Top 10worst 10

بدترین فیلم های Spin-Off تمام دوران

فیلم های اسپین آف چیز های نادر و کمیابی هستند و در عین حال بسیار کنجکاو برانگیز هستند و دلایل مختلفی وجود دارد که چرا یک استودیو می تواند به جای دنباله مستقیم، یک اسپین آف را تولید کند. گاهی پولسازی دنباله های یک فیلم، بودجه اینچین آثاری را تامین می کند و باعث بسط و گسترش جهان داستانی آن می شود. گاهی عدم حضور ستاره ای از جهان اثر در این اسپین آف ها به سادگی باعث شکست آن می شود و گاهی نیز این موضوع عکسش جواب می دهد. در اکثر موارد، امید بر این است که اسپین آف خیلی موفق باشد و خود تبدیل به یک فرنچایز شود. متاسفانه، این کار همیشه خوب انجام نمی شود. گاهی این اسپین آف ها تمام چیز های مثبت دنیای اصلی خود را حذف می کنند و حرف جدید و ضد لحن فیلم های اصلی خود را پیش می گیرند. در حالی که اسپین آف اول جنگ ستارگان یعنی Rogue One یک موفقیت بزرگ بود، ولی دومین آن ها یعنی Solo بدل به یک شکست کامل شد و در نتیجه آن دیزنی اعتراف کرد دلیل این شکست منتشر کردن خیلی سریع آن نسبت به اسپین اول بوده است. یکی از اسپین آف های نسبتا موفق این سال های از جهان هری پاتر می آید که جانوران شگفت انگیز است و تبدیل به یک فرنچایز جداگانه ای شده است. حالا ما می خواهیم بدترین اسپین آف های تمام دوران را با هم بررسی کنیم.

Alien vs. Predator (2004)

در حالی که کیفیت فیلم های Alien و Predator تا حدودی متغیر است، ولی Alien vs. Predator موفق به کسب بدترین فیلم هر دو فرنچایز در هر رنکینگی می شود. اتصال حماسی بین دو هیولای نمادین همیشه توسط طرفداران مورد درخواست بود و پیش بینی می شد چنین اثری تولید شود. اما فیلم نهایی تنها یک فیلم بد معمولی نبود، بلکه خسته کننده به معنی واقعی کلمه بود. برخی سکانس های اکشن بین زنومورف و غارتگر در فیلم لذت بخش هستند، ولی شخصیت های انسانی فیلم را کاملا نابود کرده اند. شخصیت های خسته کننده و پرگو با دیالوگ های افتضاح فیلم را به ورطه سقوط می کشانند و از فرم خارج می کنند. درجه بندی PG-13 باعث شده بود سکانس های اکشن هم آن جذابیت مورد انتظار طرفداران را نداشته باشند و به این شکل اثر تبدیل به یکی اسپین آف های افتضاح دوران شده است.

Planes (2013)

یک اسپین آف ضعیف و بی مورد از فرنچایز محبوب دیزنی ماشین ها که مستقیم به زباله دان تاریخ پیوست. اما هواپیما به چند دلیل متفاوت بود، اول این که این اثر اولین اسپین آف از پیکسار قدرتمند بود و دست بر روی یکی از محبوب ترین آثار آن یعنی ماشین ها گذاشته بود. دوم این که سازندگان فیلم در ابتدا قصد داشتند فیلم را به صورت مستقیم در نمایش خانگی عرضه کنند، ولی در نهایت تصمیم به اکران سینمایی آن گرفته شد. در نتیجه با چنین عقبه و پشتوانه ای که نام جان لستر نیز پشت آن بود انتظار ها بر این باور بود که شاهد اسپین آفی شایسته خواهیم بود که کاملا عکس آن اتفاق افتاد.

Elektra (2005)

یکی از نکاتی که همیشه عاملی است که باعث تولید اسپین آف می شود، خوب بودن فیلم اورجینال است. اما فیلم الکترا استثنائی است، چرا که فیلم اورجینال آن یعنی Daredevil خودش یک افتضاح کامل بود. یکی از دلایل تولید الکترا این بود که آن روز ها جنیفر گارنر یکی از داغ ترین ستاره های تلوزیونی قهرمان محور بود که تحسین نیز شده بود و سازندگان بر همین منظور ساخت فیلم را ایده خوبی می دانستند و دیگر این که خیلی از منتقد ها تنها نکته مثبت فیلم Daredevil را نیز خود گارنر می دانستند. اما الکترا وحشتناک است، گارنر خسته به نظر می رسد و طرح و دیالوگ ها و اکشن فیلم نیز عجیب هستند. کارگردان راب بومن هیچ شبیه سازی واقعی از شخصیت ندارد و همین فیلم را نابود کرده است.

The Scorpion King (2002)

اولین فیلم دواین جانسون در قامت ستاره اصلی، اسپین آفی از فرنچایز مومیایی بود که با توجه به شهرت الان این بازیگر تعجبی است که بگوییم فیلم واقعا پر از ایراد بوده است. این اثر بعد بازگشت مومیایی در دست تولید قرار گرفت و شخصیت عقرب شاه از همان فیلم جدا شده و در فیلمی کامل به آن پرداخته شد. مشکل بزرگ آن فیلم دواین جانسون بود چرا که او آن زمان به عنوان ستاره کشتی چیزی جز عضلات بزرگ و سخت نبود و به عنوان بازیگر هیچگونه جذابیت یا کاریزمایی که الان به عنوان سوپر استار دارد را نداشت و بیننده توانایی ارتباط با او را پیدا نمی کرد. در کنار این ایرادات اکشن کند فیلم با ریتمی یکنواخت و سرد به همراه CGI وحشتناک آن یک اسپین آف که بهتر است در ماسه های زمان باقی بماند را شکل داده بود.

X-Men Origins: Wolverine (2009)

چگونه می توان یک اسپین آف پر مهره و مهم را نابود کرد؟ جواب روشن است با دیدن X-Men Origins: Wolverine همه چی معلوم می شود. یک فیلم ابرقهرمانی با محوریت ولورین و با بازی هیو جکمن انتظارات طرفدارن این دنیای سینمایی را بسیار بالا برده بود که یک فیلم جذاب را ببینند، ولی نتیجه فاجعه ای شد که طرفداران اصلا انتظارش را نداشتند. هر چند هیو جکمن در فیلم تماشایی است ولی داستان، بازی ها، دیالوگ ها و برخی از سکانس های اکشن از کیفیت بسیار پایین و بدی برخوردار هستند به گونه ای که از این اثر به عنوان لکه سیاه این فرنچایز یاد می شود. فیلمنامه بد فیلم که در طول تولید نوشته شده بود، نسخه های وحشتناکی از Deadpool و Gambit را بدون هیچ دلیلی وارد فیلم کرده است بدون این که خروجی جذاب و یا مهمی به بیننده بدهد. خوشبختانه این فیلم یک تلنگر بود و موفقیت های بعدی Wolverine و Logan (هر دو به لطف کارگردان James Mangold) به این معنی است که طرفداران می توانند تصور کنند که این اثر هرگز اتفاق نیفتاده است.

Son of the Mask (2005)

تولید فیلمی اسپین آف از Mask بدون Jim Carrey جنون محض است و بس. و با این حال، پسر ماسک دقیقا همان چیزی است که نباید باشد. جیم کری علاقه ای به بازنمایی نقش خود به عنوان استنلی از کلاسیک فراموش نشدنی ماسک نداشت، و برای یک دهه همه ماسک را تنها با کری می شناختند و دوست داشتند، تا این اسپین آف همه چیز را خراب کرد. بازی جیمی کندی در نقش پسر ماسک افتضاح است، یک بچه بازی پوچ و ضعیف، نتیجه فیلم به شدت غیرقابل تحمل است. این فیلم در گیشه شکست خورد و در جوایز سالانه تمشک طلایی سردم دار آثار بد سال شد و بازیگر فیلم جیمی کندی رسما گفت هیچ کس خوشحال نیست که این فیلم وجود دارد.

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن