نقد فیلم

نقد و بررسی فیلم Alpha: رفاقت انسان و گرگ برای زنده ماندن

0

فیلم Alpha یک داستان ماقبل تاریخی درباره بقا را به روشی بی عاطفه بیان می کند. این فیلم داستان یک شکارچی جوان است که در بیابان گیر افتاده و برای اثبات مردانگی‌اش با یک گرگ دوست می شود. Alpha مثل یک ماجراجویی در Disney با حد بالایی از زیبایی های خیره کننده است، با درون مایه ای ساخته شده از المان هایی مثل خون، فضولات انسانی و حیوانی و کرم ها. Albert Hughes کارگردان فیلم نام خود را با فیلم هایی مثل Menace II Society و From Hell بر سر زبان ها انداخت. کارهای قبلی او نشان می دهند او به خوبی می تواند از یک انسان ماقبل تاریخ هم یک داستان درام خلق کند: با استفاده از گله ای از ماموت ها، یک آتش فشان در حال فوران، یک گراز وحشی، خورشید و باد و یخ و صخره های در حال ریزش.

Hughes آن قدر هنرمند هست که بیش از حد از این صحنه ها استفاده نکند. Alpha در دشت ها و تپه های اروپای ۲۰ هزار سال قبل و در طول عصر یخبندان رخ می دهد و یک سفرنامه‌ی زیباست. بهترین لحظات فیلم زمانی است که جنگ انسان و طبیعت را به تصویر می کشد: بیرون آمدن شیرها از میان سایه ها، فردی که برای فرار از دست گرگ ها به بالای یک درخت پناه می برد، سکانس ابتدایی فوق العاده، گروهی از شکارچیان با لباس های از جنس خزه و استخوان، که به سمت گله ای گاومیش نیزه پرتاب می کنند، گاومیش ها هم برگشته و به این سمت می آیند، اما با دیواری از نیزه ها روبرو می شوند، دوباره برگشته و از یک صخره خیلی مرتفع به پایین پرتاب می شوند. اما در همین حین یکی از آن ها به یکی از شکارچیان جوان شاخ می زند، و در لبه پرتگاه او را به هوا پرتاب می کند و ما می خواهیم بدانیم کجا فرود آمده است.

این شکارچی به نام Keda (با بازی Kodi Smit-McPhee) کم تجربه ترین عضو این قبیله و پسر رییس قبیله Tau (با بازی Jóhannes Haukur Jóhanneson) است. Tau در فیلم به زبان انسان های اولیه می گوید: “زندگی برای قوی ترهاست، باید اون رو به دست بیاری، نه اینکه اونو بهت هدیه بدن.” او مشتاق است Keda را با قانون طبیعت وحشی بزرگ کند. اما Keda علاقه ای به یادگیری راه های خشن برای بقا ندارد.

Kodi Smit-McPhee با لب های شبیه کمان، چشمان نگران و موهای سیاه بلندش، شبیه شاعران حساسی است که در خیابان های پورتلند می بینیم. مادرش (با بازی Natassia Malthe) می گوید: “او با قلبش عمل می کنه، نه با نیزه” و مخالف پیوستن Keda به قبیله برای شکار کردن است. اما درنهایت او با آن ها به شکار می رود و وقتی پدرش او را مجبور می کند یک جانور زخمی را بکشد، Keda از این کار سرپیچی می کند. او هنوز شکارچی درونش را پیدا نکرده است.

اما پس از اتفاقی که توسط گاومیش برای او می افتد، در لبه پرتگاهی با چند صد متر ارتفاع رها می شود تا بمیرد. او چطور می خواهد خودش را نجات دهد؟ پایداری و تقدیر راه را به او نشان می دهند و آنجاست که Keda سفرش را آغاز می کند، سفری درباره بقا که در آن Keda یکی یکی حیوانات را کشته و می خورد و به راهش ادامه می دهد.

Keda یک گرگ را زخمی کرده و سپس او را نجات می دهد و نام او را Alpha می گذارد، گرگی که آن قدر با احساس بازی می کند که ناخودآگاه به سراغ صفحه IMDB فیلم می رویم تا ببینیم چه کسی نقش او را بازی کرده است. Alpha به یک فراری از گله تبدیل می شود، و علاقه Keda به خوردن گوشت حیوانات نشان می دهد او می خواهد جایگاه حقیقی‌اش را در زنجیره غذایی پیدا کند. بازی Smit-McPhee در ابتدای فیلم عمدا خیلی ساده و بی روح است، اما رفته رفته به پویایی می رسد. آیا او یک بازیگر فوق العاده است؟ بگذارید فعلا بگوییم او کسی است که به ما نشان می دهد اگر در عصر یخبندان گیر افتادیم، برای بقا چه کار کنیم.

پیشرفت آهسته‌ی رفاقت Keda و Alpha هسته احساسی فیلم است، و واقعا هم خیلی خوب از کار درآمده است. این دو به یک تیم شکار تبدیل می شوند، به طوری که Alpha حیوانات را دنبال می کند و Keda با یک نیزه کار آن ها را تمام می کند، که خیلی جالب و شاعرانه است. Keda این گرگ را طوری تربیت کرده تا به خودش غریزه کشتن را آموزش دهد.

فیلم Alpha با اینکه شوکه کننده نیست اما ما را جذب می کند؛‌ تقریبا در همه لحظات می توان گفت قرار است چه اتفاقی بیفتد. اما فیلم آن قدر خوب هست که با آن ارتباط برقرار کنیم، یک فیلم سنتی و تاریخی ساخته شده به روشی مدرن. Albert Hughes باز هم نشان می دهد دنیای طبیعت را خیلی خوب می شناسد. وقتی Keda زیر یخ گیر افتاده، و Alpha روی یخ راه می رود تا دوستش را پیدا کند، این یک استاندارد برای چنین فیلمی است، اما لحظه ای که Alpha به هوا می پرد تا Keda را نجات دهد، شاهد یک صحنه کاملا احساسی هستیم. آن لحظه ای که فکر می کنیم پایان را حدس زده ایم، Hughes یک صحنه عالی را نمایش می دهد: صحنه ای خاطره انگیز که نشان می دهد این فیلم چیزی بیشتر از فیلم های معمولی درباره دوستی انسان و حیوان است. این روشی است که یک فیلمساز شجاع به وسیله آن ارزش فیلمش را بالا می برد.

0
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن