انتخاب سردبیرنقد فیلم

نقد و بررسی فیلم Godzilla: King of the Monsters: گودزیلای عالی، انسان‌های عادی!

نظرات گوناگون و متفاوتی نسبت به فیلم Godzilla «گودزیلا»‌ محصول ۲۰۱۴ ساخته‌ی گرث ادواردز (Gareth Edwards) وجود داشت، اما من از اینکه آن فیلم تصمیمات شجاعانه‌ای گرفت راضی بودم. بله، شخصیت‌ها و داستان در اولویت دوم پس از گودزیلا قرار داشتند، اما تمرکز فیلم روی حفظ تنش و این نکته بود که نتیجه‌ی نهایی ارزش انتظار را داشته باشد. اما برخی مخاطبان زیاد اهل انتظار کشیدن نبودند، و فیلم Kong: Skull Island «کونگ: جزیره جمجمه»، فیلم بعدی دنیای هیولایی کمپانی لجندری سعی کرد این تقاضای طرفداران را پاسخ دهد، بنابراین از نشان دادن هیولاها و اضافه کردن هرج‌ومرج زیاد به داستان ترسی نداشت. فیلم Godzilla: King of the Monsters «گودزیلا: پادشاه هیولاها» ساخته‌ی مایکل دوورتی (Michael Dougherty) سعی می‌کند این انتظارات را به روشی متفاوت برطرف کند، یعنی برای گودزیلا احترامی که لازم دارد را در نظر گرفته و در عین حال فیلمش را با عناصر خارجی زیادی پر کند. متاسفانه، نتیجه‌ی این کار یک فیلم شل و ول و آشفته است، جایی که تنها چیزهای موفق فیلم نبرد بین هیولاها هستند.

پنج سال پس از وقایع فیلم Godzilla، دنیا حالا قیام تایتان‌ها را دیده، هیولاهایی مثل گودزیلا توسط سازمان مونارک ردیابی می‌شوند، که در حال کشمکش با ارتشی است که قصد دارد به جای زندگی مسالمت‌آمیز در کنار این هیولاها آن‌ها را نابود کند. دکتر اما راسل (با بازی ویرا فارمیگا (Vera Farmiga)) در حال کار روی دستگاهی به نام ORCA برای برقراری ارتباط و کنترل تایتان‌ها است، اما او و دخترش مدیسون (با بازی میلی بابی براون (Millie Bobby Brown)) توسط یک تروریست محیط زیستی به نام جونا آلن (با بازی چارلز دنس (Charles Dance)) گروگان گرفته شده‌اند، که می‌خواهد از ORCA برای بیدار کردن تایتان‌های خوابیده و پاکسازی سیاره‌ی زمین استفاده کند. مونارک که حالا سازمان بزرگتری با شخصیت‌های مکمل بیشتری است، از همسر دورافتاده‌ی اما یعنی مارک (با بازی کایل چندلر ‌(Kyle Chandler)) که همراه همسرش روی ORCA کار کرده بود برای ردیابی این دستگاه و برگرداندن آن کمک می‌گیرد. مارک با این کار موافقت می‌کند تا بتواند دخترشان را نجات دهد، اما این به تعقیبی بین‌المللی تبدیل می‌شود، جایی که شاه گیدورا، هیولای سه‌سر بیدار شده و بقیه‌ی تایتان‌ها را به سمت خودش فرا می‌خواند. حالا گودزیلا به تنها امید بشریت برای مقابله با این هیولاها تبدیل شده است.

وقتی تمرکز فیلم روی گودزیلا باشد دوورتی بهترین کار خودش را ارائه می‌کند. اگرچه تاثیرات آب و هوایی زیاد مثل برف و باران تصویر را کمی مبهم می‌کنند، اما در نماهای وسیع کاملا می‌توان نبرد بین هیولاها را به خوبی تماشا کرد. اگر طرفدار گودزیلا، گیدورا، رودان و ماثرا باشید، قطعا از تماشای آن‌ها که به جای هیولاهای فیلم‌های درجه ۲ به صورت موجودات بلاک‌باستری به نمایش درآمده‌اند خوشحال خواهید شد. البته وقتی دوورتی سراغ نماهای نزدیک‌تر می‌رود، نه تنها تمرکز خودش بلکه ریتم فیلم را هم از دست می‌دهد. او تمایل عجیبی به نمایش بخش انسانی داستان دارد (که هیچکدام اصلا برای ما مهم نیستند)، و در حالی که انسان‌ها به ما حس غول‌پیکر بودن هیولاها را خیلی خوب القا می‌کنند، اما همچنین تنش‌های نبرد بین آن‌ها را از بین می‌برند. به علاوه، طراحی نبردها آنقدر تحسین برانگیز نیست. در این فیلم هیچ نمای به یاد ماندنی‌ای مثل گودزیلا در حال پرتاب اشعه‌ی اتمی خودش به سمت یک هیولای دیگر وجود ندارد.

ریتم فیلم حین پیشرفت داستان مشکلاتی دارد. با اینکه Godzilla: King of the Monsters فقط ۸ دقیقه طولانی‌تر از فیلم Godzilla سال ۲۰۱۴ است، به نظر خیلی طولانی‌تر می‌آید چون دوورتی مهارت ادواردز در طراحی ریتم و ایجاد تنش در این مقیاس را ندارد. البته شاید این مشکل به دلیل واکنش‌های منفی نسبت به فیلم ادواردز باشد، اما Godzilla: King of the Monsters نشان می‌دهد تصمیم ادواردز برای افزایش فشار تدریجی در فیلمش کاملا درست بوده است. این دنباله مسائل حاشیه‌ای زیادی را مطرح می‌کند، و با اینکه از گروه بازیگران خیلی خوبی بهره می‌برد، آن‌ها موفق نمی‌شوند شخصیت‌های قابل قبول یا روابط جالبی با هم برقرار کنند. آن‌ها فقط از یکی از ساختمان‌های مونارک به ساختمان دیگر می‌روند، شاهد نبردی بین هیولاها هستند و سپس راهی ساختمان بعدی می‌شوند.

این را قبول دارم که بیشتر مخاطبان برای یک داستان قوی یا شخصیت‌های جالب، فیلم Godzilla را تماشا نمی‌کنند، اما اگر قرار باشد بخش اصلی فیلم شما درباره‌ی انسان‌ها باشد، باید کاری کنید که آن شخصیت‌های انسانی هم برای مخاطب مهم و قابل درک باشند. این قابل قبول نیست که شخصیت‌های انسانی در مرکز فیلم قرار داشته باشند و به اندازه‌ی کافی به آن‌ها اهمیت ندهید. این فیلم می‌توانست خیلی خوب از این گروه بازیگران مستعد بهره ببرد، به برخی از آن‌ها شخصیت پردازی قابل قبولی بدهد، و مدت زمان فیلم را نیم ساعت کمتر کند تا فوریت و تنش داستان با خطرات متوقف کردن گیدورا قبل از نابود کردن دنیا همخوانی داشته باشد.

Godzilla: King of the Monsters فقط یک هدف در سر دارد، که افزایش تعداد هیولاهای جذاب و نبرد بین آن‌هاست. فیلم در رسیدن به این هدف ساده موفق عمل می‌کند، حتی با اینکه این نبردها می‌توانستند کمی قویتر از این باشند. اما چیزهایی که پیرامون این نبردها قرار گرفته‌اند باعث می‌شوند فیلم دچار مشکل شود. شاید بازیگرانی مثل بردلی ویتفورد (Bradley Whitford) در نقش یک دانشمند بداخلاق یا کن واتانابه (Ken Watanabe) جذابیت بیشتری به فیلم بدهند، اما همچنین پیچش‌های داستانی مسخره‌ای در فیلم وجود دارند که باعث می‌شوند به این نتیجه برسیم که Godzilla: King of the Monsters فقط برای پیش بردن فرنچایز Godzilla بدون هیچ توجهی به چیزی فراتر از نبرد بین هیولاها ساخته شده است. شاید برخی بگویند به چیزی بیشتر از این نیاز نیست، اما Godzilla: King of the Monsters اثبات می‌کند که این عقیده درست نیست.

7

7

7

7
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن