انتخاب سردبیرنقد سریال

نگاهی به سومین قسمت از فصل هشتم بازی تاج و تخت Game of Thrones تحت عنوان ‘The Long Night’

نبرد یخ و آتش به بزرگی یک شب بلند...!

شب بلند از راه رسید. هفته گذشته، Game of Thrones یک قسمت کامل را به عنوان مقدمه ای برای نبرد بزرگ در قسمت ۳ اختصاص داد. نبردی که تنها یک جنگ ساده نیست، بلکه نبرد بین زنده و مرده است. و همچنین این جنگ بزرگترین نبرد تاریخ تلوزیون و سینما بود. این قسمت چیزی بود که همه از همان ابتدا منتظر رسیدنش بودند، و باور کردنی نیست چرا که این شب سرد در نتیجه فرا رسید و ما شاهد این طوفان بی سابقه بودیم. در طول نمایش سریال تا به این قسمت، ما شاهد تهدید های واقعی در آنسوی دیوار بودیم، اما در این قسمت و این شب بلند تهدید درون وینترفل است. در نتیجه قسمت The Long Night به کارگردانی Miguel Sapochnik و به نویسندگی دی بی وایس و دیوید بنیاف با شکوهی خاص به نمایش در آمد. چیزی که ما در زمان تولید سریال پیرامون این قسمت شنیده بودیم، ۵۵ شب تصویربرداری مداوم و دیوانه وار برای نبرد وینترفل بود که هوش از سر آدم می برد. در یک کلام می شود این قسمت را عالی خطاب کرد. آیا همه این اتفاقات خونین ارزشش را داشت؟…

موسیقی!

به یک معنا، ستایش موسیقی در Game of Thrones دیگر کمی شبیه گفتن این شده است که لیونل مسی برای بارسلونا فراتر از یک مهره خوب است، و یا نقاشی ونسان ون گوک به نظر خیلی زیباست. رامین جوادی آن قدر این خوب بودن را به طور مداوم ادامه داده که دیگر در نظر من بیننده موسیقی این سریال برایش یک سرگرمی آسان به نظر می آید. اما همان طور که مسی برای بارسا هر بار در های بسته را می گشاید، رامین جوادی نیز به ما نشان می دهد نابغه ی کاری بودن یعنی چه!. به نظرم موسیقی این قسمت در کنار بهترین کار جوادی در سریال یعنی قطعه (when he delivered Light of the Seven) در اپیزود since The Winds of Winter قرار می گیرد که پر از احساس و لطافت بود. قطعه زیبای شاه شب از رامین جوادی در طول سکانسی اکشن و پر از احساس در پایان این قسمت کاری با بیننده می کند که تنها به قاب خیره شوند و با سکوتی دردناک اشک بریزند. موسیقی رامین جوادی همه چیز این قسمت را به سوی بالا سوق می دهد، و همچنین می تواند قلب شما را تکان دهد و یا در لحظه ای شما را از عرش به فرش آورد و حتی شما را برای تغییرات عاطفی ۱۸۰ درجه ای آماده کند. تم ها و موتیف هایی که قبلا شنیده ایم در ۱۵ دقیقه پایانی این قسمت به سطح کاملا جدیدی وارد می شوند. رامین جوادی تنها با یک پیانو و با آرامشی مثال زدنی با بیننده بازی می کند، و این لحظات زمانی رخ می دهند که به نظر می رسد امید دیگر گم شده است. این قطعه به معنی واقعی کلمه قلب شما را خواهد شکست و اشکتان را در خواهد آورد. این آسان است که فکر کنید موسیقی در Game of Thrones عالی است، اما گاهی اوقات این عالی به شگفت آور تبدیل می شود، مانند این قسمت.(در حال نوشتن این متن مشغول گوش دادن همین قطعه هستم)

مردم شمال از مرگ هراسی ندارند!

خیلی ها انتقاد می کنند که چرا در این قسمت یعنی شب بلند، قهرمانان بزرگ داستان کشته نمی شوند، و این یعنی بازی تاج و تخت دیگر از مسیر مثبت به کلی خارج شده است. اما آنها هرگز به این فکر نمی کنند که دنریس، جان، جیمی و استارک ها همه به درستی نقش خود را بازی می کردند، و اما آن افراد زیر دستشان بودند که ما را نگران می کردند، چرا که آن ها سپر اولیه بودند. در این قسمت افراد زیادی کشته شدند، که شامل ادیسن تالت، لیانا مورمنت، جورا مورمنت، ملیساندر، بریک داندریون و تیان گریجوری می شوند. اکثر آنها شخصیت های قدیمی هستند. تیان و جورا که از همان ابتدای سریال حاضر بوده اند. حداقل آنها بسیار محبوب بوده اند، و مرگشان اهمیت دارد و همچنین شیوه مرگ آنها نشانه وفاداری شدید آنها به گذشته خودشان است. البته در لیست کشته ها و در رأس آن شاه شب قرار دارد که به بهترین شکل ممکن توسط آریا نابود شد. در مجموع مرگ های این قسمت حماسی و قابل دفاع بودند و نمایان گر از خود گذشتگی برای رسیدن به هدف های بزرگتر بودند.

برخی از بهترین حماسه های آخرین ایستادگی!

همراه تمام مرگ و میر های این قسمت، برخی از لحظات حقیقتا ماندگار و حماسی سریال نیز شکل گرفت تا بعضی از قهرمانان به شکل با شکوهی با پایان شخصیت خود روبرو شوند. اِد فرمانده ارشد نگهبانان شب یا نایت واچ، پس از نجات سم به شکل دردناکی میمیرد. لیانا مورمنت به عنوان کوچک ترین فرد در میدان جنگ به شکلی حماسی و در نبردی با یک غول می کشد و کشته می شود. بریک در راه نجات آریا و سندور کلگین که دو شخصیت مهم و تاریخ دار داستان هستند، به شکل دردناکی کشته می شود. و حماسی تر از همه تیون گریجوری است که خانه استارک ها را از آن ها گرفته بود، و در محافظت از برن نیز جانش را فدا کرد. جورا در راه نجات ملکه اژدها و یا بهتر است بگوییم عشقش، جان خود را از دست داد. و ملیساندر نیز خدمتش به پروردگار نور را کامل کرد و در افق محو شد. همه این لحظات به شکلی درخشان نمایش داده می شوند. در قسمت جذاب هفته گذشته ما آماده پایان سفر شگفت انگیز و طولانی این شخصیت ها شده بودیم. اما ستایش خاص باید به شخصیت تیون برسد، کاراکتر شگفت انگیزی که توسط Alfie Allen به شکلی خوب اجرا شد، و شامل یکی از بهترین قوس های شخصیتی در کل سریال بود. گذشته تیون یک جهنم کامل است، اما پایان او با گفتن تو یک مرد خوبی به سرانجام می رسد.

قاب های دیوانه کننده و زیبا

ما می دانستیم شاهد نبردی حماسی خواهیم بود، زیرا در مورد آن شنیده بودیم. ۵۵ شب کار مداوم تصویربرداری و متوالی در سرمای ایرلند شمالی به درستی جواب داده است. حجم و وسعت تصاویر و جزئیاتش که پس از کار تصویربرداری صورت گرفته است، به حق عظیم تر از Helm’s Deep بودند. این طولانی ترین نبردی بود که تا به حال به اجرا در آمده است. خیلی ها به تاریکی تصاویر خورده گرفته اند که البته وجود هم داشت، اما از منظر من این تاریکی گاها گیج کننده، خود عنصری از این نبرد بوده و تا توانسته بر تنش آن افزوده است. از منظر قاب بندی و تصویر سازی، من بیننده شاهد شگفتی های بصری خیره کننده می شوم. از بسته اکشن اژدهایان با هم در اوج آسمان تا آتش های خوش رنگ در زمین و مبارزات در وینترفل همه و همه به شکل چشمگیری بزرگ و زیبا هستند. در یک جمله باید گفت سریال Game of Thrones با نبرد محشر وینترفل شاهکار فنی خلق کرده است.

ترس و وحشت با چاشنی التهاب و سکوت!

با نگاهی به گذشته سریال بازی تاج و تخت متوجه عظمت و گستردگی این حماسه خلق شده توسط جرج ار ار مارتین می شویم. سریالی حماسی که در بستر یک خانواده وارد درامی سیاسی می شود و آرام آرام به یک بازی پر پیچ و خم تبدیل می شود. یکی از ژانر هایی که گاه به گاه سریال درون آن فرو می رود، وحشت است. مانند قتل عام در هاردهوم توسط وایت واکر ها، و حالا سریال دوباره به این ژانر بازگشته است. وحشت در این اپیزود گره در حفظ بقا دارد و اجرای درست تیم تولید این لحظات را کاملا پر تنش و استرس آفرین کرده است. یکی از عناصر ویژه وحشت در این قسمت خود شخصیت شاه شب و ارتش مردگان اوست و همچنین شراره های آبی رنگ Viserion که جان اسنو را تحت فشار قرار می دهند. شخصیت آریا استارک بار هیجانی این لحظات را به بهترین شکل به دوش می کشد. سکانس هایی در این اپیزود است که می توان آن را یک مکان ساکت ۲ با آریا استارک نامید. شخصا بازی میسی ویلیامز در این قسمت مرا یاد بیگانه و ریپلی انداخت.

کارگردانی تاپ توسط Miguel Sapochnik

بدون شک میگوئل سپاچنیک بهترین کارگردان مجموعه بازی تاج و تخت است. توانایی تکنیکی و فنی او بر هیچکس پوشیده نیست. شگفتانه های شوکه کننده او در این اپیزود فراتر از تصور من بود، و این چیزی است که هنر کارگردانی را معنی می کند. جالب توجه است که سپاچنیک به سازندگان قبل از فصل هفتم گفته بوده است که فقط می تواند در یکی از فصل های هفت یا هشت کار کند، و اینجاست که سازندگان تصمیم گرفتند برای داشتن این کارگردان تا فصل هشت صبر کنند. تصور این که کسی دیگر این اپیزود را هدایت می کرد واقعا دشوار است. البته سپاچنیک تکنیک و هنر خود را در دو اپیزود هاردهوم و نبرد حرامزاده ها به همه نشان داده بود و اما اینجا نیز یک کار شگفت انگیر دیگر را به نتیجه رسانده است. سبک تاریک و پر تنش این قسمت و فرم روایت این نبرد واقعا بکر است. هدایت چنین صحنه پر از ابزار و شخصیت و سیاهی لشکر حقا کار دشوار و وحشتناکی است که سپاچنیک به درستی از پس آن برآمده است.

این قسمت یک جهنم پر التهاب از تجربیات به یاد ماندنی و حماسی است. هر چند ایراداتی جزئی مانند تمام قسمت های فصل قبل و همین فصل در ریتم وجود دارد و حتی سوالاتی در تسریع مرگ شاه شب در سومین قسمت قابل طرح است، اما کارگردانی شگفت انگیز و اجرای بی نقص این نبرد در کنار لحظات احساسی و حماسی ناب، بیننده را مجبور به سکوت می کند.

9.5

9.5
برچسب ها
نمایش بیشتر

‫۹ نظرها

  1. یکی از بهترین اپیزود های گات … تا لحظه ی آخر اضطراب داشتم … اضطراب اینکه بالاخره این جنگ تموم میشه اما کیا باقی خواهند موند … و اینکه اصلی ترین شخصیت های داستان همگی زنده موندند هم باز جالب بود و برای خودش به نوعی شگفتی … و این نشون میده جنگ زیباتری رو در جنوب شاهد خواهیم بود !!!

    ممنون از متن و نگاه زیباتون!!!

      1. اتفاقا من طرفدار واکینگ دد هم هستم … اما هیچ ارتباطی بین مطلبی که من گفتم با چیزی که شما گفتید نمیبینم … مگه من مقایسه ای کردم … مثه اینه بگی تو جومونگ هم جنگ زیاد داشته

  2. واقعا قسمت ضعیفی بود
    یعنی ۸ فصل هی نایت کینگو گنده بکنی هی نما بسته بگیری ازش که کول گای نشسته رو اسبو همه چی تحت کنترله بعد به ساده ترین طور ممکن کشته بشه واقعا از پتانسیل پادشاه شب استفاده نشد خیلی ضعیف بود ارباب حلقه ها کجا این کجا

  3. شاهکار بود و اتفاقا همه شوکه شدند عالی از لحاظ بصری فنی و چی بگم دیگه بهترین تا لحظه اهر منتظر جان یا دنریس بودم ولی ناجی بهترین شخص بود افرین به سازندگان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن