انتخاب سردبیرنقد سریال

نقد و بررسی فصل هشتم سریال داستان ترسناک آمریکایی (American Horror Story: Apocalypse)

1+

داستان ترسناک آمریکایی (American Horror Story) در اولین قسمت فصل جدیدش، مثل همیشه با نوآوری هایی همراه بود، سریالی که ساخته شده تا بزرگترین ترس های ما را خلق کند، حتی اگر درمانی که در انتها ارائه می کند فقط یک شوخی حواس پرت کن باشد.

فصل قبلی به نام فرقه (Cult) در ابتدا و قبل از اینکه خودش را نابود کند، به شکل یک اظهار نظر تیز و زیرکانه درباره فرو ریختن اعتماد متقابل بین آمریکایی ها پس از وقایع انتخابات ۲۰۱۶ به نظر می آمد. اما اوایل فصل هشتم یعنی آخرالزمان (Apocalypse) زمان بندی فوق العاده ای درباره مقابله با خطری تهدیدآمیز به نظر می رسد: این قضیه که ممکن است بالاخره همه چیز نابود شود.

قسمت اول این فصل به دو شاخه بین وحشت های واقعی و فانتزی های مخصوص داستان ترسناک آمریکایی تقسیم می شود، و نسبت به اولین تبلیغ تلویزیونی‌اش خیلی تغییر کرده است. این قسمت با تصوری عجیب و غریب و انسانی شروع می شود،‌ و چیزی را که به نظر می آید آخر دنیا باشد به روش دنیای رایان مورفی (Ryan Murphy) نمایش می دهد. این سریال و سازنده اش تخصص زیادی در نمایش مردم با بدترین رفتار نادرست یا در آسیب پذیرترین حالتشان دارند: برای بیان چنین المان هایی چه فضایی بهتر از آخرالزمان وجود دارد؟ نشانه های فساد مورفی در سراسر این قسمت دیده می شد،‌ و همچنین یک خواننده لوس (با بازی لسلی گروسمان (Leslie Grossman)) که اصلا برای خانواده و همسرش سوگواری نمی کند و فقط به فکر این است که تیم طراحی موهایش را در هواپیمایی به مقصد یک پناهگاه سوار کند. اما همچنین نشانه هایی از آسیب پذیری را جایی نمایش می دهد که یک خبرنگار وقتی می فهمد دنیا در حال پایان است در دوربین زنده اعلام می کند: من به خونه نمی رسم. پس اگه بچه هام دارن این برنامه رو می بینن: بابایی خیلی دوستتون داره.

این حجم از عطوفت در اپیزودی متمرکز روی بی رحمی خیلی مشهود نیست، اما باز هم منظور خودش را می رساند. فرنچایزی که مدت ها به شکلی جدا افتاده از بقیه آثار به نظر می آمد، حالا موقع نمایش آخرالزمان جنبه لطیف تر خودش را نشان داده است. اما بیشتر لحظات این قسمت هم به فرم همیشگی سریال است. داستان سریال با روش خاص داستان ترسناک آمریکایی در کمبود توضیح یک شخصیت و با شخصیت هایی شروع می شود که جایگاه خود را در دنیایی پسا آخرالزمانی خریده اند و کسانی که از نظر ژنتیکی برای بودن در آن جا انتخاب شده اند (جایی که یک مرد جوان به دلیل پولدار بودن به زور توسط ماموران از خانواده اش جدا می شود)، که در پایان قسمت اول در یک پناهگاه منتظر اجرای حکمش است. چیز زیادی درباره کسانی که این افراد پولدار را به پناهگاه آورده اند یا کسانی که از خروجی هایش محافظت می کنند نمی دانیم؛ شاید در طول فصل چیزهای بیشتری بفهمیم، اما افتتاحیه این فصل متزلزل تر از فصل های گذشته است.

رهبران این پناهگاه سارا پلسون (Sarah Paulson) و کتی بیتس (Kathy Bates) هستند که رابطه متقابل خوبی دارند و همه طرفداران فرنچایز را راضی نگه می دارند، مدل موی پلسون انگار مستقیما از رمان های دکتر زوس انتخاب شده اند، و رفتار بیتس به نظر برای یک فیلم درباره زندان مناسب تر است تا یک پناهگاه لوکس که او در آن منتظر پایان دنیاست. اما هدف سریال همین است؛ آن ها وقتی غذایی برای خوردن ندارند، خیلی خوب روشی مشابه فرنچایز عطش مبارزه (Hunger Games) برای پولدارها را به شکل یک کابوس روان‌شناختی به وجود می آورند. مراسم آن ها برای از بین بردن قتل و آدمخواری که فقط می توان آن ها را به عنوان شکنجه تعریف کرد، اینکه همه مجبورند همیشه لباس رسمی پوشیده و همیشه در حال خواندن ترانه The Morning After باشند. قتل و آدمخواری، کشتن یک مهمان و خوردن او به عنوان غذا هم از مسائل آزاردهنده سریال هستند.

مثل همیشه داستان ترسناک آمریکایی باید برای پوشش دادن این همه زمینه داستانی مختلف تحسین شود؛ قسمت اول ما را از آخرالزمان تا یک سال و نیم بعد می برد، جایی که در آن پناهگاه مشکل کمبود غذا و عدم همکاری بین اعضا به وجود آمده است. و مثل همیشه این جاه طلبی می تواند باعث سقوطش شود، جایی که نکات حیاتی و مهمی در پایان هر قسمت معرفی می شوند. Michael Langdon همان بچه شیطانی بزرگ شده از فصل اول در پایان قسمت اول نمایان می شود، و به اعضای این خانه که به نظر او ارزش زنده ماندن دارند قول یک دهه تامین غذا می دهد.

هنوز خیلی زود است، اما لحظات اصیل درد و رنج نمایش داده شده در دقایق ابتدایی قسمت اول، لحظات بی هدف ۴۵ دقیقه انتهایی آن را جبران می کند. البته این لحظات بی هدف در توضیح وقایع نقش دارند: هیچ کدام از ما واقعا نمی توانیم به آن چیزی که قرار است آخر دنیا باشد فکر کنیم، پس چرا عجیب و غریب ترین داستانی که درباره آن بیان شده را تماشا نکنیم. داستان ترسناک آمریکایی که به ژانر آنتولوژی در سریال ها رونق بخشید، تا جایی که توانسته داستان پایان دنیا را به خوبی نشان می دهد؛ در ابتدا داستان پایان دنیا را با جذابیت نشان می دهد، اما به مرور در خلق ایده هاش کم می آورد.

اما فرنچایزی که از سال ۲۰۱۱ که دوران آرام تری بود آغاز شده و به روش های مختلفی می خواهد ما را سرگرم کند جذابیت های خودش را دارد، مخصوصا وقتی می خواهد داستانی را بیان کند که درباره پایانی برای نسل بشریت است. در نبود یک موضوع بهتر برای بیان کردن، داستان ترسناک آمریکایی: آخرالزمان داستان پایان دنیا را با مدل موهای عجیب و داستانی باورنکردنی از خود شیطان روایت می کند که به نظر می آید فقط راهی برای فرار از واقعیات است.

1+
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن