امروز:پنج شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶
 

نقد اختصاصی : نقد و بررسی فیلم حسابدار The Accountant

 


نه حسابدار ، نه آدمکش

حسابدار علی رغم وجوه زیبایی شناسانه بصری هالیوودی و نگاه مشخصی که کارگردان به کلیت ماجرا داشته ، اثر چندان حساب شده ای نیست. مشکل اصلی فیلم رو در وهله اول باید در خود کاراکتر کریستین ولف با بازی بن افلک به شمار آورد ؛ با اینکه بن افلک بازی بدی ارائه نداده و حتی گاها اثرگذاره اما نوعی بلاتکلیفی در کاراکتر و ایفای نقش اون وجود داره چراکه خود فیلم نه واقعا یک آدمکش حرفه ای از کاراکتر اون ایجاد می کنه و نه واقعا یک حسابدار مثال زدنی و نه حتی چیزی بین این دو چراکه صرف ارائه نکاتی مثل تمرین و ممارست در کودکی یا هوش ریاضی ، ویژگی ها رو به کاراکترها اضافه نمی کنه و کریستین در زمانی که فیلم اکشنه صرفا یک آدمکشه و در زمان حسابداری صرفا یک حسابدار و در زمان خارج از این ها ظاهرا به جز انسانی معمولی ، ویژگی مهم تر و برجسته تری نداره .

همراه با ضعف پردازش کاراکتر اصلی ، کارکترهای مکمل و متعدد فیلم هم موفق نمی شن تا محصول نهایی رو به اثری پربارتر و با کیفیت تر تبدیل کنن ؛ در واقع همانند ماجرای اصلی خود کاراکتر کریستین که با جزئیات و فلش بک های متعددی همراهه ، فیلمنامه نویس علاقه زیادی داشته تا به مخاطب صرفا اطلاعات بده بدون اینکه همذات پنداری و لزوم و نحوه ارائه این اطلاعات مدنظر باشه و سایر کاراکترها که صرفا با بهانه تراشی های نویسنده به ماجرای کاراکتر اصلی اضافه شدن ، صرفا در لحظات حضورشون در فیلم حس می شن و به لطف بازیهای قابل قبولشون به مخاطب فقط اطلاعات می دن. این نوع ایجاد رابطه و فلش بک های متعدد صرفا در یک سکانس از فیلمه که اون تجریه سینمایی و ماندگار رو پدید میاره تا جایی که به نظرم یکی از بهترین سکانس های سینمایی امساله ؛ هنگامیکه کریستین قبل از رفتن ، محو تماشای دانا قرار می گیره ، با فلش بک به موقعی همراه می شه که رفتار پدر رو بیشتر نمایان می کنه و با دیالوگ زیبای “دیر یا زود تفاوت ، آدمها رو می ترسونه “مجموعا به سکانسی اثرگذار تبدیل شده که شاید مخاطب هم مثل خود کریستین دوست نداره در اتاق بسته بشه و این سکانس به این زودی ها به اتمام برسه.

حسابدار با وجود جدیتی که عوامل برای خلق اون داشتن نه اونقدر سرگرم کنندست که دوباره هوس تماشا کردنش رو کرد و نه اونقدر متفاوت و غافلگیرکنندست که بعد از به اتمام رسیدن ، ذهن مخاطب رو درگیر کنه و بیشتر اثری متوسط با کارگردانی قابل قبول و فیلمنامه ای ناپخته است که لحظات و جزئیات گاها خوبی داره ولی حقیقتا در بخشی که بیشتر موفق عمل می کنه ، احترام و ارزشی که برای افراد دارای اوتیسم قائل می شه ؛ اصلا شاید اگه کارگردان و نویسنده حسابدار ، مستندی در مورد این افراد متفاوت می ساختن ، اثر ویژه تر و بهتری از آب در می اومد چراکه حتی وجود این ویژگی چندان برای کاراکتر باورپذیر نمی شه و ارزش محسوسی هم برای کیفیت اثر نهایی ایجاد نمی کنه .

نگارنده : مجتبی بهره مند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *