انتخاب سردبیرمعرفی فیلمنقد فیلم

بررسی فیلم Captain Marvel – کاپیتان مارول: کیسه مخلوطی از نکات بد و خوب برای قهرمان زن MCU

کاپیتان مارول فیلمی است که برای طرفداران جهان سینمایی مارول از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود، چرا که این اولین فیلم MCU با رهبری یک زن به نام خانم مارول است. فیلم کاپیتان مارول مانند دیگر آثار دنیای سینمایی خودش از جلوه های بصری خوب و فضایی فان و سرگرم کننده بهره می برد که یک گربه نقش مهمی در این لحن طنز دارد، اما با همه این اوصاف این اثر یکی از ضعیف ترین و سرد ترین آثار چند سال اخیر مارول بوده است که من تماشا کرده ام. فیلم با یک ریتم به شدت متعادل از ابتدا تا انتها داستانش را روایت می کند و بیننده نیز بدون هیچ هیجان عجیب یا کاذبی با آن همراه می شود. ضعف ها و قوت های فیلم باعث می شود اثر در رده بالایی در رنکینگ دنیای سینمایی خودش قرار نگیرد، البته فیلم برای تجربه یک سرگرمی خوب با دوستان در یک غروب دل انگیز گزینه خوبی است. شاید بزرگترین نکته خوب فیلم معرفی یک قهرمان جالب به نام بری لارسون به جمع خانواده مارول باشد که به نظر من افزودنی قابل قبولی است. در ادامه به بررسی کوتاه فیلم خواهم پرداخت.

رونان دوباره بی معنی است

هنگامی که شنیدم دوباره شاهد شخصیت Ronan با بازی لی پیس در فیلم کاپیتان مارول هستیم خوشحال شدم، چرا که به ظاهر فرصت بیشتری برای دیده شدن به این شخصیت داده می شد، اما متاسفانه پس از این که او در فیلم نگهبانان کهکشان یک شخصیت پوچ را ایفا کرد، دوباره در این فیلم نیز کنار گود است و عمدتا هیچ نقشی در فیلم ندارد. به نظرم مارول اساسا به این کاراکتر اعتقادی ندارد و بیشتر با اسم آن بازی می کند و با لینک دادن به گذشته تنها برای وجود نامش از او بهره می برد، اگر به حضور کوتاهش دقت کنید متوجه بد بودن این گریم آبی اش به نسبت نگهبانان کهکشان نیز خواهید شد. در مجموع این کاراکتر بار دیگر هیچ تاثیری در فیلم های مارول ندارد، با وجود این که آنها از نام او استفاده تبلیغاتی می کنند، شاید زمان آن رسیده است او را به حال خودش رها کنند.

برخی از طنز ها و یا لحظات فان جالب نیستند

یک اسرار عجیب و بد در فیلم های مارول وجود دارد که بارها و بارها تکرار شده است، و آن سعی در ساخت صحنه ها کمدی در فیلم ها یا لحظاتی است که هیچ سِنخیتی با طنز ندارند. یک بار برای همیشه مارول باید دست از این کار غیر ضروری بردارد و به لحن فیلم هایش ایراد وارد نکند. این اقدام ناجالب در سراسر فیلم و شخصیت های کاپیتان مارول به وضوح دیده می شود. ایراد این موضوع مستقیم به فیلمنامه مربوط می شود، زیرا با وارد کردن برخی از لوس ترین جوک هایی که نیازی به انجام آن نیست، لحن اثر را دچار چند زبانی می کند. این لحظات بیشتر در مبادلات بین شخصیت ها ظاهر می شوند، به خصوص در نیمه اول فیلم، البته از جایی به بعد یک گربه در مرکز طنز قرار می گیرد که استفاده ابزاری از او نیز بعد چند بار شوخی کردن لوس می شود. فضای فان در فیلم ها چیز بدی نیست، اما هر چیزی زمان و مکان خودش را می طلبد.

اسلو موشن یا حرکات آهسته روی اعصاب برای خفن کردن قهرمان!

به نظرم دیگر استفاده از حرکت آهسته دوربین و کمی چرخش دادن به آن از مد افتاده ترین متود ها یا روش های کارگردانی است، که در کاپیتان مارول به غیر ضروری ترین حالت ممکن از آن استفاده شده است. متاسفانه کارگردانان این اثر این حرکت به نظرِ خودشان خفن را برای واکنش هیجانی مخاطبان انجام داده اند، که اصلا جواب نمی دهد. هدایت بدفرم فیلم در لحظاتی که باید شاهد چیز خاصی از بری لارسون یا کاپیتان مارول باشیم که به نظر حماسی تر برسد، به شکل ناشیانه ای با اسلو موشن ها یا لحظات آرام دوربین همه چی را به هم می ریزد. با این کار قصد هدایت و چگونگی تماشای مخاطبان به فیلم را داشته اند که واقعا روی اعصاب است.

فیلم و فیلمساز بی اندازه خود را هوشمند حساب کرده اند!

این احساس در من بیننده به وجود می آید که در این فیلمنامه نه چندان قوی چیز هایی وجود دارد که در قامت بیان آن نمی گنجد. واضح تر بگویم، فیلم خیلی چیز ها را می خواهد بگوید اما توانش را ندارد. پیام فیمینستی فیلم کاملا واضح است و فیلمساز با کمک این پیام به نظر خودش خیلی مهم و بزرگ به نظر می رسد، و احساس می کند انگار خودش برای اولین بار در طول زمان یک ابر قهرمان زن برای دختران خلق کرده است، که به وضوح این احساس درست نیست چرا که دیگرانی وجود داشته اند که بهتر از این کار کرده اند. البته از این قبیل پیام های ریز در فیلم باز هم وجود دارند، مانند پیام ضد جنگ و یا پیامی ویژه مربوط به مهاجران و دیگر هویت ها که خیلی روشن و واضح نیستند.

حدود نیمی از جلوه های بصری جالب نیستند

در طی این چند سال جلوه های ویژه در مارول به یک بلوغ و سطحی قابل توجه رسیده اند که نشود به آنها ایراد گرفت، اما در کاپیتان مارول ضعف هایی وجود دارد که همه متوجه می شوند. به نظر می رسد در بعضی سکانس ما در حال مشاهده زود هنگام صحنه ها قبل از تاثیر کامل افِکت های تصویری هستیم و انگار این هدف نهایی از منظر بصری نبوده است. برای مثال بدترین جلوه های بصری متعلق به سکانس پرواز در فضاست، که در آن ما شاهد شات های کلوز آپی هستیم که از نظر بدی و فقر بصری با سیبیل هنری کاویل رقابت می کند. همچنین یک تیم فنی به نظر مخصوص تاب دادن و حرکات موی بری لارسون یا کاپیتان مارول بوده اند، و به نظر با هیجان این کار انجام داده اند و من برای پیچش موی از آن ها تشکر می کنم. در نتیجه این جلوه های بصری با ضعف های چشمگیرش خیلی جای تحسین ندارد.

هنگامی که اثرات بصری کاپیتان مارول خوب هستند!

همان طور که بد نیمی از اثرات بصری را گفتیم، حالا نکته خوب در جلوه های ویژه کاپیتان مارول هم می گوییم. در این فیلم در ابعاد گوناگون از CGI استفاده شده است مانند تغییر چهره ساموئل اِل جکسون به دوران جوان ترش که واقعا خوب هستند. اقدامات بصری بر روی صورت او با جزئیات ریز انجام شده است و در نتیجه ما شاهد یک دستاورد فنی قابل هستیم. البته همین تغییرات در صورت کلارک گرگ خیلی جواب نداده است.

عملکرد قابل قبول بازیگران

یکی از نگرانی های طرفداران در مورد بری لارسون در نقش کارول دنورس بود، اما اجرای این بازیگر برنده اسکار و توانا نشان داد باز هم می شود به او اعتماد کرد. نکته خوب شخصیت کارول که با عملکرد خوب لارسون همراه شده، مربوط به یک قوس شخصیتی است که کاپیتان باید لایه های بیشتری از خودش را کشف کند، که بازی بری لارسون این لحظات را گرم تر کرده است. بازی جکسون در غالب نیک فیوری در این اثر نیز قابل توجه است و این بازیگر پر کار از پس تکرار این نقش به خوبی برآمده است. بن مندسون و اکثر دیگر شخصیت های مکمل نیز از سطح بازی خوبی برخوردار هستند و در مجموع نمره بازی ها دارای امتیاز بالایی است.

5

5
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن