امروز:چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
 

نقد اختصاصی : نقد و بررسی سریال Gotham

 

در این پست ترجمه و نقد اختصاصی آریافیلم از سریال Gotham رو ملاحظه میفرمایید که نوشته ی  Tim Goodman از سایت معتبرhollywoodreporter است…

این داستان‚ داستانی اصیل است که نیازی به گذشت زمان برای درک کردن ندارد‚ در واقع فاکس تصمیم به ساخت سریالی دارد که بر روی مواضع خودش کار می کند و وابستگی زیادی به گذشته اش ندارد

 این که عنوان کنیم سریال پرسر و صدای جدید شبکه فاکس‚ با مشکلاتی مشابه مشکلات سریال پرسر و صدای سال گذشته ی شبکه ی ای بی سی یعنی مامورین شیلد‚ مواجه می شود‚ تا حدود زیادی اسان- و نهایتا نامساعد- به نظر می رسد. اما هر دوی ان ها نمونه هایی از سریال هایی هستند که فاقد عنصر اصلی که تماشاگران در ارزوی انند‚ می باشند.

در مامورین شیلد‚ داستان مربوط به قهرمانان مارول از فیلم ها ی مشهور است و بیشتر روی مامورین حقیقی مانور می دهد تا ابرقهرمانان. در مورد سریال گاتهام‚ داستان در مورد بتمن و در عین حال بدون حضور بتمن است.

در حالی که تمامی قواعد فنی به نظر درست می ایند‚ تفاوت در اینجا ظاهر می شود; مامورین شیلد به نظر سریالی است که از کمبود موضوعی محوری- ابرقهرمانان- رنج می برد و سریال در جهت پیدا کردن مسیرش و ایجاد شخصیت ها‚ نیازمند اپیزودها ی بسیاری است تا حداقل به میزان نسبی مانند فیلم های مربوط به قهرمانان سریال‚ جالب توجه باشد. گاتهام‚ از طرف دیگر‚ با ماهیت ذاتیش ظاهر می شود; دنیایی تماما درک شده‚ در زمان و مکانی جداگانه که با شخصیت هایی جذاب همراه است و حضور جلوه های بصری که در همان ابتدا‚ بیننده را محو خود می کند.

 در واقع سریال داستانی اصیل دارد که به بیننده این فرصت را می دهد تا بتمن را در شمای کودکی زخم خورده از مرگ والدینش مشاهده کند و هم چنین‚ ضرورت حضور شخصیت های محبوب و منفور جانبی مانند; زن گربه ای‚ پنگوئن‚ ریدلر‚ جوکر‚ بانوی پیچک سمی و دو چهره را‚ درک کند.

تنها یک شخص ناتوان در درک مفاهیم ممکن است پس از تماشای گاتهام‚ در مورد این که سریال‚ سریال خوبی در مورد بتمن نیست‚ جر و بحث کند. در واقع موفقیت گاتهام‚ در گرو منحرف کردن بیننده از ان چه وجود ندارد‚ نیست- چیزی که مامورین شیلد در اپیزودهای بهترش انجام می دهد- بلکه مربوط به ساخت دنیایی پیدایش یافته به همراه معرفی شخصیت های اشنای مربوط به گذشته‚ می شود. پایلوت سریال این دنیا را جذاب جلوه می دهد. نویسندگی کار و بازیگران‚ به ان یگانگی می بخشند و سریال با فاکتورهای خودش گام برمی دارد و صرفا سریالی در مورد بتمن و در عین حال بدون حضور بتمن‚ تلقی نمی شود.

برونو هلر- یکی از سازندگان سریال روم- که در مقام سازنده‚ نویسنده و تهیه کننده ی اجرایی ظاهر شده است‚ توده ی عوامل را شایسته ی خلق اسطوره شناسی ابداع به کار رفته در سریال می داند که بیشتر از خویی جنگ جویانه‚ دنیای کم تر پرداخته شده به بتمن را دربرمی گیرد. هلر در جمع منتقدان تلویزیونی در ماه جولای‚ این عامل را محرک علاقه اش عنوان کرد. به موازات حرکت روزانه ی شهر گاتهام به سمت اشوب‚ نیروهای خیر در جهت نجات شهری تلاش می کنند که حول جریانی فاقد هرگونه عاملی شگفت انگیز‚ قرار دارد و روایت داستان از این منظر‚ هیجان انگیز به نظر می رسد. هلر عنوان می کند ” این موقعیتی است که سریال تماما حول ان می چرخد; چگونه در جامعه ای که هیچ ابرقهرمانی ندارد و تنها این زنان و مردان معمولی و فانی هستند که اقدام به حل مشکلات شهر می کنند‚ با این سطح از جنایت ارتباط برقرار می کنید؟” و هم چنین اضافه می کند ” داستان به موازات انتظار برای رسیدن یک ناجی‚ دربرگیرنده ی امید وتلاشی است که افراد را به خود مشغول ساخته است‚ داستانی که در مورد مردان و زنان و نه ابرقهرمانان است و از دیدگاه من‚ این‚ داستان جالب تری است.

گاتهام که فاقد رویشی در خصوص شخصیت پراز عدالت و انتقام بتمن می باشد‚ مربوط به کاراگاه تازه کار‚ جیمز گوردون با بازی بازیگر سریال Southland بن مکنزی است که با کاراگاه کهنه کار بیشتر بی میل‚ با بازی دونال  لوگ در نقش هاروی بالوک‚ همکاری می کند; کسی که اموخته است تا برای زنده ماندن در شهر همواره فاسد گاتهام‚ باید اندکی- به میزانی کم یا زیاد- به جنایات سازمان یافته‚ نزدیک بود.

این زوج هنری‚ به نظر زوجی عالی برای سریال و برای بینندگان محسوب میشود. مکنزی اشتیاق تازه کار بودن را به موازات این حقیقت که گوردون از مجازات تخلفی هرچند جزئی چشم پوشی نمی کند‚ به نمایش می گذارد و این در حالی است که شخصیت متجاوز بالوک‚ ناشی از سابقه ی طولانی او در جهت زنده نگه داشتن کورسویی از عدالت‚ در عین قدرت گرفتن بی وقفه ی نیروی شر‚ می باشد.

لوگ دارای این شخصیت لجن! ولی ملموس می باشد که به صورت یکپارچه‚ با نقش هوشیار گردون با بازی مکنزی مطابقت میکند.

جلوه ی گاتهام به طرزی فوق العاده قابل درک است; مانند نیویورک ناامن دهه ی هشتاد قرن بیست که با تصاویر تاریک فیلم تیغ نورد‚ امیخته شده است. این امیخته ی رئالیسم و نوعی قاب وحشی‚ سریال را از دیدگاه بصری‚ متمایز می کند.

علاوه بر مکنزی و لوگ‚ سریال شامل نقش های برجسته ی دیگری نیز می شود; جیدا پینکت اسمیت در نقش رئیس بخش جنایی‚ فیش مونی‚ رابین لورد تیلور در نقش اسوالد کابلپات که به عنوان پنگوئن اینده شناخته می شود- کسی که در پایلوت سریال در میان جنایتکاران تازه کار‚ بیشترین توجه معطوف به اوست. اگرچه سایرین نیز معرفی میشوند‚ اما هلر این حرکت را‚ در خدمت پایلوت سریال عنوان می کند; چرا که او می خواهد انان را در شرایطی غافلگیرانه وارد سریال کند و این در حالی است که مسیرهای قابل درک بیشتری در حال پیشروی است-و شان پرتوی‚ با وجود این که او را به ندرت در سریال می بینیم‚ شخصیت الفرد را به سرعت در خود شکل میدهد.

 به عنوان بازیگران جوان‚ دیوید میزوز در نقش بروس وین‚ کامرن بیکوندوا در نقش سلینا کایل و زن گربه ای‚ کوری مایکل اسمیت در نقش ادوارد نیگما و ریدلر و کلر فولی در نقش Ivy Pepper‚ ایفای نقش می کنند. سایر شخصیت ها از دل داستان بیرون می ایند.

این بیرون امدن و به نوعی استخراج‚ به عنوان نکته ی کلیدی در سریال عنوان می شود; از ان جایی که تمام دانسته های ما از اسطوره ی بتمن‚ باید تاکنون اتفاق افتاده باشد‚ هلر می تواند ان را به دلخواه خود‚ به هر شکلی به رشته ی تحریر دراورد. دنبال کردن شخصیت گوردون جوان که با نیروهای شر رو در رو می شود‚ به موازات دانستن این نکته که چه عاملی منجربه شکل گیری شخصیت نهایی کاراکترهای اصلی مانند زن گربه ای می شود‚ با توجه به متفاوت بودن ان‚ اساسا جالب به نظر می رسد.

اگرچه منتقدان صرفا پایلوت سریال را تماشا کرده اند و نمی توان با دیدن پایلوت یک سریال‚ در مورد ان قضاوت کرد‚ گاتهام حداقل داستانی اصیل و سرگرم کننده دارد و این امید را به بیننده میدهد که میتواند به عنوان چیزی بیشتر از صرفا داستانی اصیل در مورد بتمن و بدون حضور او‚ قد علم کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *