نقد فیلم

نقد و بررسی فیلم ونوم (Venom): یک افتضاح به تمام معنا

واقعا همینطور است؛ فیلم ونوم (Venom) یک افتضاح به تمام معناست. این فیلم با بخش اول ضعیفش پاهای خودش را قطع می کند. چون شخصیت های مکمل واقعا مسخره هستند دست هایش را هم از دست می دهد. سر هم که باید از بین برود چون ونوم مغزی ندارد. فقط ما می مانیم و نیم تنه‌ی فیلم، رابطه Venom و Eddie که ما را در این اقتباس کامیک بوکی بدون هیچ دلیلی به این طرف و آن طرف می کشاند.

در این فیلم تام هاردی (Tom Hardy) نقش Eddie Brock، یک خبرنگار را بازی می کند که به دلیل افشا کردن خلافکاران و فاسدان نامی برای خود دست و پا کرده است. وقتی به او ماموریت داده می شود خبری درباره دستاوردهای Carlton Drake شرور (با بازی ریز احمد (Riz Ahmed)) در کمپانی Life Foundation را پوشش دهد، Eddie هم دست به کار شده و پشت سرهم ادعاهایی درباره Drake می کند. Eddie به دلیل این اقدامات، شغلش، خانه اش و نامزدش (با بازی میشل ویلیامز (Michelle Williams)) را از دست می دهد، اما این شانس را پیدا می کند که دوباره سروقت ماجرا رفته و کمی عمیق تر موضوع را بررسی کند، و آشکار کند که Life Foundation واقعا نقشه های شرورانه ای دارد، و در حال آزمایش موجودی فضایی به نام سیمبیوت است و یکی از آن ها یعنی Venom از Eddie خوشش می آید.

فضاسازی اولیه فیلم ونوم یک شکست کامل است. چهره های آشنایی که در فیلم های مختلف سعی می کنند نقش یک دانشمند قابل باور را بازی کنند اصلا قابل باور نیستند. ونوم نه تنها دوباره همین کار را می کند، بلکه یک وکیل، خبرنگار و مغز متفکر شرور را نیز به آن اضافه می کند. بگذارید از اول شروع کنیم؛ جنی اسلیت (Jenny Slate) نقش دکتر Skirth یکی از کارکنان اصلی کمپانی Life Foundation را بازی می کند. اسلیت کاریزمای خاصی دارد – مثلا در فیلم Obvious Child – اما در فیلم ونوم مانند یک ربات است که لباس آزمایشگاهی پوشیده و عینکی به چشم دارد. فیلمنامه سعی می کند با دادن دلیلی به او برای جنگیدن کمی به او کمک کند، اما اینکه او بگوید به چیزی اهمیت می دهد با اینکه مخاطب باور کند او به چیزی اهمیت می دهد خیلی فرق دارد.

Anne Weying شخصیت ویلیامز وکیل ماست، اما نشان دادن اینکه او یک وکیل خبره است اصلا برای ویلیامز مهم نیست. شاید آن کلاه گیس مسخره در اینترنت باعث خنده عده ای شده باشد، اما کاملا حواس پرت کن است و بدتر از آن اینکه ویلیامز اصلا در فیلم کار خاصی نمی کند. مدت زمان حضور او در فیلم مورد بحث نیست؛ موضوع این است که او در همین زمان هم کار خاصی نمی کند. ویلیامز و هاردی اصلا رابطه متقابل خوبی ندارند و وقتی فیلمنامه به او اجازه می دهد پا را فراتر از رابطه عاشقانه با Eddie گذاشته و خودش بر اوضاع مسلط شود، دیالوگ های مسخره‌اش اهمیت کارهای او را بی ارزش می کنند.

نفر بعدی؟ احمد در نقش Carlton Drake. بازی ادی ردمین (Eddie Redmayne) در نقش شخصیت منفی فیلم صعود ژوپیتر (Jupiter Ascending) واقعا از نظر مسخره بودن دست نیافتنی بود، اما به نظر می آید احمد در این فیلم قصد دارد این رکورد را به خودش اختصاص دهد. او اغلب با زمزمه حرف می زند، که به طرز عجیبی از درونش فریاد می زنند: من یک ویلن (شخصیت منفی) شیطانی‌ام! او همچنین دچار تغییر حالت های ناگهانی و شدیدی می شود، که اولا اصلا توجیهی ندارند و دوما اصلا ترسناک نیستند. احمد کمی به نمایش قدرت های حیله گری Drake نزدیک می شود اما در نهایت، او هم به مشکل اسلیت دچار می شود – نمی تواند باعث شود مخاطب آن چیزهایی که می گوید را باور کند، و اصلا هم در نشان دادن Drake به عنوان یک تهدید واقعی موفق عمل نمی کند.
در مورد Eddie بخش خبرنگار محقق بودن او اصلا قابل باور نیست. از همان ابتدا کاملا مشخص است که او هنگام کار یک شخصیت مخرب دارد. او اصلا کاردان نیست، فن بیانش ضعیف است و بدتر از همه، خودخواه است. بله ترکیب مناسبی از این ویژگی ها وجود دارد که باعث می شود یک خبرنگار، خیلی خوب بتواند فساد را افشا کند، اما در مورد فیلم ونوم این ترکیب بیشتر از همه Eddie را ناامید کننده و اسفناک نشان می دهد.

اما خوشبختانه نور درخشان ونوم باز هم هاردی است که وقتی سیمبیوت Venom وارد صحنه می شود خیلی خوب صحنه را مدیریت می کند. باز هم می گویم که در این زمان فیلم پاهایش را از دست داده و نمی تواند سرپا بایستد، اما این کشمکش ها بین Eddie و Venom آنقدر عجیب و ظالمانه است که من به شخصه دوست داشتم بیشتر آن را ببینم. ونوم دچار ناهنجاری در لحن است، پس تردید دارم سازندگان قصد داشته باشند گاهی اوقات واکنش خنده های بلند را از طرف مخاطب ببینند، اما عمدا یا سهوا این اتفاق می افتد. چیزی که این را بیشتر از همه ناامید کننده می کند این است که سونی (Sony) در این فیلم شجاعت به خرج نداد. بار سنگین شخصیت های مکمل بیخود را به دوش Eddie و Venom انداخت و باعث شد آن ها کم بیاورند. اگرچه به دلیل کارهایی که Eddie در ابتدای فیلم می کند هیچ احترامی برای او قائل نیستیم، اما هاردی جذابیت و ارتباط متقابل خوبی با Venom دارد که نه تنها خودش را از آن حفره ابتدایی فیلم خارج می کند بلکه فیلم ونوم را به یک ماجراجویی رفاقتی خیلی خوب بین دو دوست تبدیل می کند، اگرچه اصلا منطقی در این رفاقت وجود ندارد. ونوم در نمایش رابطه Eddie و Venom برای توضیح اینکه یک سیمبیوت چیست، چکار می کند و چه هدفی دارد یک سادگی خاصی دارد، اما به لطف Life Foundation در طول فیلم شاهد تناقضات زیادی هستیم.

 venom

از نظر فنی فیلم ونوم بین تحسین برانگیز و یک فیلم ساده و متوسط نوسان دارد. برخی افکت های دیجیتالی ضعیف و تاریخ گذشته به نظر می آیند، و جلوه های تصویری گاهی اوقات بی نظم هستند، اما هر لحظه به ما یادآوری می کنند که متیو لیباتیک (Matthew Libatique) نامزد جایزه اسکار فیلمبردار این فیلم است. او جلوه های خاصی را تصویربرداری کرده که کاملا به چشم می آیند، و یکی از بهترین آن ها صحنه تعقیب و گریز در جنگل است. در مورد رده سنی PG-13 (بالای ۱۳ سال) باید به این نکته اشاره کرد که وقتی فیلمی می سازید که در آن یک موجود فضایی سر قربانیان را بدون پاشیدن خون از بدنشان جدا می کند، و اینکه برخی صحنه ها قبل از اینکه کشت و کشتار اوج بگیرد کات می شوند، واقعا به اصل فیلم ضربه می خورد.

ونوم در نهایت با وجود غیرمنطقی بودنش به دلیل رفاقت جذاب Eddie و Venom کمی موفق عمل می کند، اما شما را دوباره به یاد موقعیت عالی‌ای می اندازد که از دست رفته است. ونوم می بایست یک شروع فوق العاده برای فرنچایز سونی براساس شخصیت های مارول (Marvel) می بود. اما این فیلم اصلا در این زمینه موفق نیست و یادآوری های مختلف استودیو که به مخاطب القا می کند: هی، یادتون نره که ما میخوایم بازم این دنیا رو ادامه بدیم!‌ اوضاع را بدتر می کند. شاید فروش این فیلم در باکس آفیس، آینده این فرنچایز را مشخص کند، اما از نظر کیفیتی، فیلم ونوم اصلا شروع خوبی توسط سونی برای راه اندازی یک فرنچایز نیست.

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن