امروز:سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵
 

معرفی کاراکتر : پانیشر Punisher

 


سرباز سابق نیروی ویژه دریایی آمریکا، فرانک کسل پس از کشته شدن خانواده اش به دست خلافکاران تبدیل به ارتشی تک نفره در مقابل جرایم سازمان یافته شد. با طراحی سمبل مرگ روی سینه اش، فرانک کسل به پارتیزانی تبدیل شد که حالا به پانیشر (مجازاتگر) معروف است…

خاستگاه

فرانک کسل که از همه نظر بهترین سرباز بود در دوره جنگ ویتنام خدمت می‌کرد. او پدر و همسری مهربان بود، به همین دلیل در سال های آخر جنگ پس از اتفاقی خطرناک، تصمیم به استعفا از ارتش گرفت تا بتواند وقت بیشتری با همسرش «ماریا Maria» و دو فرزندش «لیزا Lisa» و «فرانسیس Francis» بگذراند.

سالها بعد این خانواده برای پیک نیک به «پارک مرکزی Central Park» رفتند و آنجا بود که پانیشر بوجود آمد. او و خانواده اش شاهد یک قتل بودند، بنابراین خلافکاران به خانواده اش شلیک کردند و هر سه آنها را پیش چشمان فرانک به قتل رساندند.

سیستم برقراری عدالت فاسد بود و فرانک توانایی فراموش کردن قتل خانواده اش را نداشت، بنابراین با اینکه در آستانه دریافت مدال آزادی بود، ناپدید شد. هنگامی بازگشت که به پانیشر معروف شده بود، کسی که جلیقه ضد گلوله از جنس کولار با جمجمه بزرگ سفیدی روی آن بر تن می‌کند و به انواع تسلیحات نظامی مجهز است. او نه تنها سوگند خورد که انتقام خانواده اش را بگیرد، بلکه خودش را وقف مبارزه با جنایت به روش خود کرد.

آفرینش

 

فرانک کسل نخستین بار در سال ۱۹۴۷ در کمیک The Amazing Spider-Man شماره ۱۲۹ حضور پیدا کرد. او پارتیزانی قاتل بود که توسط «شغال Jackal» اجیر شده بود تا اسپایدرمن را به دلیل قتل واضح «نورمن آزبورن Norman Osborn» به قتل برساند. کمی بعد پانیشر متوجه شد که شغال او را گول زده و اسپایدرمن قاتل آزبورن نبوده است. در اینجاست که خواننده با خاستگاه پانیشر بیشتر آشنا می‌شود. سپس او به کمک اسپایدرمن می‌رود.

فرانک کسل توسط نویسنده «گری کانوی Gerry Conway» و طراح «جان رومیتا پدر John Romita Sr» و «راس اندرو Ross Andru» خلق شد. نام پاینشر را استن لی پیشنهاد داده است. کانوی در اصل پانیشر را در نقش یک شرور خلق کرده بود ولی با پیشرفت داستان، او را به یک ضدقهرمان تبدیل کرد. کانوی متذکر شد که بزرگترین منبع الهام او برای خلق این شخصیت، «مک بولان Mack Bolan» ملقب به «جلاد Executioner»* می‌باشد.

* این شخصیت در سری رمان های بسیاری حضور پیدا کرده و خالقش «دان پندلتون Don Pendleton» می‌باشد.

Marvel-The-Punisher-Frank-Castle-Spinoff

سیر تکاملی کارکتر

پانیشر اغلب بعنوان یک کارکتر تنها و کسی که بقیه کاراکترها اغلب با او همراه نمی‌شوند، به تصویر کشیده شده است. او تعریف دقیق واژه ضد قهرمان است، کسی که از قوانین اخلاقی اغلب ابرقهرمانان تبعیتی نمی‌کند ولی قانون سفت و سخت خود مبنی بر محافظت از بیگناهان و مبارزه ابدی با خلافکاران و جنایتکاران را همیشه رعایت می‌کند.

پانیشر سری اختصاصی خود را نداشت تا اینکه در سال ۱۹۸۶ «مایک زک Mike Zeck» و «استیون گرنت Steven Grant» پیشنهاد دادند که این کارکتر ارزش داشتن سری مخصوص خود را دارد. از آن زمان تا کنون نویسنده و طراحان زیادی مسئولیت این کارکتر را بر عهده گرفتند از جمله : «مایک بارون Mike Baron» ، «چاک دیکسون Chuk Dixon» ، «بیل رینهولد Bill Reinhold» ، «جان رومیتا پسر John Romita Jr» ، «جیسون آرون Jason Aaron» و «گارث انیس Garth Ennis».

با گذشت زمان پانیشر نه تنها با جنایتکارانی خطرناک تر از «جیگسا Jigsaw» دست و پنجه نرم می‌کرد، بلکه با قهرمانانی چون دردویل و اسپایدرمن و ابرشرورانی مانند دکتر دووم و «کینگپین Kingpin» نیز درگیر شد، بنابراین شخصیتی خشن تر پیدا کرد و داستان هایش با دعوت خواننده به آشنایی با روان از هم گسیخته او، عمق بیشتری پیدا کرد. به نظر میامد او قهرمانی نیست که مردم انتظارش را داشتند بلکه یک بمب ساعتی است که میخواهد غیر قابل تغییرها را تغییر دهد.

دو سال پس از سری محبوب اختصاصی پانیشر، سری «خاطرات جنگ War Journal» معرفی شد و کارکتر به معروفیت عظیمی دست پیدا کرد. به جز خاطرات جنگ چند سری محبوب دیگر از پانیشر نیز وجود دارد از جمله «منطقه جنگ War Zone»، «نقطه نظر P.O.V.» و «زرادخانه Armory». پانیشر آنقدر مشهور شد که به غیر از حضور در کنار ولورین، اسپایدرمن، دردویل و «گوست رایدر Ghost Rider»، در کراس اوری با بتمن نیز حضور پیدا کرد.

این کارکتر در دهه ۹۰ مشکلات زیادی داشت از جمله داستان های مسخره و بحث برانگیزش که طرفدارانش را از خود میراند. در اواسط دهه ۹۰ که کمپانی مارول با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می‌کرد، پانیشر جزو چندین کارکتری بود که به نظر میامد دوران خلاقیتش به سر آمده، تا اینکه گارث انیس کارکتر را وارد داستان هیجان انگیز و دارک «شوالیه های مارول Marvel Knights» کرد.

در طی سالیان متوالی دشمنان پانیشر زیاد و عمرشان کوتاه بوده است. از «جیگسا Jigsaw» تا «کلونل دی ساد Colonel De Sade» زندگی اغلبشان با سرانجامی وحشتناک به پایان می‌رسد. از دشمنان جالب او می‌توان به «ما نوچی Ma Gnucci»، «روس The Russian» و «باراکودا Barracuda» اشاره کرد و از دشمنان مشهور او می‌توان از کینگپین، «بولزآی Bullseye»، دکتر دووم، نورمن آزبورن و «هود The Hood» نام برد. (منبع : fantasycomic.ir)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *