. او بعد از عروسی سرخ به عنوان فرزند قانونی روس مطرح شد.

* سر باریستان سلمی (Barristan Selmy) راز جاسوسی جورا برای واریس را خیلی قبلتر از حتی قبل از تصرف میرین برای دنریس تارگرین مطرح میکند. او بدون دریافت نامه ای از سمت پادشاهی مطلع بوده است که جورا در حال خیانت به دنریس می باشد. او در طول حضورش در شورای کوچک رابرت براتیون خبر باردار بودن دنریس تاگرین را می شنوند که از طرف جورا به دست واریس رسیده بود.

* دنریس در هنگامی که در حال اخراج جورا است بسیار آرام نشان داده می شود. او در کتاب به سختی مانع اشک های خود می شود و بسیار پریشان است.علاوه بر این بلواس نیرومند (Strong Belwas) از اتاق تاج و تخت به بیرون می اندازد.

* آریا و تازی هرگز به دروازه خونین نمیروند، هر چند به سمت دره حرکت میکند.

* تیریون و جیمی هرگز در خصوص پسر عموی خود صحبت نمیکند، این شخصیت هرگز در کتاب دیده یا اشاره نشده است.

* مرگ اوبرین در کتاب تا حدودی متفاوت است؛ گرگور به او بارها مشت میزند و باعث میشود جمجمه ی او بشکند.

* رابین، پیتر و سانسا ایری را برای دیدن از دره ترک نمیکنند، اما به دلیل نزدیکی زمستان و سردی هوا زندگی ایری را غیر قابل سکونت میکند.

 

برگرفته شده از پیچ : Game of Thrones / بازی تاج و تخت

خبرهای مرتبط با این خبر...

نکات اپیزود نهم فصل چهارم سریال بازی تاج و تخت * عنوان اپیزود اشاره دارد به کلمات سوگندنامه نگهبانان شب که هنگامی که پذیرش می شوند عبارت را جلوی یک درخت قلب یا یک سپت می گویند، این سوگندنامه شامل ع...
نکات و توضیحات اپیزود هشتم سریال بازی تاج و تخت سلام بار دیگر با نکات و توضیحات اپیزودیک سریال در خدمت شما هستیم؛ قبل از شروع مطلب باید بگم باز هم این اپیزود نسبت به اپیزودهای اول نکات کمتری داشت و...
نکته های اپیزود دوم فصل چهارم سریال بازی تاج و تخت نکات اپیزود دوم سریال بازی تاج و تخت *عنوان این اپیزود برگرفته شده از نشان دو خاندان لنیستر (House Lannister) (شیر) و خاندان تایرل (House Tyrell ) ...
Game of Thrones سرویس HBO GO را از کار انداخت!   پس از نزدیک به یکسال انتظار دیشب افتتاحیه فصل چهارم سریال پرطرفدار Game of Thrones از شبکه HBO به روی آنتن رفت. به زودی آمارهای این قسمت من...
نکات و توضیحات اپیزود هفتم سریال بازی تاج و تخت سلام اول بابت تاخیر در درج این نکات ازتون معذرت خواهی میکنم، دوم اپیزود قبلی رو همونطور که دیدید نرسیدم نکاتش رو بنویسم براتون ولی سعی میکنم تا هفته ا...
George R.R Martin ایده ساخت کراس اور Game Of Thrones و Westworld را در سر دارد... تا حالا مقایسه های زیادی بین سریال Westworld و Game Of thrones شده است... به گزارش آریافیلم خیلی از منتقدین معتقدند که این سریال درست مثل GOT است اما...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *