بررسی اپیزودی سریالهاویژه برنامه

ویژه برنامه ویدیویی زیرنویس فارسی و بررسی قسمت پنجم سریال Castle Rock

قسمتی عالی از Castle Rock ساخته شده براساس دنیای Stephen King با تاییدی بر نکته ای که مدتی به آن شک داشتیم پایان می پذیرد:‌ آن بچه (Kid) عجیب و غریب که در بخش متروکه زندان Shawshank پیدا شد عمر جاودانه دارد. او در سال ۲۰۱۸ دقیقا همان شکلی است که ۲۷ سال پیش Alan Pangborn در صندوق عقب ماشین Lacy او را دیده بود. این قضیه قاعدتا باید Alan را ترسانده باشد، اما در پیچشی وفادار به کارهای King، می بینیم که Alan آن چنان هم از این قضیه شوکه نشده است، او به اندازه کافی چیزهای عجیب و غریب در Castle Rock دیده، اما از اینکه می بیند عشقش تسلیم روزگار و پیر و شکسته شده، اما Kid همچنان به همان شکل باقی مانده ناراحت است. زندگی اصلا عادلانه نیست.

نکته‌ی دیگری که در قسمت «Harvest» یادآور کارهای King است، اشاره به آتش سوزی در Black Mountain در گوشه ای از شهر است. King عاشق راه انداختن یک شمارش معکوس به وسیله یک طوفان یا بلای طبیعی است، و این آتش سوزی هم یکی از ایستراگ های Harvest به شمار می آید. رنگ آمیزی قرمز و نارنجی این قسمت این ایده را تشدید می کند که شاید Kid واقعا از جهنم آمده و قصد دارد زمین را هم به جهنمی دیگر تبدیل کند.

در این قسمت، Henry Deaver بیشتر نقش تماشاگر را داشته و هنوز هم به دلیل آن کشتار در زندان سرگیجه هایی دارد. در این قسمت همچنین فلش بک هایی از گذشته او نشان داده می شود، از زمانی که برای فهمیدن دلیل شنیدن صداهای عجیب و غریب، آزمایش های عصبی داده است. آن «صدایی» که همیشه از او پرسیده می شد آیا آن را می شنود یا نه را به یاد بیاورید، خب به نظر می آید او هنوز هم آن صداها را می شنود. به نظر می آید Kid هم چیزهایی می شنود که دیگران قادر به شنیدن آن نیستند. آیا آن ها صدای یکسانی را می شنوند؟ این صدا چه معنایی دارد؟

شخصیت های Castle Rock در این قسمت به همدیگر نزدیک تر می شوند،‌ آن هم وقتی فشار رسانه ها رییس زندان Porter را مجبور می کند Kid را آزاد کند. احتمالا Porter شغلش را هم از دست می دهد، و شاید این آخرین باری باشد که او را می بینیم. چون Kid نمی تواند تا چند روز آینده به Juniper Hill (نامی آشنا برای طرفداران King) نقل مکان کند، Henry احساس می کند نسبت به او مسئولیتی دارد، پس او را در اتاقی بالای دفتر Molly Strand ساکن می کند.

  

وقتی او برای Kid یک سلول موقتی درست می کند، شاهد قدرت های عجیب Kid هستیم که از آن جا خارج شده و وارد خانه یک خانواده که در حال گرفتن جشن تولد پسرشان هستند می شود. چیزی که به شکل یک مراسم مفرح آغاز شده بود تبدیل به دعوا و خشونت می شود، و این طور به نظر می آید که حضور Kid باعث این اتفاق می شود. آیا او عمدا این کار را می کند یا اینکه فقط موجودی است که آغازگر کارهای شیطانی است، کسی که فقط با حضورش باعث ایجاد کشت و کشتار و نفرت می شود؟ آیا می توان گفت کشتار نگهبانان به دست Zaleswki در زندان هم به دلیل نزدیکی Kid به آن ها بود؟

شخصی که تا حدودی می تواند Kid را درک کند Molly Strand است. یادتان است که او می تواند چیزهای گفته نشده را احساس کند، و نه تنها افکار افراد را، بلکه رفتارهایی که در گذشته رخ داده اند را نیز حس می کند. او وقتی نزدیک Kid است وحشت کامل را احساس می کند. این چیزی است که تاکنون برای Molly رخ نداده است. او به عنوان واسطه ای بین Kid و Henry عمل می کند، Kid که باعث ایجاد درد است و Henry که می دانیم ارتباط قوی و خاصی با Molly دارد. اینکه این قضایا با ناپدید شدن Henry و کشتن پدرش توسط Molly چه ارتباطی دارند هنوز مشخص نیست، اما به نظر می آید به زودی شاهد پاسخ هایی از طریق داستان باشیم.

همچنین مشخص نیست آیا Jackie Torrance فقط اشاره ای جالب به عمویش در فیلم The Shining است یا او هم داستان خاص خودش را دارد. او در ماشین با Kid درددل می کند، و به او می گوید که چقدر دوست دارد آن روزهای دیوانه وار Castle Rock را تجربه کند. او میل شدیدی به داستان های جنون آمیزی دارد که از زبان دیگران شنیده است. او احتمالا به چیزی که می خواهد می رسد، البته امیدواریم قبل از این اتفاق، بیشتر از او در داستان استفاده شود.

همینطور که چیزهای بیشتری درباره Kid می فهمیم، Alan هم در حال فروپاشی است. این زمان باید دوران خوشحالی او باشد، چون شهردار یک پل به نام او زده، اما در همان مراسم است که تراژدی اتفاق می افتد. قبل از آن می بینیم که Alan چقدر عاشق Ruth است، و نکته مهم این است که Henry هم شاهد این ماجراست. او همیشه در مورد رابطه مادرش با Alan محتاط بوده، اما حالا با دیدن این صحنه ها نگرانی‌اش درباره سلامتی مادرش کمتر می شود.

البته هیچکس نمی تواند جلوی اتفاقی که در مراسم می افتد را بگیرد. در حالی که Alan یک سخنرانی جالب درباره شعبده بازها بیان می کند، Ruth از صداهای یک سگ شبیه Cujo (از آثار King) ترسیده و از پل می پرد. Henry هم برای نجات او از پل می پرد، و او را نجات می دهد، اما این قضیه بیش از پیش نشان می دهد که بیماری فراموشی Ruth سلامت فیزیکی‌اش را هم در معرض خطر قرار داده است. در این قسمت می فهمیم که Ruth چقدر برای Alan مهم است، Alan به Henry می گوید سال ۹۱ برای مادرش یک حلقه خریده اما Ruth به او گفته قصد ازدواج مجدد ندارد، این جریانات به سکانس پایانی جذابیت بیشتری می بخشد، جایی که Kid قول معامله‌ی شیطانی‌ای را می دهد که همه انتظارش را داشتیم. Kid به Alan می گوید: من می تونم اون رو نجات بدم. هنوز هم نمی دانیم در این صحنه چه اتفاقی می افتد. شما می دانید؟

نکاتی درباره قسمت پنجم Harvest:

این قسمت بهترین قسمت سریال از نظر بصری بود، از رنگ های قرمز نارنجی آتش سوزی ها تا صحنه پریدن Ruth از بالای پل یا حتی صحنه فلش بک Lacy و Kid. این چیزی است که انتظار داریم در سریال ادامه داشته باشد.

دقت کردید که Henry و Kid وقتی تست عصبی می دادند بین کلمات گفته شده به آن ها کلمه «خانواده» هم وجود داشت؟ در واقع «خانواده» تنها کلمه مشترک آن ها بود. یک نکته تصادفی یا زیرکی نویسندگان؟

Castle Rock هر چه جلوتر می رود بیشتر شبیه مینی سریال های قدیمی تلویزیون می شود، اینطور که شخصیت های مختلف را کنار هم آورده و درنهایت یک نقطه اوج وحشتناک را می سازد.

CASTLE ROCK

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن