ساندنسنقد فیلم

نقد و بررسی فیلم Velvet Buzzsaw: اسلشری دیوانه وار و لذتبخش در دنیای هنری! Sundance 2019

هوشمندانه ترین کاری که دن گیلروی (Dan Gilroy) نویسنده و کارگردان فیلم Velvet Buzzsaw (ارّه مخملی) با این فیلم انجام می دهد این است که آن را ساده و سبک نگه می دارد. بله، این فیلم ترسناکی است که در آن آدم ها به روش های خشنی کشته می شوند و زیرداستان فیلم این است که چطور افرادی که به هنر اهمیتی نمی دهند و آن را تجاری سازی کرده اند لیاقت زندگی کردن ندارند، اما اصلا به نظر نمی آید گیلروی قصد عمیق نشان دادن فیلمش را داشته باشد. اگر این فیلم سعی می کرد خودش را به عنوان یک منتقد روشنفکر نشان دهد، درک کردن رویکرد گیلروی دشوارتر می شد، اما چون کل فیلم مثل یک اسلشر ماوراطبیعی است، در حالی که از فیلم لذت می برید، حرفی که فیلم برای گفتن دارد را نیز درک می کنید.

این فیلم در فضای دنیای هنری سطح بالا، داستان گروهی از شخصیت های آزاردهنده را دنبال می کند که اهمیتی به هنر نمی دهند، بلکه به چیزی که می توانند بفروشند و بخرند اهمیت می دهند. جوزفینا (با بازی هاو اشتون (Hawe Ashton)) که با رییسش دلال هنری رودورا هیز (با بازی رنه روسو (Rene Russo)) به مشکل خورده، متوجه می شود همسایه طبقه بالایی‌اش ونتریل دیس مرده و آپارتمانش پر از آثار هنری ناخوشایندی است، بنابراین به این نتیجه می رسد که شانس در خانه ی او را زده است. وقتی اعتبار این آثار هنری توسط منتقد هنری مورف واندوالت (با بازی جیک جیلنهال (Jake Gyllenhaal)) کسی که می تواند یک هنرمند را با نقدهایش به عرش یا به فرش برساند، تایید می شود، رودورا و جوزفینا نقشه می کشند از آثار هنری دیس سوء استفاده کنند. اما هر کسی که این آثار هنری را بفروشد یا بخرد به طرز عجیبی می میرد.

سرگذشت دیس یک داستان ترسناک ناب است، از آن نوع داستان هایی که برای ترساندن بچه ها استفاده می شود، و گیلروی هم با این زیرداستان به شکل داستان سطح پایینی رفتار می کند چون داستان خود دیس برای فیلم اهمیتی ندارد. این فیلم هم به همان اندازه ای که فیلم های Friday the 13th درباره ی حل کردن معمای جیسون نیستند، درباره ی حل کردن یک معما نیست. گیلروی فیلم اسلشری ساخته که در آن آثار هنری دیس هیولا هستند و کسانی که قصد سودجویی از هنر را دارند افراد بیچاره ای هستند که یک اشتباه کوچک در زندگی خود مرتکب شده اند. شاید برای بعضی ها ترکیب انتقاد از دنیای هنری با تم اسلشر همخوانی نداشته باشد، اما در این فیلم خیلی خوب جفت و جور شده چون این فیلم ابتدا می خواهد شما را سرگرم کند و سپس می خواهد زیرداستان آن را دنبال کنید.

بازیگران خیلی خوب نقش آدم های زننده و پستی را بازی می کنند که فقط به فکر منفعت خودشان هستند. به لطف گروه بازیگران عالی که پول پرست بودن شخصیت هایشان را نشان می دهند، ما در عین حال که از آن ها متنفر می شویم جذب آن ها هم می شویم. جیلنهال مثل همیشه فوق العاده است، و بین بیچارگی و پریشانی مورف خیلی عالی تمایز ایجاد می کند. او موجودی رقّت انگیز است، اما هرگز به تقلیدکننده ی مسخره ای از یک منتقد تبدیل نمی شود. اگر فیلم فقط حول مورف می چرخید، به موفقیت می رسید، اما خوشبختانه گیلروی گروه بازیگران خوبش شامل روسو، اشتون و بقیه بازیگران را هم به شخصیت های جذابی تبدیل می کند.

وقتی باید یک سکانس قتل وجود داشته باشد، گیلروی آن را کاملا ترسناک ارائه می کند. لزومی ندارد او برای این کار بیش از حد تلاش کند چون او می خواهد چنین سکانسی را تا حد ممکن تشخیص پذیر نشان دهد. وقتی یک قربانی تنها در یک اتاق خالی راه می رود کاملا می توان رخ دادن چنین اتفاقی را تشخیص داد، و گیلروی خیلی خوب از ویژگی های ژانر وحشت برای فضاسازی یک صحنه قتل بهره می برد. ما این اتفاقات را تشخیص می دهیم چون این ژانر را می شناسیم، و گیلروی از آن به بهترین شکل ممکن استفاده می کند تا فیلمش را سرگرم کننده و ترسناک نگه دارد.

گیلروی فیلمنامه نویسی ماهر است و با سیستم استودیویی غریبه نیست. اگر فیلم می خواست مستقیما نشان دهد کسانی که از هنر به عنوان تجارت سوء استفاده می کنند آدم های بدی هستند، به فیلمی مسخره و سفارشی تبدیل می شد. Velvet Buzzsaw با ارائه ی انتقاداتش در چارچوب یک اسلشر، به موفقیت می رسد و به گیلروی اجازه می دهد گامی به عقب برداشته و بیشتر انتقاداتش را در حالی ابراز کند که خودش را جدی نمی گیرد تا برای مخاطبان هم قابل قبول باشد. شخصیت هایی که گیلروی خلق کرده نفرت انگیز هستند، اما غیرواقعی به نظر نمی آیند، و گناه آن ها از بی عاطفه بودنشان نسبت به هنر ناشی می شود، در حالی که زندگی خود را از طریق فروش آثار هنری‌ای می گذرانند که قاعدتا باید احساسات شخص را برانگیخته کنند.

از این می ترسم که برخی پس از دیدن Velvet Buzzsaw فکر کنند کل فیلم اتهامی علیه تاجران هنری است یا مورف نماد منتقدانی است که از کارهای گیلروی انتقاد کرده اند. اما گیلروی انتقادات خودش را به اشخاصی که خطوط قرمز را رد می کنند محدود کرده است. این فیلم درددلی خشمگینانه علیه فروشندگان یا منتقدان آثار هنری نیست. این خشم علیه کسانی متمرکز شده که دنیای هنر را کنترل می کنند اما اصلا علاقه ای به هنر ندارند. کسانی که هنر را فقط یک صنعت می دانند و آثار هنری را به شکل دلار و یورو می بینند.

Velvet Buzzsaw فیلم اسلشری است که حرفی برای گفتن دارد. شاید برای کسانی که بدون اطلاع قبلی آن را می بینند این سوال پیش بیاید که چرا گیلروی زمان زیادی را برای معرفی شخصیت هایش به ما صرف می کند، آن هم به جای آنکه قتل های وعده داده شده در تریلر را نشان دهد. اما اگر با فیلم به عنوان یک ماجراجویی دیوانه وار رفتار کنید، آن موقع Velvet Buzzsaw از آغاز تا پایانش کاملا جذاب و لذتبخش به نظر می آید.

Velvet Buzzsaw در تاریخ ۱ فوریه ۲۰۱۹ (۱۲ بهمن) از شبکه نتفلیکس پخش خواهد شد.

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن