نقد سریال

نقد و بررسی سریال The Act: سریالی جنایی درباره‌ی وحشت‌های یک رابطه‌ی پیچیده

پس از موفقیت کنونی سریال‌های جنایی، سریال The Act «تظاهر» محصول هولو حقیقتی آزاردهنده را به شکل یک مینی‌سریال روایت می‌کند. کشته شدن دی دی بلانچارد به دست دخترش جیپسی رُز و دوست پسرش نیک اولین بار در مقاله‌ای در سال ۲۰۱۶ منتشر شد و سپس مستند Mommy Dead and Dearest «مامان مرده و عزیز» براساس آن ساخته شد. در اقتباس هولو از این جنایت، که هشت اپیزود یک ساعته دارد، این داستان واقعی و آزاردهنده خیلی خوب به شکل یک داستان ترسناک گوتیک آهسته به نمایش درآمده است.

در سریال The Act پاتریشا آرکت (Patricia Arquette) نقش دی دی کنترل‌گر و فریبکار و جوئی کینگ (Joey King) نقش دختر گیرافتاده‌اش جیپسی، نوجوانی با بیماری‌های فراوان را بازی می‌کند. او باید همیشه روی ویلچر باشد، ادعا می‌شود موهایش دیگر رشد نمی‌کنند، با او مثل بچه‌ها رفتار می‌شود تا جوان‌تر به نظر بیاید، (با توجه به حرف‌های دی دی) قدرت ذهنی یک بچه‌ی ۷ ساله را دارد، و بسیاری از دندان‌هایش را از دست داده است. او عینک‌های بزرگ و ته‌استکانی به چشم می‌زند و از داشتن یک لوله‌ی تغذیه رنج می‌برد، اما به نظر می‌آید روحیه‌ای رام نشدنی دارد.

حداقل این چیزی است که دی دی می‌خواهد به دیگران نشان دهد. و وقتی The Act شروع می‌شود، بیشتر آن واقعی است. جیپسی تحت کنترل شدید مادرش، او را به عنوان بهترین دوستش خطاب می‌کند. او به خاطر کمک‌هایی که دیگران به او می‌کنند سپاسگزار است، و دوست دارد با وجود وضعیت محدود خودش همه‌چیز را درباره‌ی دنیا یاد بگیرد. اما خیلی سریع، شکاف‌هایی در داستان به وجود می‌آیند، مخصوصا وقتی مشخص می‌شود دی دی از سندروم مونشهاوزن با وکالت (Munchausen syndrome by proxy) رنج می‌برد و جیپسی قربانی اصلی اوست. (سندروم مونشهاوزن با وکالت: یک بیماری روحی که در آن مراقب به شخصی که تحت نظرش قرار گرفته آسیب می‌زند تا بتواند همیشه از او مراقبت کند!)

این داستان پیچیده با کشته شدن دی دی به اوج خودش می‌رسد، چیزی که سریال از همان ابتدا به آن اشاره می‌کند. گزارش شده که جیپسی حین همان ورود غیرقانونی ربوده شده و چیز بیشتری از داستان برای شما لو نمی‌دهم. اما The Act همه چیز را خیلی آرام آشکار می‌کند، و جایی این کار را شروع می‌کند که جیپسی به کنترل مادرش روی او پی برده و درباره‌ی شرایط خودش دروغ می‌گوید. او یک نوجوان است و پس از ملاقات با یک نوجوان دیگر (با بازی آناسوفیا راب (AnnaSophia Robb)) به همان کاری اشتیاق پیدا می‌کند که همه‌ی نوجوان‌ها دوست دارند – آزادی، عشق و فرصتی برای تبدیل شدن به یک بزرگسال.

هیچ چیزی بیشتر از تمایل جیپسی به آزادی، دی دی را نمی‌ترساند، که به همین دلیل است که هر وقت یک مددکار اجتماعی قرار است به آن‌ها سر بزند، به جیپسی قرص خواب می‌دهد تا او را ناتوان نشان دهد. او دندان‌های جیپسی را کشیده، و زمانی که جیپسی از همه چیز ناامید می‌شود خیلی موذیانه دندان‌های مصنوعی به او می‌دهد. آرکت واقعا نقشش را عالی بازی می‌کند، آن هم زمانی که شکل‌های مختلف شخصیت دی دی – یک مادر دلسوز، یک زندان‌بان زهرآلود و یک مراقب خسته – را به نمایش می‌گذارد، که همه‌ی این‌ها نشان از یک فریبکار ماهر دارند.

دی دی آنقدر در کنترل جیپسی مهارت دارد که حتی وقتی جیپسی شانس فرار یا مقابله با مادرش را به دست می‌آورد، در این کار تردید می‌کند. او قبل از اینکه دی دی با ترس از اینکه جیپسی به او خیانت کند وارد اتاق شود با اشک و زاری به دکتر می‌گوید: مامانم به من نیاز داره. جیپسی حتی زمانی که لازم نیست از ویلچر استفاده می‌کند چون مادرش از او خواسته این کار را بکند، و گاهی به نظر می‌آید او فراموش کرده می‌تواند راه برود.

اما طی سال‌ها، جیپسی کم‌کم یاغی می‌شود. او برای بودن کنار مردی که تازه او را ملاقات کرده فرار می‌کند، یک گوشی اعتباری می‌خرد، و حتی به یک لپتاپ دسترسی پیدا می‌کند و یک اکانت فیسبوک می‌سازد تا بعدا وارد سایت‌های دوستیابی شود. او هم مثل دی دی در هنر دروغ گفتن و فریبکاری استاد شده،‌ و برای به دست آوردن خواسته‌هایش از روش‌های مادرش علیه او و دیگران استفاده می‌کند.

جوئی کینگ قطعا تحقیقات زیادی درباره‌ی نحوه‌ی حرف زدن جیپسی رُز واقعی و حرکاتش کرده، آن هم با بازی عالی در نقش دختری که از آن چیزی که به نظر می‌آید سن بیشتری دارد. این چیز جدیدی در تلویزیون نیست، اما کینگ در این سریال موفق می‌شود آسیب‌پذیر و وحشت‌زده بودن جیپسی را حین تاریکی‌ای که سوءاستفاده‌های دی دی درون او به وجود آورده به نمایش بگذارد. لذت‌های نوجوانانه‌ی ساده مثل تماشای آموزش آرایش در یوتیوب یا دوست شدن با کسی حین مکالمه با اقداماتی مثل کشیدن دندان‌هایش توسط دی دی مجازات می‌شوند. در بیشتر مواقع کسانی که اطرافشان هستند فقط به آن‌ها لبخند می‌زنند و می‌خواهند با مادری که دخترش از بیماری‌های زیادی رنج می‌برد با مهربانی رفتار کنند. این حتی برای همسایه‌ی بدگمان آن‌ها مل (با بازی کلویی سونی (Chloë Sevigny)) صدق می‌کند، که مشکلات خانوادگی خودش باعث شده حقیقت رابطه‌ی بین دی دی و جیپسی را متوجه نشود.

بهترین لحظات The Act زمانی هستند که جیپسی و دی دی با دنیای بیرون از خانه‌ی خودشان ارتباط برقرار می‌کنند؛ جیپسی در این بخش به مادرش دروغ می‌گوید تا بتواند از فروشگاه خرید کند یا کارهایی بکند که مادرش آن‌ها را تائید نمی‌کند، و لحظات تنش‌زای جالبی در این باره به وجود می‌آیند که آیا قبل از اینکه دی دی متوجه شود جیپسی موفق می‌شود کار خودش را انجام دهد یا خیر. اما در اپیزودهای چهارم و پنجم رابطه‌ی بین این دو شکلی تکراری به خودش می‌گیرد. داستان The Act هر چقدر هم جذاب باشد، حین پیش رفتن کمی لنگ می‌زند. شاید سازندگان از این ترسیده‌اند که اگر اتفاقات را پشت سرهم نشان دهند برای بیننده قابل باور نباشد، اما این داستان فقط در حد یک فیلم طولانی قابل کشش بود. این سریال از بازی عالی آرکت و کینگ برای قابل باور کردن رابطه بین جیپسی و دی دی و قدرت دکوراسیون گوتیک خودش قدردانی مناسبی نمی‌کند.

وقتی نیک دوست پسر آنلاین جیپسی (با بازی کَلِم ورذی (Calum Worthy)) وارد داستان می‌شود، همه چیز دگرگون می‌شود و مقدار خاصی واقع‌گرایی ناشیانه وارد سریال می‌شود. همین جاست که داستان پیچشی ترسناک به خودش می‌گیرد. شاید The Act با اپیزودهای کمتر می‌توانست به موفقیت بیشتری برسد. این کاملا برای یک داستان شاهکار مناسب بود، که در آن دی دی و جیپسی واقعیتی مخصوص خودشان خلق کرده‌اند تا خودشان را از فاسدترین غرایزشان محافظت کنند.

 

6

6
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن