معرفی سریالنقد سریال

معرفی و بررسی سریال The Umbrella Academy

یک چیز متفاوت...

سال ها پیش کمپانی Universal حقوق تولید فیلم از کمیک The Umbrella Academy را به دست آورده بود ولی به دلایل مختلف این اثر هیچگاه تولید نشد، و همین باعث ناامیدی از این پروژه در بین مردم شد، اما آتش هیجان این اثر به هیچ وجه خاموش نشد. صبر و شکیبایی باعث شد در نهایت Netflix یک اقتباس بلندپروازانه و بسیار سرگرم کننده از این کمیک عالی را به بینندگان هدیه دهد. اقتباس استیو بلکمن از آکادمی چتر یکی از جذاب ترین سریال ها و نمایش های تلوزیونی کمیک استریپی در سال های اخیر است. این سریال جنس و رگه های فیلم های مارول را دارد و انگار ترکیبی از X-Men و The Haunting Of Hill House نیز درون لایه های شخصیتی آن موج می زند، و همه اینها در حالی است که انگار نگاه ظریف تیم برتون گونه ای نیز در تولید شخصیت ها در کار بوده است، خلاصه این که آکادمی چتر واقعا عالی است. در ادامه به بررسی نقاط ضعف و قوت سریال خواهیم پرداخت، ابتدا ضعف ها…

فصلی نیمه فصل!

اکثر آثار ابرقهرمانی نتفلیکس در فصل اول چیزی بیشتر از ده قسمت هستند و به نظر چند قسمت اضافه از انتظار ها برای کش دادن داستان در آن وجود دارد که واقعا نیاز نیست، ولی آکادمی چتر با ده قسمت به نظر نیاز به اپیزود های بیشتری دارد چرا که پتانسیل گسترش را داشته است. شاید دلیل این احساس کمبود از همان قسمت اول در بیننده شکل می گیرد چرا که قصه ای چندین ساله به شکلی عجیب و غریب در قسمت اول روایت می شود. مشکل اینجاست که اگر سریال دو قسمت اضافه تر داشت خیلی از سوال ها بهتر به جواب خود می رسیدند و این گونه نیمه فصل شکل به پایان نزدیک نمی شدیم. این اتفاق در حکم یک مرگ برای سریال نیست، ولی برای نتفلیکس شرم آور است.

بعضی از شخصیت ها اندکی نادرست هستند

بازیگران شخصیت های آکادمی چتر واقعا عالی هستند و نباید از بین بروند. همه آن ها فوق العاده خوب عمل می کنند و عمدتا بدون گسل هستند، اما برخی از آن ها بهتر و جالب تر از ما بقی افراد عمل می کنند و این لحظاتی ناخوشایند می شود چرا که از تعادل خارج است. شماره یک لوتر با بازی تام هاپر و شماره سه آلیسون به خوبی نقش های خود را اجرا کرده اند، ولی آن ها کمی نسبت به بقیه ضعیف تر هستند. و این ضعف ریشه در پرداخت آن ها دارد، چرا که وقتی با کاراکتر هایی مثل کلاوس مواجه می شویم که عملا یک جک اسپارو است که با مردگان صحبت می کند و یا دیگو تند و تیز که مانند ضد قهرمانان است و یا شخصی مثل وانیا با آن خصوصیات، خوب انتظارات از دیگر شخصیت ها نیز بالا می رود. و متاسفانه زمانی این ضعف ها بیشتر به چشم می آیند که ما با ملودرام قصه آن ها روبرو می شویم و یک تمرکز نه چندان جالب بر روی روابط این دو شخصیت حاکم است که واقعا جذاب از آب در نیامده است. البته شخصیت وانیا نیز با این خصوصیات و قوس شخصیتی به شدت تند تغییر ماهیت می دهد که این نیز جای کار بیشتری داشته است که امیدوارم در فصل دوم بهتر شود. حالا نکات قوت سریال…

موسیقی سریال

انتخاب موسیقی در این سریال به بهترین حالت ممکن اتفاق افتاده است و قطعات انتخاب شده واقعا استثنایی هستند. این آهنگ ها با فرم و لحن سریال یک ضرباهنگ پر انرژی را شکل داده اند که بیننده از لحظه لحظه آن لذت می برد. موسیقی در این سریال عاملی برای معرفی فضا، فرم و لحن صحنه هاست که به درستی بیننده را نیز با خود همراه می کند. شما تفاوت این قطعات را در مقایسه صحنه های اکشن با لحظات ملودرام و طنز کاملا متوجه خواهید شد. در نتیجه باید گفت یکی از نکات قابل توجه و ممتاز این سریال موسیقی آن است.

این سریال متفاوت است

با توجه به اینکه در دوره اوج و رونق آثار ابرقهرمانی قرار داریم، داشتن چیز هایی مثل آکادمی چتر و لژیون واقعا عالی است، اما چرا عالی است؟ چون این جنس آثار ابرقهرمانی از فرمول رایج قهرمان پروری معمول این ژانر فراتر می روند و یک جنس متفاوت را ارائه می دهند. به طور خاص آکادمی چتر ساخته نتفلیکس همان دستور العمل عجیب و غریب را که جیمز گان برای نگهبانان کهکشان استفاده کرده بود را انجام داده است. مسیری که این سریال رفته به این شکل است که به جای تمرکز مستقیم روی شجاعت و نوع قدرت یک شخصیت، به درون آن کاراکتر نفوذ می کند و به زوایای مختلف شخصیتی آن ها می پردازد. ما در سریال شاهد شکل گیری خانواده ای هستیم که هرکدام دارای اهداف شخصی و زندگی خصوصی خود هستند. به طرق مختلف این سریال این خانواده را واکاوی می کند و بیننده را با احساسات مختلف آن ها روبرو می کند. سریال یک شیمی رمانتیک بین کاراکتر ها ایجاد می کند که تا پایان بیننده را متمرکز به خود می کند. توجه سازندگان به بیگانه بودن این جمع در غالب یک گروه واقعا عالی است و بیانگر این است که آکادمی هم نتوانسته آن ها را کامل خانواده کند و روابط سرد و رقابت عجیب و غریب آن ها گویای همین موضوع است. در نتیجه این بخش باید گفت این سریال یک نمایش فوق العاده و لذت بخش از مشکلات و ایرادات یک خانواده عجیب است.

نمایش عالی Robert Sheehan

هرچند رابرت شیهان تا این لحظه نمایش جذابی بر پرده سینما نداشته است، ولی در مدیوم تلوزیون او واقعا درخشان بوده و هست. اما در این سریال او یک اجرای عالی را تجربه کرده است، ابرقهرمانی غیر متعارف و واقعا خاص به نام کلاوس. عملکرد شیهان در اینجا بسیار عظیم، دیدنی و غیر قابل چشم پوشی است. کاراکتر کلاوس یک معتاد در حال فروپاشی است که دارای قدرت ارتباط با مردگان است و سطح گرایشات او به اطرافیان و خانواده اش نیز تحت تاثیر همین قدرت و اعتیاد او به مواد است. برای بهتر شرح دادن این شخصیت باید ارجاعی به کاپیتان جک اسپارو بزنیم که انگار درون کلاوس گنجانده شده است و او را به یک توانای شکست خورده تبدیل کرده است. صحنه های پرخاش او با خودش و ذهن پریشانش از عالی ترین لحظات سریال هستند و به نوعی فرم سریال را به بیننده القا می کنند. به هر حال نمایش او به شدت شگفت انگیز، خواستنی و تک است و گاهی سریال را چند پله به بالا سوق می دهد.

پویایی شخصیت ها

ما در این سریال شاهد یکی از بهترین و پویا ترین گروه های ابرقهرمانی هستیم. ارتباطات بین شخصیت ها و پستی و بلندی های عاطفی آن ها یکی از بهترین نکات قوت این سریال است. و آنچه که آکادمی چتر را به نسبت دیگر آثار ابرقهرمانی در جایگاه بهتری قرار می دهد، این است که شخصیت ها و همه اجزای داستان عجیب و غریبش را به هم پیوند می دهد. اعضای آکادمی تقریبا مثل مردان ایکس هستند و همان طور که هرکدام قدرتی دارند، به همان اندازه نقص نیز دارند و سازندگان سریال این نقص ها را بزرگ تر و نمایان تر کرده اند. البته این دلیلی بر این نیست که ما شاهد همکاری شبیه به اونجرز در اینجا نباشیم، زیرا سکانس های بسیار سرگرم کننده ای نیز در اثر وجود دارد. به طور کلی مبنای اصلی The Umbrella Academy بر همین پویایی و لذت بخش بودن شخصیت ها است. آکادمی چتر بر خلاف The Haunting of Hill House که جدایی شخصیت ها در گذشته ای تاریک آینده آن ها را مخدوش می کند- اینجا این آینده پیش رو است که حال و گذشته آن ها را تحت شعاع خود قرار داده است. سریال از ابتدا قدم های شخصیت هایش را محکم می کند تا نتیجه نیز بسیار باور پذیر باشد.

سبک و فرم بصری خوشگل

کاملا از تولید دقیق و زیبای شخصیت Pogo معلوم است Netflix بودجه برایش اهمیتی نداشته و آنچه نیاز بوده را خرج کرده است؛ چرا که صحبت کردن و حرکات شمپانزه هیچ کم و کاستی در واقع گرایی نسبت به سزار در the Planet Of The Apes ندارد، تا جایی که واقعا حیرت انگیز است. فراتر از او، به طور کلی اثرات بصری و دیجیتالی در سریال بسیار بزرگ است و این کار به عنوان یک اثر تلویزیونی نشان می دهد که دیگر بودجه کلان تنها خاص سینما نیست. با توجه به کیفیت اثرات جلوه های بصری همه ما باید از Netflix برای بودجه چشمگیر خود سپاسگزار باشیم. یکی از مزیت های آکادمی چتر طراحی صحنه فوق العاده و خوش فرم آن است به ویژه طراحی و تولید عمارت آکادمی که واقعا زیباست. سریال در انتخاب سبک و مدل اکشن هایش نیز یک رویکرد به شدت شیک و چشمگیر را انتخاب کرده است.

طنز و خوش مزگی سریال به همراه Aidan Gallagher

با این که سریال آکادمی چتر در مورد آخرالزمان، ارواح و پر از خون ریزی و کشتار است، اما هنوز هم لذت بخش و خنده دار است. لحظاتی در سریال وجود دارند مانند سکانس رقص قسمت اول که با روح روان بیننده بازی می کنند- تنه عمومی نمایش و نحوه موسیقی در چنین صحنه هایی به این معنی است که آنها به خوبی از یک گذشته هماهنگ برخوردار بوده اند. در مجموع رویکرد طنز سریال در تاریک ترین لحظات نیز قابل لمس است و برای من بیننده بسیار نکته امیدوار کننده ای است. بدون اغراق می گویم که Aidan Gallagher یک بمب مطلق و استاد برجسته در آکادمی چتر است. مطمئنا، رابرت شیهان برای تماشا سرگرم کننده است، اما عملکرد Gallagher عمیق تر و حتی قابل ستایش تر است. بازی کردن یک سر قدیمی که در یک بدن جوان به دام افتاده است واقعا کار دشواری است که در این جا به بهترین شکل ممکن صورت پذیرفته است. در پایان به همه دیدن این سریال متفاوت را پیشنهاد میکنم.

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن