نقد فیلم

نقد و بررسی فیلم High Life: درام علمی تخیلی با حضور رابرت پتینسون (Robert Pattinson)

در حالی که فیلم High Life شما را به یاد تمام فیلم های علمی تخیلی دهه ۶۰ و ۷۰ می اندازد (مخصوصا سولاریس (Solaris) و ۲۰۰۱: ادیسه فضایی (۲۰۰۱A Space Odyssey))، و به دلیل استفاده انتزاعی از تصاویر فضایی و ریزمعماری فضاپیما شبیه بیمارستانی روشن پر از تکنولوژی های قدیمی است، اما روح فیلم از احساسات فیلمسازش سرچشمه می گیرد، کلر دنی (Claire Denis) فرانسوی، که این ژانر را به سطح احساسی و تاثیرگذاری از بدبختی و وحشت وارد کرده که والدین باید این بدبختی را تحمل کنند تا فرزندانشان مجبور به تحمل آن نباشند.

دنی خیلی درباره رابطه اش با پدرش صحبت کرده، که او را در یکی از مستعمرات فرانسه در غرب آفریقا بزرگ کرده و نقش او در ماشین خشونت و ظلم در آن سن باعث شده سیاست ها و استعداد هنری او شکل بگیرند. او در داستان و شکل ظاهری کارهایش همیشه با استعمار درگیر بوده، و اینکه خودش هم در آن فضا بزرگ شده باعث شده که چنین مسائلی خیلی روی او تاثیر بگذارند. High Life در دنیای معمایی و آزاردهنده فیلم خون آشامی قبلی او Trouble Every Day و فیلم نئو نوآر غم انگیزش Bastards قرار می گیرد، که شخصیت اصلی‌اش خود را در مارپیچی روان شناختی از تخریب گری های پدرسالاری و تکبر گم می کند.

هردوی آن فیلم ها به نظر پیشگامان لحنی هستند که در فیلم High Life استفاده شده؛‌ پر کردن انزوای روان شناختی سفر فضایی با لایه هایی از ناامیدی های معنوی و خشونت. یک جریان زیرین تند و تلخ از عشق و مسئولیت پذیری در قبال آن وحشت ها در High Life وجود دارد که یادآور بهترین اثر دنی است: ۳۵Shots of Rum؛ یک فیلم دوست داشتنی درباره یک رابطه صمیمی پدر و دختری که مجبور می شوند با زندگی در حال تغییر خود وفق پیدا کنند (پدر در حال بازنشستگی است، دختر در حال رفتن به مدرسه و احتمالا پیدا کردن اولین عشق زندگی‌اش)، اما از این می ترسند که باید روتین های جدیدی در زندگی خود پیدا کرده و آن را دنبال کنند.

روتین ها و خاطرات از ویژگی های مهم فیلم High Life هستند، دنی به روش مبهم و غیرخطی مخصوص خودش اطلاعات را با ما به اشتراک می گذارد. صحنه هایی از Monte (با بازی فوق العاده رابرت پتینسون (Robert Pattinson)) تنها در زمان حال و در حال نگهداری از چیزی که می فهمیم تنها بچه باقی مانده به دنیا آمده در فضاپیما است و سپس به دو نوع فلش بک برمی خوریم: خاطرات ۱۶ میلیمتری (فیلمبرداری ۱۶ میلیمتری) از زمانی نیمه فراموش شده در زمین قبل از اینکه غیرقابل سکونت شود و یک سری فرآیندهای یکنواخت توسط گروهی از مجرمان که به یک سیاه چاله فرستاده می شوند تا احتمالا از آن به عنوان منبع انرژی استفاده کنند – و همزمان از آن ها در آزمایشگاه به عنوان موش آزمایشگاهی در آزمایش هایی افراطی که توسط دکتر این فضاپیما Dibs با بازی عالی ژولیت بینوش (Juliette Binoche) انجام می شود استفاده شوند – که اگر کامل نشده یا حداقل هر ۲۴ ساعت چک نشوند، باعث می شود احتمال زندگی برای همه اعضا از بین برود.

دنی اغلب زمان و فضا را در این خط های زمانی مبهم نشان می دهد (صداهای الکتریکی در فضاپیما گاهی یادآور طراحی صدای کارهای دیوید لینچ (David Lynch) است)، در حالی که ما در حال تماشای ماموریت ظاهرا بی فایده کشیده شدن گروه در یک توهم و درنهایت خشونت هستیم. اگرچه فیلم High Life فقط شامل ۱۰ دقیقه از تصاویر واقعی فضایی می شود، بیشتر آن ها شامل عکس های سیاه چاله هایی است که شبیه سیاه چاله فیلم میان ستاره ای (Interstellar) هستند، اما زیرنظر دنی حالت انتزاعی تری به خود گرفته اند – مثلا کات شدن صحنه از یک سکانس که در آن Dibs در حال زمزمه کردن «رشد کن، رشد کن» برای یک موجود است که خودش به صورت مصنوعی به وجود آورده و پرش به یک تصویر منحصر به فرد از کهکشان. بقیه آن ها صحنه هایی ساده اما طنین انداز هستند که سکوت سوررئال و تنهایی در فضا را نشان می دهند، مانند تصویری از خارج یک سفینه مکعبی که به نظر بی حرکت است اما از درون به نظر می آید در حال حرکت به عقب است.

در غیر این صورت فیلم بیشتر اوقاتش را در فضاپیما و کنار اعضایش می گذراند که برای وقت گذرانی کارهایی می کنند، مثلا رسیدگی به یک باغچه ارگانیک و کارهای دیگر. این انزوای روان شناختی برخی را به دیوانگی و بقیه را به خشونت بی رحمانه می کشاند، در حالی که خشونت های جسمی زیادی توسط Dibs به اعضای گروه تحمیل می شود که می خواهند بداند آیا امکان دارد با وجود تشعشات در فضا یک بچه به وجود آورد. فاکتور وحشت در این داستان کاملا مشخص است، اما بیشتر از همه در تصور دنی از بدن انسان نمایان می شود. خصوصیات بافت های پوست و مایعات بدن (در تضاد با لباس های خشن فضایی و فلزهای استریل شده فضاپیما) قطعا از نظر برخی ناخوشایند هستند اما این ها برای نمایش ضعف بیولوژیکی انسان حیاتی هستند. تعدادی از ترسناک ترین صحنه های فیلم ریشه در همین موارد دارند؛ یکی از آن ها نمایانگر تاثیری است که یک سیاه چاله روی بدن انسان دارد (صحنه ای آزاردهنده که توسط یکی از متخصصان جلوه های ویژه طراحی شده) و یکی از ناخوشایندترین صحنه های این فیلم است.

برخی از این نمایش ها، مانند ذات شوکه کننده لحظاتی که در بالا ذکر شد، پس از اکران این فیلم در جشنواره فیلم تورنتو باعث نقدهای شدیدی به فیلم شدند. برخی معتقدند این صحنه ها فقط برای به هم زدن حال ببینده هستند و در حالی که آن ها کاملا هم اشتباه نمی گویند اما حساسیت زیادی در روشی که دنی این صحنه ها را ساخته وجود دارد که آن ها را به چیزی بیشتر از صحنه های آزاردهنده تبدیل می کند. رنج کشیدن گروه فضانورد غم انگیز و ظالمانه است، اما دنی ما را دعوت می کند تا شاهد قدرت واقعی وحشت و شرایط حاکم بر ماموریت Monte باشیم؛ عمل بی فایده بزرگ کردن یک بچه در روزهای پایانی دنیا، و دنی آن قدر از نظر احساسی لحن فیلم را تحت تاثیر قرار داده که این اتفاق کاملا غافلگیر کننده به نظر می آید. روش هایی که ما در آن ها شاهد رنج کشیدن Monte و تغییر سبک زندگی‌اش در فضا و زمین هستیم، باعث می شود وقتی سکانس های پایانی را تماشا می کنیم فیلم بیش از پیش تاثیرگذار باشد. فیلم High Life یکی از ظریف ترین و عاشقانه ترین نمایش ها درباره آخرالزمان و تماشای آینده است – اتفاقاتی که فقط از پس موجوداتی احمق مثل انسان برمی‌ آید.

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن