نقد سریال

نقد و بررسی سریال Maniac: سریال توهمی نتفلیکس مثل تماشای رویای دیگران است

سریال Maniac که براساس سریالی نروژی و توسط Patrick Somerville و کری فوکوناگا (Cary Fukunaga) برای شبکه نتفلیکس (Netflix) توسعه داده شده،‌ از خیلی جهات آشنا به نظر می آید. کمی از فیلم علم خواب (Science of Sleep)، کمی سریال لژیون (Legion)، و کمی از زیبایی شناسی وس اندرسون (Wes Anderson) و رگه هایی از فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک (Eternal Sunshine of the Spotless Mind) در آن دیده می شود. اما Maniac همچنین در دیدگاه منحصر به فردش برای نمایش آینده، تجربی عمل می کند، جایی که روبات ها مثل حیوانات خانگی آرامش بخش هستند، و مردم برای تجربه واقعیت های مجازی عجیب و غریب از دیسک های فلاپی استفاده می کنند.

Maniac منظره ای است، که طی ۱۰ قسمت گسترش داده شده، و گاهی هنگام دیدن آن به نظر می آید در حال تماشای رویای شخص دیگری هستیم. این هم خوب است و هم بد. Maniac مثل یک رویا، عجیب و غریب، توهمی و شگفت آور است. این سریال داستان دو غریبه را روایت می کند: Owen Milgrim (با بازی جونا هیل (Jonah Hill)) پسر متواضع و فراموش شده‌ی یک خانواده پولدار، و Annie Landsberg (با بازی اما استون (Emma Stone))، یک زن جوان بی پروا که یک تراژدی در گذشته اش او را آزار می دهد. هردوی آن ها وارد یک آزمایش دارویی در مرکز پزشکی Neberdine می شوند، آزمایشی که این موقعیت را به انسان می دهد تا با مصرف یک دارو، درد و رنج های گذشته را فراموش کند. با استفاده از یک ابرکامپیوتر که این خاطرات ناراحت کننده در ضمیر ناخودآگاه را ایزوله کرده و به درون خود می کشاند، این امید وجود دارد که شرکت کنندگان در این برنامه شادی‌ای را حس کنند که از هیچ راه دیگری نمی توانستند آن را تجربه کنند. متاسفانه خیلی زود همه چیز از کنترل خارج می شود، وقتی یکی از پزشکان حاضر در آزمایش، Fujita (با بازی سونویا میزونو (Sonoya Mizuno)) به همکارش James Mantleray (با بازی جاستین ثرو (Justin Theroux)) می گوید: ما یک مشکل خیلی خطرناک داریم. فکر کنم کامپیوترمون خیلی افسره شده.

Owen و Annie با اینکه در دنیای واقعی ارتباطی با هم ندارند، طی این آزمایش به هم پیوند داده می شوند، و در رویاهای کامپیوتری یکدیگر ظاهر می شوند. این سکانس ها که گاهی از یک بخش کوتاه تا یک قسمت کامل طول می کشند، این دو را به شکل افراد و شخصیت های مختلفی نشان می دهد، آن هم بی خبر از اینکه آن ها همان کسانی که در دنیای واقعی بوده اند نیستند، و به شکل تصاویری ظاهر می شوند که به داستان اصلی هیچ ربطی ندارند. این قضیه ممکن است جذابیت داشته باشد و شما را به سمت قسمت بعدی سوق دهد تا ببینید بالاخره این آزمایش به کجا می رسد، اما این وقایع خیلی مجزا و بی ربط رخ می دهند. باز هم می گویم، مثل یک رویا، برخی صحنه ها نصفه نیمه هستند، در حالی که بقیه آن ها به سمت مسیرهای انحرافی می روند که اصلا هم جالب نیستند. برای هیل و استون، این بهانه خوبی برای بازی در نقش هایی کاملا متفاوت است. Maniac در این زمینه حالتی نمایشی دارد، اما این فقط استون است که به این روند انرژی می بخشد.

حالا که صحبت از این شد، Maniac بیشتر ترجیح می دهد داستان Annie را روایت کند تا داستان Owen را، جایی که هیل داستان مبهم Owen را به روشی نامفهوم بیان می کند. Annie داستان مشخصی با شفافیتی واضح دارد. این آزمایش، نه تنها برای او، بلکه برای کامپیوتر هم به رویا و خیالی اندوهناک تبدیل می شود. این داستان، داستان جالبی است، که می توانست درون مایه یک فیلم خوب و جالب باشد. اما (همان طور که همه سریال های نتفلیکس به این مشکل دچارند، حتی سریال های محدود)، زمان زیادی برای پر کردن با داستان وجود دارد، که باعث می شود بخش های بی هدفی برای پر کردن این زمان ها به داستان اضافه شود. این سریال ۱۰ قسمت ادامه دارد، اما زمان هرکدام از آن ها از ۲۵ تا ۴۷ دقیقه متغیر است. جایی که یک قسمت شروع می شود با جایی که تمام می شود خیلی متفاوت به نظر می رسد، و بیشتر داستان مربوط به زمان قبل از آزمایش کاملا غیرضروری به نظر می آید. Maniac همه چیز هست، اما یک چیز واحد نیست.

Maniac

اما با وجود اینکه دیدگاه کلی Maniac شلخته به نظر می آید، در جزییات خیلی جذاب و زیبا است. فیلمنامه ناموزون است، اما وقتی خودی نشان می دهد این کار را خیلی خوب انجام می دهد. جایی که نفوذ زبان ژاپنی را درون و بیرون آزمایشگاه می بینیم، مانند همه جزییات گفته شده در بالا برای چنین داستان علمی تخیلی‌ای کاملا منحصر به فرد است. یک روبات بی نام و نشان و کوچک که راهروها را تمیز می کند به نوعی متقاعد کننده ترین شخصیت سریال است. از نظر بصری هم فوکوناگا موفق می شود شوخی هایی را در سریال بگنجاند، و اشاره ای به هجوی در دنیای بزرگتری دارد که در آن یک سرویس به نام Ad Buddy پس از اینکه شما چندین تبلیغ را تماشا کردید به شما یک جایزه می دهد، چیزی که هم اکنون در حال رخ دادن در برخی اپ های جدید است.

اما هیچکدام از این خط های داستانی دنبال نمی شوند، چون Maniac با وجود اینکه چیزهای جالبی را معرفی می کند اما درنهایت فقط علاقمند است داستان Owen و Annie را در طول این آزمایش روایت کند. متاسفانه آن پایان، مخصوصا برای Owen شایسته به نظر نمی رسد. برای Annie قضیه فرق می کند،‌ اما همیشه همین طور است (استون در یک صحنه شبیه ارباب حلقه ها که در آن نقش یک ولگرد خسته را بازی می کند واقعا بامزه است و استحقاق این را دارد تا فیلمی درباره همان شخصیت ساخته شود). وقتی Maniac خوب است، بامزه، تاثیرگذار و شگفت انگیز است؛‌ اما وقتی خوب نیست، مانند گفتگویی با یک دانشجوی رشته روانشناسی است که می خواهد خوابی که دیشب دیده را برای شما تعریف کرده و معنای آن را تحلیل کند.

این قضیه سریال را به شکلی تبدیل می کند که برخی آن را جذاب و برخی خسته کننده به حساب می آورند. حق هم با هردوی آن هاست، پس مقدار لذت بردن شما از این سریال به این بستگی دارد که وقتی سریال انرژی خودش را از دست داده و انگار کاملا از خط داستانی خارج شده، چقدر تحمل آن را داشته باشید. اما اینجاست که جولیا گارنر (Julia Garner) و استون یک بحث به شدت تنش زا با هم دارند، یا بیلی مگنوسن (Billy Magnussen) با آن جذابیت خاصش به یکباره از ناکجا پیدا می شود، و شما را دوباره به درون سریال می کشد. باعث تاسف است که سریال از استعدادهای میزونو آن طور که شایسته است بهره نمی برد، او در فیلم محبوب آسیایی های خرپول (Crazy Rich Asians) فوق العاده بود، اما در اینجا از او خواسته شده پشت یک کلاه گیس و عینک های بزرگ پنهان شود.

در بخشی از سریال، از Owen خواسته می شود تا به این فکر کند که آیا زندگی او در حال کنترل توسط یک کامپیوتر مایل به خودکشی هست یا نه، و ما می دانیم که جواب بله هست. وقتی آن کامپیوتر یعنی GRTA از Annie می خواهد که برای همیشه در دنیای رویا باقی بماند، او در ابتدا موافقت می کند. اما این دیوانگی محض است. چون این چیزی نیست که او برایش داوطلب شده بود. اگرچه برخی این کار را سعادت می دانند، اما برخی هم آن را یک کابوس به حساب می آورند. در مورد سریال Maniac هم همینطور است.

سریال Maniac در تاریخ ۲۱ سپتامبر از شبکه نتفلیکس پخش خواهد شد.

   

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن