امروز:سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵
 

نقد اختصاصی : نقد و بررسی فیلم در میان ستارگان Interstellar

 


**خطر لوث شدن داستان **

یکی از دلایلی که سینمای دهه های اخیر رو فارغ از سبک های ساختاری دوست دارم ،  ایده ها و خلاقیت های داستانیه که مخاطبین رو به سمت دریچه های فکری تازه ای سوق می دن ؛ در واقع کلیت برخی از این ایده ها مثل سفر به فضا و سیارات ناشناخته به هیچ وجه تازه نیست و کاملا مشخصه با روند بهبود جلوه های کامپیوتری ، پرداخت بصری ایده ها ، غیر قابل مقایسه با گذشته است اما نکته مهم و قابل بحث ، تغییر کردن نوع نگاه و سطح تفکراته . حالا اینتراستلر یا در میان ستارگان که می شه ویژگی هایی چون جاه طلبانه ترین و مهم ترین اثر نولان رو براش در نظر گرفت ، یکی از همین فیلمها و البته در راستای آثار فضایی معناگراست . شاید برای تسلط بهتر بر اینتراستلر بهتر باشه تا اون در کنار آثار مشابه قرار داد و به بررسیش پرداخت چرا که به نوعی رگه هایی از ویژگی های شخصی هر کدوم از این گونه فیلمها رو در خودش داره و سعی بر تبدیل به نگرشی ویژه تر داشته و از همین رو به قول منتقد تاد مک کارتی “تعجبی ندارد که تعدادی از مسائل مطرح شده بگیرند و عده ای نچسب جلوه کنند .”

IS013505

اینتراستلر هم در شرایطی آخرالزمانی شروع می شه ، موقعیتی که گرچه در منطقه ای کوچک به نمایش گذاشته می شه اما در حال از بین بردن حیات کره زمین و بالطبع نابودی تمام انسانهاست . اگه زمان فیلم رو به چهار بخش تقسیم کنیم ، بخش اول کاملا در زمین و تقریبا تمام بخش دوم در فضا می گذره اما در ادامه هر دو بخش با هم جلو می ره و ارتباط داستانی و تصویری بین زمین و فضا تقریبا تا پایان حفظ می شه و حتی در بخشی از مهم ترین سکانس های فیلم که به راز پایانی مربوطه ، این ارتباط به سطح بالاتری می رسه و به نوعی در هم ادغام می شه ؛ با این حال محل اصلی مهم ترین اتفاقها و سکانسها و البته هدف فیلم همچنان در کهکشان هاست.

IS215

متیو مک کانهی که پیش از این ، نقشی رو عهده دار بود در اثر قابل توجه رابرت زمه کیس با نام تماس که محوریت فضایی اون کرم چاله بود ؛ حالا اینبار در مقام نقش اصلی و تغییر دهنده سرنوشت انسانها قرار گرفته و ایفاگر سکانس احساسیِ بی نظیر و غافلگیرکننده در سینمای نولان شده ؛ سکانسی که حتی کم و بیش یادآور سیر گذر زمان در اثر اخیر و نسبتا خوب لینکلیتر هم هست ؛ با این وجود گرچه کاراکترهای اینتراستلر در لحظه قابل قبول و اثرگذارند ولی کوچکتر از ایده و داستان هستند و کمتر می شه مورد تحلیل قرارشون داد اما نولان تمهیدات هوشمندانه ای هم در فیلمنامه قرار داده ؛ رابطه پدر و دختری که با کمی افت وخیز تا انتها کشش لازم رو داره و نه تنها شاکله احساسی فیلمه بلکه رابطه تنگاتنگی با داستان فضایی داره و تلاش کوپر ( مک کانهی ) و برند ( هاتاوی ) یکی برای نجات انسانهای باقی مونده و دیگری برای ساخت نسل آینده ، موجب شده زنده موندن این دو فرد در خلاف جهت عموم این فیلمها و فرای زندگی شخصیِ خود کاراکتر ، با زندگی بشریت گره بخوره  .

interstellar-

  نولان که خودش هم به الهام پذیری از آثار مختلف اشاره کرده بود ، جدا از سفر شخصی کاراکتر اصلی و راز منقلب کننده اواخر فیلم به مانند 2001 : یک ادیسه فضایی ، در وجه بصری و نگاه شخصی به فضا از ایده ی ویژه ای برخودار نبوده اما با تمرکز بیشتر بر سیاره ها و دو عنصر کرم چاله و سیاه چاله ، وارد حیطه های متفاوت و ناشناخته می شه و تلاش می کنه بزرگتر و قابل بحث تر از فیلمهای مشابه قدم برداره اگرچه عظمت و ترسناکی محیط فضاییِ اینتراستلر صرفا در درون کرم چاله و سیاه چاله نمایانه ، چیزی که در جاذبه ساخته آلفونسو کوآرون کاملا حس می شد ؛ با تمام اینها ، با محق شدن جمله کوپر در اوایل فیلم ” انسان روی زمین به دنیا اومده اما قرار نیست اینجا بمیره ” پایان بندی امیدوارکننده و برون گرایی رقم خورده .

interstellarnolan

زمانی که فیلمساز مطرحی مثل نولان مهم ترین مضامینش رو در این اثر بیان می کنه قطعا نمی شه از محتوا چیزی نگفت ؛ مخصوصا که در مورد اینسپشن و اینتراستلر صحبت در مورد میزان علمی یا تخیلی بودن و منطق داستانی عموما باعث دورشدن از مباحث اصلی شده. از طرفی همیشه این دغدغه رو داشتم که نولان هنوز به جمع بندی مشخصی از تفکراتش نرسیده و حالا نتیجه حداقل در مورد تفکرات اصلی اون کم و بیش مشخصه . با اینکه گاها به نظر میاد حقیقت طلبی حاکم بر اینتراستلر و اشاره مکرر به واژه ” آنها ” چیزی شبیه به نگرش اثر جذاب اما پرت و پلای ریدلی اسکات پرومتئوس باشه ولی در نهایت قدرت برتر و اثرگذار ، خود انسان معرفی می شه و انسان محوری ، اینبار نه بر کره زمین بلکه بر سرتاسر هستی فرمانروایی می کنه بدون اینکه نیروی برتر از انسان رو حتی بشه احساس کرد . درست همینجاست که اینتراستلر برای من به اثری با مفاهیم زیبا و ارزشمند تبدیل نمی شه و تصور اینکه دلیل خاصی پشت این تفکر نبوده و هدف نولان چیز دیگه ای بوده ، بعید به نظر می رسه ؛ همین طرز تفکر نولان باعث می شه حداقل دریچه فکری افرادی مانند کوبریک و کوآرون به فضا و انسان رو غنیمت بشمرم .

 

نگارنده : مجتبی بهره مند

 

3 پاسخ به “نقد اختصاصی : نقد و بررسی فیلم در میان ستارگان Interstellar”

  1. Erfun007 گفت:

    نولان آدم بزرگی در عرصه سینماست اما یادمان نرود که یک فراماسون کسیه که میتونه از هیچ همه چیز بسازه.(آنها)کلمه ای که بارها به آن اشاره شد اما حرفی از خدا زده نشد.به نظرم نولان تام تلاششو برای بی ارزش نشان دادن خدا کرد و میشه از آنها به کسانی یا کسی به جز انسان ها رسید.

  2. rezah گفت:

    وای که چقد حال کردم با این فیلم خارق العاده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *