بررسی اپیزودی سریالهاویژه برنامه

ویژه برنامه ویدیویی زیرنویس فارسی و بررسی قسمت ششم سریال Castle Rock

در قسمت ششم سریال Castle Rock به نام «Filter» شخصیت Henry Deaver به فهمیدن حقیقت درباره ناپدید شدنش و مرگ پدرش نزدیک می شود. در حالی که Henry حواسش به کار خودش است و Alan Pangborn برای انجام ماموریتی به Syracuse می رود، مهم ترین انسان زندگی هردوی آن ها یعنی Ruth Deaver بدون محافظ باقی مانده است. آیا تمایل Henry به محافظت از مردی که به نظر می آید هیچ کسی را ندارد، درنهایت منجر به نابودی زندگی خودش می شود؟

قبل از دیدن آن سکانس پایانی دلخراش، Henry را می بینیم که به سمت گذشته خودش کشیده می شود. بهترین لحظات قسمت «Filter» در سکانسی که Ruth با نوه اش Wendell صحبت می کند نمایان می شوند، وقتی Ruth می گوید مطمئن نیست «چه زمانی» چه اتفاقی می افتد. او در هر اتاق یک مهره شطرنج قرار می دهد تا به مغزش بفهماند در «زمان حال» است و این جزء «خاطرات» او نیست. این کاری است که او را به واقعیت پیوند می دهد. این قسمت پر از تصاویری از گذشته است،‌ چه ویدیویی از کودکی Henry باشد که آن را از طریق Kid پیدا می کند، یا اینکه پوشیدن کت شوهر درگذشته Ruth توسط Kid باشد. اینکه Henry باید دوباره به مراسم خاکسپاری پدرش برود- که پس از برگرداندن به شهر محل زندگی‌اش دوباره به خاک سپرده می شود- به حس جابجایی زمانی در این قسمت عمیق می افزاید.

     

یکی از مهم ترین سوالات درباره قسمت «Filter»: چرا Henry Deaver پسرش را کی خیلی وقت بوده ندیده به Castle Rock می آورد؟ او ادعا می کند برای آن این کار را کرده تا این پسر مادربزرگش را ببیند، اما از نظر ما برای این است که پسری با همان سن و سال Henry به خانه ای آمده که پدرش وقتی آن جا زندگی می کرد برای ۱۱ روز ناپدید شد. آیا Henry فکر می کرد این کار باعث بازگشتن خاطرات Ruth و حل شدن این معما می شود؟

اما چیزی که به نظر می آید خاطرات Ruth را برمی گرداند حضور Kid عجیب و غریب در خانه آن ها باشد. صحنه Kid با کت و شلوار Matthew Deaver که Ruth معتقد است همان لباسی است که ۳۰ سال پیش شوهرش را با آن خاک کرده اند، خیلی آزاردهنده است. این صحنه به نوعی پیش بینی پایان این قسمت است، جایی که Juniper Hill و خانه Deaver دچار یک تراژدی می شوند.

پیش از آن، Henry Deaver دو برخورد مهم در این قسمت دارد. اولین برخورد جایی است که Molly Strand به او اعتراف می کند پدرش را کشته است. این صحنه در ابتدا مبهم است و فهم بهتری از قدرت های Molly را نشان می دهد. او می گوید وقتی Henry ناپدید شده انگار که او هم با Henry بوده، اما نمی داند چه اتفاقی برای او افتاده است. فقط می داند Henry چه احساسی داشته است، او ترسیده بوده و سپس آرامش یافته است. او به Henry متعجب می گوید خودش می خواسته پدرش بمیرد. و به بیرون کشیدن لوله اکسیژن اعتراف می کند و می گوید: “ما این کارو با هم کردیم.” اینکه انگار دست های آن ها با هم یکی بوده. Henry به او می گوید که دیوانه است و با ناراحتی از آن جا می رود. اما هنوز هم سوال هایی درباره اینکه چرا Henry می خواسته پدرش بمیرد و نقش Molly در مرگ او چه بوده وجود دارد.

در حالی که Henry درباره گذشته اش چیزهایی می فهمد، ناپدری‌اش به دنبال ماموریتی رفته، ماموریتی که توسط Kid با قول نجات Ruth به او محول شده است. او به Syracuse می رود تا ماشین رییس زندان Lacy را پیدا کند. ما این ماشین را در ۲ صحنه مهم دیده ایم – یکی زمانی که Lacy با آن از صخره پرید و سرش قطع شد،‌ و یکی زمانی که Pangborn کلانتر بود و Kid را پشت صندوق عقب ماشین Lacy دید. Kid برای چه این ماشین را می خواهد؟ به هر حال Alan آن را پیدا کرده و به زور اسلحه آن را می دزدد.

صحنه مهم قسمت «Filter» در جنگل نزدیک Castle Lake و در شب اتفاق می افتد. Henry Deaver در حال تعقیب راهی است که در بچگی و قبل از ناپدید شدن آن را طی کرده بود، تا اینکه به دو نفر در کنار یک آتش می رسد. یکی Willie که جوان و پرحرف است. یکی Odin Branch که پیر و ناشنواست. Odin حرف هایش را از طریق Willie به ارائه می کند. Odin می گوید که پدر Henry را می شناخته و هر دو به این معتقد بودند که طبیعت کلیسای خداست. اینجا به دور از همه سروصداهای جامعه تنها جایی بود که هر کسی می توانست صدای خدا را بشنود. پدر Henry معتقد بود می تواند این صدا را در وسط جنگل بشنود.

اما مثل همه داستان های King، چیزی که پدر Henry به دنبالش بود و Odin به خاطر آن خودش را ناشنوا کرده بود پیچیده تر از این حرف هاست. Odin «ایده شکاف» را توضیح می دهد که می گوید همه می توانند صدای هستی را در حال تطبیق خودش با واقعیت های مختلف بشنوند. «زمان های حالی دیگری هم وجود دارند» و شکاف همه آن ها را در یک واقعیت کنار هم قرار می دهد. برای بعضی ها مثل زنگ زدن گوششان است، و این صدا هم اکنون از همیشه بلندتر شده است. بهترین راه برای شنیدن آن این است که همه صداهای مزاحم را با وسیله ای که پدر Henry طراحی کرده فیلتر کنند. او نتوانست این دستگاه را بسازد، اما Odin این کار را کرده است. این وسیله به نظر یک اتاق عایق صداست که در یک ون قرار دارد. اما Odin قسم می خورد “داخل این اتاق سکوت مطلق حاکم است.” او Henry را به داخل هل می دهد و به نظر می آید Henry دچار یک حمله عصبی می شود. او چیزی می شنود. تصاویری پشت سرهم نشان داده شده و او فریاد می کشد. این صحنه ناخوشایند است اما مشخص نیست او چه چیزی شنیده یا تجربه کرده است.

در قسمت بعد درباره پایان ناخوشایند این قسمت هم چیزهایی خواهیم فهمید. Alan به خانه می آید و می بیند Kid بیرون خانه نشسته، پس از یک آتش سوزی کشنده در Juniper Hill از آن جا فرار کرده، و در حال قول دادن است که می خواهد برای Lacy یک بنای یادبود بسازد. اما دست های او خون آلود است. و از Alan یک سوال ترسناک می پرسد: “چرا منو توی صندوق عقب اون ماشین رها کردی کلانتر؟” در داخل خانه گرامافون در حال خواندن است، آلارم آتش به صدا درمی آید و Ruth Weaver ناپدید شده است!

نکاتی درباره قسمت ششم Filter:

Wendell قسمتی از یادداشت خاکسپاری پدربزرگش را می خواند که مهم است. “زندگی بر مرگ پیروز شد” این قسمتی از Corinthians 15:54 است و ادامه آن به نظر برای سریال حیاتی و مهم است، که نشان می دهد حداقل یک شخصیت سریال جاودان است: “زمانی که بدن فناپذیر ما به بدن آسمانی و فناناپذیر تبدیل می شود که جاودانه است، آنگاه این پیشگویی کتاب آسمانی محقق می شود که می گوید: زندگی بر مرگ پیروز شد.”

Castle Rock از موسیقی زیادی استفاده نمی کند، اما وقتی این کار را می کند، آن ها را از نسل های قدیمی انتخاب می کند، که به گیج شدن ما درباره قضیه جابجایی زمانی می افزاید. مثلا آهنگ The Sun Ain’t Gonna Shine Anymore از برادران Walker در این قسمت.

Kevin Hooks یکی دیگر از کارگردان های باسابقه تلویزیون این قسمت را کارگردانی کرده بود. او قسمت هایی از سریال های The X-Files, The Punisher, Mr. Mercedes, Castle, The Good Wife, Supernatural, 24, Lost را کارگردانی کرده است.

CASTLE ROCK

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن